تبليغاتX
ایرانی آزاد

ایرانی آزاد

سیاسی (پان ایرانیست ایران_اوکراین)

ماجرا از کجا آغاز شد؟

روز هفتم اردیبهشت ماه 133۱، دوره‌ هفدهم مجلس شورای ملی گشایش یافت و پس از تصویب اعتبارنامه‌ بیشتر نمایندگان، روز 14 تیر ماه اعلام آمادگی كرد. دكتر مصدق كه چند روز پیش، از مسافرت به لاهه بازگشته بود، برپایه‌ قرارداد پارلمانی، از كار كناره گرفت و در سخنرانی كه از رادیو پخش شد، برای ادامه خدمت اعلام آمادگی كرد و افزود:

« چه این دولت سر كار باشد و چه نباشد، محال است كه دیگر وضع سابق تجدید شود و آب رفته به جوی باز آید...»(1)

فردای آن روز (15 تیرماه)، اكثریت نمایندگان مجلس شورای ملی در جلسه خصوصی، به نخست وزیری دكتر محمد مصدق، ابراز تمایل كردند. همان روز، مجلس سنا در عریضه ای به شاه، خواستار آن شد كه فرمان نخست وزیری به نام دكتر مصدق صادر شود تا اینكه مجلس پس از تشكیل دولت و بررسی برنامه آن، نظر خود را نسبت به آن اعلام دارد. اما دكتر مصدق، همان روز گفت كه پیش از ابراز تمایل مجلس سنا، حاضر به پذیرش نخست وزیری نخواهد بود. دو روز بعد، مجلس سنا با اكثریت ضعیف، تمایل خود را نسبت به نخست وزیری دكتر مصدق اعلان كرد:

« نخست وزیر، ابتدا به كمی رای سنا معترض بود و آن را برای قبول زمامداری كافی نمیدانست، ولی پس از ملاقاتی كه با هیات رییسه سنا به عمل آورد، حاضر به قبول مسئولیت گردید.» (2)

حزب‎ پان ایرانیست، با توجه به تحولات داخلی و نیز بررسی جریانهای خارجی، به این نتیجه رسید كه روزهای سختی در پیش خواهد بود. با توجه به این بررسیها، در روز‎های میانی تیر ماه 1331، به افراد خود در سرتاسر كشور، دستور داد:

« در هر كجا كه هستید، با دشمنان مصدق مبارزه كنید، با زبان، با قلم، با مشت، با تظاهرات، با هر وسیله كه میتوانید، حمایت قاطع حزب را از برنامه های دكتر مصدق اعلام دارید. بلشویكهای مزدور، نوكران بی‎آزرم انگلیس، این دشمنان ایران و معاندین مصدق را منكوب كنید. »(3)

دكتر مصدق، با توجه به تركیب مجلس شورای ملی، رای اخیر مجلس سنا و جبهه بندیهای جدید داخلی، به این نتیجه رسید كه در حال حاضر شاید مبارزه در جبهه داخلی، سختتر از مبارزه با استعمارگران خارجی است از اینرو، برای پیشگیری از گزندهای احتمالی باید جبهه داخلی را نیرومندتر سازد. از اینرو، وی بر آن شد كه مسئولیت اداره وزارت جنگ را برپایه قانون اساسی، دولت عهده دار گردد و برای رویارویی با بحران برخاسته از محاصره اقتصادی ایران، اختیاراتی از مجلس درخواست كند.

محمد رضا شاه پس از تغییر قانون اساسی در سال 1328، عنوان تشریفاتی فرماندهی كل قوا را به دست آورده بود. وی با بهره گیری از این عنوان تشریفاتی، نیروهای مسلح را در اختیار گرفته بود. وزیران جنگ از زمان قدرت گیری رضاشاه، از سوی شاه، منصوب میشدند.

