میدانم از من نخواهی رنجید که میگویم این خبر بشارتی بود مرا. به یقین میدانم تنها راه شناخت روح بزرگ تو برایشان این بود که در بندت کنند. شهامت این را دارم که با کمال میل اجازه دهم این فرصت را داشته باشند تا روزگاری از عمر بی مایه خود را همنشین تو باشند. گرچه خرده ای بر آنان ندارم، بر طرز فکر و اعتقادشان یا حتا عملکردشان (هر قدر که با تو تندی کنند ) هم اعتراضی ندارم. میدانم هر کدام از آنها که ناروایی بر تو روا میدارد، چون من و تو فرزند این بوم و بر است، او هم خون ایرانی در رگش میجوشد و در کنه نهادش میهن پرستی بالقوه است. تنها تفاوتی که با من و تو دارد این است که آموزش لازم را ندیده، صد البته که تو در این مدت این امکان را به نیکویی برایش فراهم میسازی. برایت نمیپسندم که صبور باشی و بردبار در این مجال کوتاه، و میدانم تو هم برای خود نمیپسندی تحمل و مدارا را، انتظار دارم بیاموزیشان آنچه تا امروز باید می آموختند، که این رخداد را بلوغ مبارزات سیاسی یک سرباز وطن میدانم. اگر و اگر پس از رهایی، از زندانبانش سربازی شایسته برای مام میهن بسازد. این فرصت مغتنمی است برای آنان تا مفهوم وطن پرستی را بیاموزند. تا آنچه را که در اسطوره ها ( اگر که خوانده باشند یا شنیده باشند ) از ایستادگی به راه وطن و رادمردی، پیش چشم ببینند. شادمانم که از زیستن با تو مفهوم «فنا گشتن در آرمان » را به کمال خواهند آموخت. بگذار آن که تو را در بند میکند بر خود ببالد که روزگاری مردی بزرگ را به بند کشیده که آزادی روح و جسم را در گرو مساحت دنیای پیرامونش نمیداند، بگذار ژرفای آزادگی روحت او را شگفت زده کند. بگذار تا بیکرانگی اندیشه ات را به تماشا بنشیند آن زمان که در اندیشه حقوق پایمال گشته ملت ایران، مرزهای جغرافیایی ذهن او را در مینوردی و به پیوستن مردم قفقاز و ارمنستان و نخجوان به مام وطن می اندیشی، بگذار به سخاوت قلب پهناورت ایمان بیاورد، آن لحظه ای که داغ مردم افغانستان یا سوز دل اهالی بغداد را در سینه میپروری. از مردم بحرین که چشم انتظار در آغوش کشیدن هموطنان خود هستند برایشان بسیار بگو. به آنان بیاموز که دگربار اگر دژخیم چشم طمع به ناموس وطنش خلیج فارس انداخت، کنار تو فریاد دادخواهی خاک وطن سرکشد، یا چنانچه دست چپاول به جزایر ایرانی دراز کرد همراه تو غیرت ایرانیش سرریز شود یا اگر ادعایی از تصاحب دریای مازندران شنید چگونه در گلو خفه اش کند. از تو انتظار ندارم که وقت را تلف کنی و فرصت را از دست دهی، سربلندی را برایشان سر مشق باش و بگذار الگویی بایسته در اختیار داشته باشند تا مقاومت و ایستادگی یک دلیر مرد را دریابند. تو را چون آرش بر بلندای دماوند جاودانه و آزاده میخواهم، همواره و برای همه ایرانیان ..... آزاده منم ولی آزادگی شایسته توست
+ نوشته شده در Sun 28 Jun 2009ساعت 2:31 AM توسط میثاق آزاد |