روز 25 تیرماه، پس از یك گفتگوی سه ساعته با شاه، دكتر مصدق كه نتوانسته بود موافقت وی را با گزینش وزیر جنگ از سوی نخست وزیر به دست آورد، استعفا كرد. دكتر مصدق در اینباره گفت:

« پس از مراجعت از لاهه كه دولت میبایست به مجلس معرفی شود، برای اینكه اختلاف دربار با دولت راجع به بعضی از اصول متمم قانون اساسی به صورت بارزی جلوه گر نشود، چنین به نظر رسید كه وزارت جنگ را این جانب عهده دار شوم... این بود كه روز 25 تیر 1331 قبل از ظهر به پیشگاه ملوكانه شرفیاب شدم و این پیشنهاد را نمود كه مورد موافقت قرار نگرفت و اعلیحضرت همایون شاهنشاهی... فرمودند: پس بگویید من چمدان خود را ببندم و از این مملكت بروم. چون هیچوقت حاضر نمیشدم چنین كاری بشود، فورا استعفا دادم و از جای خود حركت كردم. ولی چون اعلیحضرت پشت در اتاق كه بسته بود ایستادند و از خروج من ممانعت فرمودند، این كار مدتی طول كشید. دچار حمله شدم و از حال رفتم و پس از بهبودی كه اجازه مرخصی دادند، فرمودند تا ساعت هشت بعد از ظهر اگر از من به شما خبری نرسد، آن وقت استعفای خود را كتباً بفرستید و چنانچه برای من پیش آمدی بكند، از شما انتظار مساعدت دارم كه عرض شد كه به اعلیحضرت قسم یاد كردم و به عهد خود وفا دارم .»(4)

از آنجا كه تا ساعت هشت، آگاهی از سوی شاه به نخست وزیر نرسید، دكتر محمد مصدق از سمت خود استعفا داد:

پیشگاه مبارك اعلیحضرت همایون شاهنشاهی

چون در نتیجه تجربیاتی كه در دولت سابق به دست آمده، پیشرفت كار در این موقع حساس ایجاب میكند كه پست وزارت جنگ را فدوی شخصا عهده دار شود و اینكار، مورد تصویب شاهانه واقع نشد. البته بهتر است كه دولت آینده را كسی تشكیل دهد كه كاملا مورد اعتماد باشد و بتواند منویات شاهانه را اجرا كند. با وضع فعلی ممكن نیست مبارزه ای را كه ملت ایران شروع كرده است، پیروزمندانه خاتمه داد. (5)

فدوی ـ دكتر مصدق 25 تیرماه 1331

متن استعفای دكتر مصدق، از رادیو خوانده شد و در روزنامه ها به چاپ رسید. این خبر، مردم را به هیجان آورد و تظاهرات در حمایت از دكتر مصدق از سوی حزبهای ملی آغاز شد. بیشتر مغازه های شهر و به ویژه بازار تهران، به حالت تعطیل درآمدند .

روز 26 تیرماه، مجلس شورای ملی، بدون حضور نمایندگان جبهه ملی و در نتیجه داشتن شمار لازم برای تشكیل و گرفتن تصمیم، به نخست وزیری احمد قوام اظهار تمایل كرد و شاه فرمان نخست وزیری را با لقب « جناب اشرف » ، به نام وی صادر كرد .

احمد قوام، فردای آن روز، یعنی روز بیست و هفتم تیر ماه 1331، اعلامیه ای صادر كرد:

« ایران دچار دردی عمیق شده و با دارو‎های مخدر درمانپذیر نیست... باید ملت، همكاری بی‎دریغ خویش را از من مضایقه ندارد تا بتوانم به این بیماری، علاج قطعی بدهم. مخصوصا در یك سال اخیر، موضوع نفت، كشور را به آتش كشیده است... این همان موضوعی است كه ابتدا من عنوان كردم... بعضی، تصور میكردند اشاره در این مورد، باعث سقوط حكومت من شده... اما من، از اقدام خود، نادم نیستم. زیرا جانشین آینده من جناب آقای مصدق السلطنه، آن فكر را با سرسختی بی مانندی دنبال نمود و در مقابل هیچ فشاری، از پای ننشست... من هم به همان اندازه كه از عوام فریبی در امور سیاسی بیزارم، در مسایل مذهبی نیز از ریا و سالوس منزجرم. كسانی كه به بهانه مبارزه با افراطیون سرخ، ارتجاع سیاه را تقویت نموده‎‎اند، لطمه شدید‎ی به آزادی وارد ساخته، زحمات بانیان مشروطیت را از نیم قرن به این طرف، به هدر داده اند. من در عین احترام به تعالیم مقدسه اسلام، دیانت را از سیاست، دور نگاه خواهم داشت و از نشر خرافات و عقاید قهقرایی جلوگیری خواهم كرد...» (6)

اشتباه مرگ بار قوام، بخش فرجامین اعلامیه او بود. در این بخش، خودكامگی و تحقیر مردم، موج میزد و لحن برخورنده آن، بر خشم مردم افزود. قوام در این اعلامیه گفته بود:



«... وای به حال كسانی كه در اقدامات مصلحانه من اخلال نمایند و در راهی كه در پیش دارم، مانع بتراشند، یا نظم عمومی را بر هم بزنند. این گونه آشوبگران، با شدیدترین عكس العمل از طرف من روبرو خواهند شد... به عموم اخطار میكنم كه دوره عصیان سپری شده و روز اطاعت از اوامر و نواهی حكومت فرا رسیده است. كشتیبان را سیاستی دگر آمد . » (7)

27/4/1331
رییس الوزرا ـ احمد قوام

در این میان، احمد قوام چنان به موفقیت خود اطمینان داشت كه از شاه خواسته بـود كه بـا انحلال مجلس هفدهم موافقت كند و او نیز موافقت كرده بود .(7)

احمد قوام در باز گرداندن آذربایجان به ایران، همراه با ندادن نفت به روسها، كار بزرگی انجام داد:(8)

قوام‎السلطنه، زیركانه روسها را با دست به دست كردن كار آذربایجان و نفت، فریب داد تا كار تخلیه آذربایجان انجام گرفت. باید انصاف داد كه در این كار، سخت كامیاب شد و در این راه، به میهن خود ایران، خدمت بزرگی كرد.

البته باید دانست كه هر گاه روسها در برابر تخلیه آذربایجان موفق شده بودند كه امتیاز نفت شمال را به دست آوردند، در آن صورت ملی كردن صنایع نفت در سرتاسر كشور در سال 1330 ، امر غیر ممكن بود. اما احمد قوام، با استادی و مهارت هر چه تمامتر حریف مسكوی خود را در موقعیتی قرار داد كه این حریف، هر ورقی را بازی میكرد، قوام دست بالایش را می آورد. اگر روی نفت متمركز میشد، آذربایجان را به عنوان یكی از اقمار احتمالی از دست میداد و اگر آذربایجان را میپایید، نفت را میباخت.(9)

بسیاری از پژوهشگران و تاریخ نگاران بر این باورند كه بدون «قوام»، آذربایجان از دست رفته بود. فشار زیادی كه برای حل غائله آذربایجان بر احمد قوام وارد شد، او را به كلی فرسوده و پیر كرده بود. اما او بدون توجه به پند خواجه شیراز كه «چون پیر شدی حافظ، از میكده بیرون شو »، خود را هنوز جوان «گود سیاست» میدانست. او در حالی برای چندمین و آخرین بار، كرسی نخست وزیری را پذیرفت كه افزون بر فرسودگی و پیری، بیمار بود و برای رهایی از گرمای تابستان، از تهران بیرون رفت و در كاخ تابستانی وزارت امور خارجه در شمیران (پل رومی)، مستقر شد. بدینسان، او در فرجامین حضور سیاسی، همه دست‎آورد و اندوخته گران قدر در حل غائله آذربایجان را در معرض مخاطره و دست‎اندازی قرار داد. بر پایه اسناد و مدارك موجود او حتی با آن نوشتار روان و تسلط كامل بر ادب فارسی، تهیه اعلامیه روز 27 تیر ماه را به دیگران واگذار كرده بود.(10)

لحن فرجامین بخش اعلامیه قوام و منم منم كردنهای او و تهدید مردم به واكنش تند و گفتن این جمله كه « روز اطاعت از اوامر و نواهی حكومت فرا رسیده است » كه بیشتـر بـه سخـن فـرمانده‌ نیروی اشغالگر میمانست تـا نخست وزیر كشور، « نفت » ی بود كه بر آتش شعله ور خشم مردم پاشیده شد.

لحن اعلامیه قوام، سخت به مردم برخورد و به مردم گران آمد و توفان خشم مردم، دولت او را روز 30 تیر 331 ، از بنیان كند.

بخش دوم ـ خیزش 30 تیر

روز 26 تیرماه، نمایندگان جبهه ملی در مجلس شورای ملی، اعلام كردند (11)

ما امضاكنندگان ذیل، نمایندگان مجلس شورای ملی، در تایید سوگندی كه برای حفظ مبانی مشروطیت در مجلس شورای ملی یاد كرده ایم و به علت این كه در شرایط فعلی ادامه نهضت ملی، جز با زمامداری دكتر مصدق میسر نیست، متعهد میشویم با تمام قوای خود و وسایل موجود از دكتر مصدق پشتیبانی نماییم:

اصغر  پارسا- صفایی- مهندس احمد زیرك زاده- دكتر عبدالله معظمی- دكتر سیدعلی شایگان- دكتر مظفر بقایی- سید شمس الدین قنات آبادی- حسین مكی- سید جوادخلخالی- سید مهدی حاج سید جوادی- محمود نریمان- سید ابوالحسن حایری زاده- علی اصغر مدرس- نادعلی كـریمـی- سید مرتضی شبستری- احمد اخگر- سید محمدعلی انگجی- سید ابراهیم میـلانـی- فخرالـدین فرزانه- مهندس كاظم حسیبی- ناصر قشقایی- خسرو قشقایی- سید باقر جلالی موسوی- محمدابراهیم شاپوری- مهندس سید احمد رضوی- یوسف مشار- حسین‌علی راشد- دكتر  ابوالحسن ملكی- دكتر احمد ناظر زاده كرمانی...

آیت‌الله سید ابوالقاسم كاشانی نیز، اعلامیهای در پشتیبانی از دولت ملی دكتر مصدق منتشر كرد. در این اعلامیه آمده بود :

« برادران عزیزم... كوشش من و شما برادران مسلمان در قطع ریشه استعمار و برانداختن مظاهر و آثار استثمار، به عنایات پروردگار میرفت كه نتیجه قطعی خود را بخشیده و ایران را برای همیشه از شر اجانب رهایی بخشد، ولی سیاستی كه قرون متمادی دولتهای مزدور را بر سر كار می آورد، بالاخره حكومت دكتر مصدق را كه بزرگترین سد راه خیانت خود میدانست، بر كنار و درصدد برآمد عنصری را كه در دامان دیكتاتوری و استبداد پرورش یافته و تاریخ حیات سیاسی او پر از خیانت و ظلم و جور است و بارها امتحان خود را داده و دادگاه ملی حكم مرگ و قطع حیات سیاسی او را صادر كرده است، برای چندمین بار بر مسند خدمتگزاران واقعی گمارد...

احمد قوام باید بداند، در سرزمینی كه مردم رنجیده آن پس از سالها رنج و تعب، شانه از زیر دیكتاتوری كشیده اند نباید رسما اختناق افكار و عقاید را اعلام و مردم را به اعدام دسته‌ جمعی تهدید نماید. من صریحا میگویم كه بر عموم برادران مسلمان لازم است كه در راه این جهاد اكبر كمر همت محكم بر بسته و برای آخرین مرتبه به صاحبان سیاست استعمار ثابت كنند كه تلاش آنها در به دست آوردن قدرت و سیطره گذشته محال است و ملت مسلمان ایران، به هیچیك از بیگانگان اجازه نخواهد داد كه به دست مزدوران آزمایش شده، استقلال آنها پایمال، و نام با عظمت و پرافتخاری را كه ملت ایران در اثر مبارزه مقدس خود به دست آورده است، مبدل به سرشكستگی شود...»(12)

همان روز (بیست و ششم تیر ماه 1331) ، حزب پان ایرانیست ، با صدور اعلامیه ای در پشتیبانی از دولت ملی دكتر محمد مصدق، اعلام داشت: (13)

زنده باد مصدق ... مرگ بر دشمنان ایران

هم میهنان! زنان! مردان! کارگران! برزگران! اصناف! پیشه وران! اکنون میهن ما در آستانه انجام یک توطئه بزرگ و جنایت تاریخی قرار گرفته است. این جنایتی است که به دست عوامل بیگانه و نوکران نشاندار انگلیس برای شکست ملت ایران و در راه دشمنی با دکتر مصدق به کار میرود.

ما اکنون اعلام میداریم که جز دکتر مصدق هیچکس را شایسته رهبری در این نبردهای رهایی بخش نمیشناسیم. هزاران هزار جوانان نیرومند حزب پان ایرانیست در سراسر ایران از رهبر انحراف ناپذیر مبارزه ملی "دکتر مصدق" حمایت خواهند کرد. ما نخواهیم گذارد یکبار دیگر تیرگی همه جا را فراگیرد و ظلمت استعمار میهن ما را جولانگاه جنایتکاران قرار دهد. ما نبرد خونین خود را بر ضد همه دستگاه های بیگانه پرست ادامه میدهیم. ما همه مردم ایران را فرا میخوانیم که در راه به خاک سائیدن پوزه اجنبی پرستان همدوش مصدق دلیر همچنان به پیش روند.

ایرانی...خون و شرافت تاریخ ملت تو به تو حکم میکند که نگذاری مرز و بوم ایران باز اسیر پنجه های خون آشام استعمار گردد.

هممیهن ... در صفوف مبارزه مجهز باش.

نبرد خونین ادامه خواهد یافت.

به پیش ... با ما... در راه ایران ...همدوش با مصدق.

دفتر مرکزی حزب پان ایرانیست    شامگاه پنجشنبه 26 تیر 1331

به دنبال اعلامیه كمیته عالی رهبری حزب پان ایرانیست، پایگاه ها و سازمان حزب در تهران و دیگر شهرهای كشور، بر تلاش خود برای رویارویی با خیانت آشكار دربار و هیات فاسد حاكمه، افزودند.

پایگاه البرز، به عنوان نیرومندترین یگان دانش‌آموزی كشور، همراه با پایگاه‌های دیگر دانش آموزی، مانند پایگاه دبیرستان مروی، هدف، دارالفنون، پیرنیا، فیروز بهرام، ادیب، رهنما و... دست اندركار برنامه ریزی گسترده برای انجام تظاهرات همگانی، میتینگهای موضعی، چاپ و پخش اعلامیه،‌ شعار نویسی بر روی دیوارها، تظاهرات در گروه های 3- 2 نفره در درون اتوبوسها و... شدند.

سازمانهای جوانان، بانوان، كارمندان و اصناف حزب در تهران نیز، همه افراد خود را برای شركت در تظاهرات، بسیج كردند و برنامه گسترده ای را تدارك دیدند.

همچنین یگان كارگری حزب پان ایرانیست در تهران نیز دست اندركار برنامه ریزی و اجرا شد. نشست همگانی مسئولان سندیكای ملی لوكوموتیورانان راه آهن و سندیكای ملی كارگران دخانیات (وابسته به حزب پان ایرانیست)، همراه با نمایندگان كارگران ملی سیلو، بلورسازی و چیت سازی، زمینه گسترده ای را برای حضور كارگران در تظاهرات علیه دولت قوام و پشتیبانی از دولت ملی دكتر مصدق، فراهم آورد. سازمانهای حزب پان ایرانیست در شهرستانها نیز، با شتاب فراوان، خود را بیش از پیش، آماده شركت در تظاهرات كردند.

حزب پان ایرانیست، در سرتاسر خوزستان دارای تشكیلات گسترده ای بود، به گونه ای كه تشكیلات در خوزستان دارای سرپرستی ویژه به خود بود. سرپرستی سازمانهای حزب پان ایرانیست در خوزستان را، شادروان دكتر حسین طبیب كه در شهر اهواز مستقر بود، به عهده داشت.

تشكیلات حزب در مشهد و دیگر شهرهای خراسان، دارای گسترش زیادی بود. به گونه ای كه تشكیلات حزب در مشهد كه سرپرستی شهرستانهای استان را نیز به دوش میكشید، هفته نامه ای به نام « ندای خون » را با شمارگان زیادی منتشر میكرد.

با وجود استواری تشكیلات حزب پان ایرانیست در شهر رشت، قلب تپنده تشكیلات حزب در استان گیلان، در شهر رودسر میزد. در هیچ كجای دیگر، حزب دارای تشكیلات روستایی به گستردگی رودسر نبود.

در شهر زاهدان، تنها تشكیلات موجود حزبی، تشكیلات حزب پان ایرانیست بود كه از اقبال خوبی در میان مردم، برخوردار بود . امیر قاسم بهزادی مسئول تشكیلات، با روشن بینی و پشتكار، توانسته بود دفتر حزب پان ایرانیست در زاهدان را به مركز گره گشایی و تظلم مردم بدل كند.

تشكیلات حزب پان ایرانیست در كرمانشاه نیز از گستردگی قابل توجهی برخوردار بود و در روز 30 تیر، توانست، نقش راهبری تظاهرات مردم را به عهده گیرد. حزب پان ایرانیست، در قزوین دارای تشكیلات پهناوری بود و تشكیلات حزب، اتحادیه های كارگری و شهری مانند سندیكای ملی كارگران بافنده، اتحادیه درشكه چیها، صنف قهوه چی، نانوایان، قصابها و ... را در بر میگرفت.

همچنین تشكیلات حزب در روستاهای مهم قزوین مانند « شال » و « اسفرودین »، زرشك و... دارای شعبه های فعال و پرعضو بود. دماوند نیز از مناطق نفوذ كامل حزب پان ایرانیست بود و در تظاهرات در شهرهای آذربایجان، به ویژه در تبریز و رضاییه (ارومیه)، حزب دارای تشكیلات منظم و گسترده بود. در بوشهر و بندرعباس نیز، حزب دارای تشكیلات گسترده‌ای بود و با توجه به اداره كنندگان حزب، از نفوذ زیاد محلی برخوردار بود .

روزنامه باختر امروز درباره رویدادهای روز آدینه 27 تیرماه در برابر مجلس شورای ملی ، نوشت: (14 )

در مقابل مجلس، پلیس و سرباز، جوانان میهن پرست ایرانی را به خاك و خون میكشند و كامیونها بود كه مرتبا از مجروحین پر میشد. جوان پان ایرانیست، در حالیكه در خون خود میغلتید و پلیس او را كشان كشان به طرف كامیون میبرد ، فریاد میزد:

زنده باد دكتر مصدق

روز 30 تیر ، بسیاری از اعضای حزب در دماوند، خود را به میدان بهارستان رسانیده بودند.


روزهای بیست و هشتم و بیست و نهم تیرماه 1331، تظاهرات مردمی، بیشتر اوج گرفت و با اعلام سازمانها و حزبهای سیاسی كشور برای برگزاری تظاهرات گسترده در روز 30 تیر، همه در انتظار رویارویی سرنوشت ساز، در این روز بودند. روز 29 تیر، بازار و بیشتر مغازه های شهر بسته بود و همه جا سخن از روز 30 تیر بود . مردم ایران تصمیم داشتند كه در این روز، دوباره حاكمیت ملی را برقرار كنند و با در هم كوبیدن توطئه، راه را برای برقراری دوباره دولت ملی دكتر مصدق، هموار سازند .

خیزش ملی 30 تیر 1331 یکی از روزهای فراموش نشدنی نهضت ملی ایران و مبارزات ضد استعماری ملت بزرگ ایران به شمار میرود. دهها تن از جوانان میهن پرست ایران زمین در این روز که مانند میدان جنگ بود به خاک و خون کشیده شدند؛ یکی از آنان "سرور هوشنگ رضیان" کوشنده جوان پان ایرانیست بود که جان خود را در این مبارزات از دست داد.*  

در فردای پیروزی مردم در 30 تیر، حزب پان ایرانیست با صدور بیانیه دوم خود خواستار برپایی دادگاه های ملی و محاکمه عاملان کشتار مردم گردید. (15)

باید دادگاه ملی به ریاست دکتر مصدق و آیت الله کاشانی تشکیل گردد

هم میهنان استعمار با تمام قدرت و نیرنگبازی در برابر اراده آهنین شما به زانو درآمد.

قوام عامل جنایتکار و قاتل صدها نفر از مردان و زنان و کودکان هموطن بیگناه ما مجبور شد از کار برکنار شود.مشت دو رویان و مزدوران باز شد و حیله نابکارانه آنها علیه نهت مقدس ملت ایران بی اثر گشت.اینک وقت آن رسیده است که از نتایج ثمر بخش مبارزات هماهنگ خودآگاهانه تر استفاده کنید و در صفوف به هم فشرده ی زبده مردان پان ایرانیست که کوشش های اساسی و ریشه دار آنها عاملی موثر در بیداری و پیروزی ملت ایران بوده است فراگیرند تا به نیروی وحدت آرماخواهان، انتقام خون شهدای روز دوشنبه 30 تیر ماه را که به خاطر وطن قربانی شده اند ، از قاتلین و محرکین بازگیریم و پایه های ایران بزرگ،آزاد و آباد را بنا نهیم.

هم میهنان! شما که این همه شهید داده اید تا پیروز گردیده اید،با ما همصدا شوید و بخواهیم که دادگاه ملی به ریاست شرافتمندانه ترین فرد ملت ما دکتر مصدق و آیت الله کاشانی پیشوای مسلمانان جهان تشکیل گردد و جنایتکاران را به سزای فجایع وحشیانه خود برسانند.

ما قوام را قرین تیره روزی خواهیم کرد و تسلیم قانون خشک و بی عاطفه می کنیم.انتقام مظهر عدل الهی است.

پیروز باد نهضت نجات بخش نهضت ایران

نیرومند باد سنگر آرمان خواهان حزب پان ایرانیست

درود به قهرمانان ملی

افتخار بر شهدای 30 تیر

دفتر مرکزی حزب پان ایرانیست    31 تیر 1331

در روز سه شنبه 31 تیر حزب پان ایرانیست تظاهرات بزرگی را با کاروانی از اتومبیل ها برپا نمود که پس از عبور از خیابان های تهران، برابر خانه دکتر مصدق اجتماع کرده و پنج تن از نمایندگان حزبی (سرور پزشکپور، سرور دکتر عاملی تهرانی، سرور اسماعیل فریور،سرور حسین تجدد،سرور مهدی صدیقی) مدت یک ساعت با ایشان دیدار کرده و به تحلیل اوضاع سیاسی پرداختند.

در عصر روز دوم مرداد 1331 سرور عاملی تهرانی در رادیو تهران به مناسبت پیروزی ملت ایران خطابه ی آتشینی در بررسی و تجزیه و تحلیل معادلات سیاسی روز انجام دادند. بدین گونه در 30 تیرماه 1331برگ زرین دیگری به دفتر مبارزات ضد استعمار ملت بزرگ ایران و حزب سرافراز پان ایرانیست افزوده شد.

پیوست يكم : نامهای جانباختگان 30تیر

آرامگاه هوشنگ رضیان و دیگر از جانباختگان 30 تیر در ابن بابویه نزدیک آرامگاه شهید دکتر محمدرضا عاملی تهرانی اندیشمند بزرگ پان ایرانیست قرار دارد. نامهای جانباختگان 30تیر  که در این آرامگاه هستند به  ترتیب الفبا :

1- شهيد راه وطن اسماعيل عينك چي فرزند علي محمد.2- شهيد راه وطن جبار سفيدگر رشيدي فرزند آقابالا. 3- شهيد راه وطن محمد ابراهيم قاسمي فرزند يارعلي.4- شهید راه وطن رستمي كلخوران.5- شهید راه وطن اصغر اسكندريان فرزند قاسم.6- شهید راه وطن گمنام.7- شهید راه وطن رستم زينعلي تهراني.8- شهید راه وطن محمدسرندي نژاد.۹- شهید راه وطن عباس لوءلوء.10- شهید راه وطن نوروز كفايي فرزند مبارك.۱۱- شهید راه وطن پرويز رجالي فرزند محمد.12- شهید راه وطن گمنام.13- شهید راه وطن علي اكبر جهانفر.14- شهید راه وطن حسن نيكوسخن فرزند حسين.15- شهید راه وطن محمود يموتي۱6- شهید راه وطن اسماعيل صلواتي.17- شهید راه وطن كاظم محبي.18- شهید راه وطن سعدي اسكندي ميرحسيني فرزند سعيد.۱۹- شهید راه وطن ابوالقاسم بنكدار فرزند محمد جعفر.20- شهید راه وطن گمنام.21- شهید راه وطن قدرت الله سليمي فرزند نصرالله.22- شهید راه وطن گمنام.23- شهید راه وطن گمنام.24- شهید راه وطن رضي دستخوش فرزند حسين.25- شهید راه وطن هوشنگ رحمت الله رضيان فرزند مهدي

 پيوست دوم:اسناد حزب پان ايرانيست

بيانيه هاي حزب پان ايرانيست و دو بيانيه تشكيلات خوزستان حزب پان ايرانيست در باره ۳۰ تير را جداگانه در اينجا ببينيد

پی‌نوشتها

1 ـ جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران و ... ـ ص 219
2 ـ همان ـ ص 220
3 ـ هفته نامه ندای پان‎ایرانیسم ـ شنبه 14 تیر ماه 1331 ـ شماره 35
4 ـ خاطرات و تالمات دكتر محمد مصدق ـ ص 259
5 ـ روزنامه های صبح و عصر 25 تیرماه 1331
6 ـ یادداشتهای سیاسی سی ام تیر ماه 1331 ـ حسن ارسنجانی (پیرایه روزنامه بامشاد) 1339 / جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران و ... ـ ص 223
7 ـ همان / همان ـ صص 224-223
8 ـ ما و بیگانگان (خاطرات سیاسی دكتر جهان شاهلو افشار ـ ص 169)
9 ـ جنگ جهانی در ایران ـ ص 392
10 ـ پاره ای بر این باورند كه این اعلامیه، نوشته حسن ارسنجانی است و پاره ای، آن را نوشته‎ مخبر‎الدوله سپهر میدانند
11 ـ جنبش‎ ملی شدن صنعت نفت ایران ـ ص 225
12 ـ روزنامه كیهان ـ 26 تیرماه 1331
13 ـ روزنامه ندای پان ایرانیسم - شماره 27 - مرداد 1331
14 ـ باختر امروز ـ شنبه 28 تیر 1331

15- روزنامه ندای پان ایرانیسم - شماره 29 – مرداد 1331 

روشنگری: بخشهایی از نوشتار بالا از دکتر هوشنگ طالع میباشد. برخی موارد در متن اصلی از جمله متن و تاریخ بیانیه های حزب پان ایرانیست در حمایت از دکتر مصدق دارای اشتباه بوده که بدینوسیله متن درست با آوردن بن مایه آنان از هفته نامه ندای پان ایرانیسم افزوده شده است. علاوه یر افزودن بخشهایی به متن بالا نام افراد بلند پایه حزب نیز که ممکن است به اشتباه از قلم افتاده اند ذکر گردیده است.

بايگاني جستاري: نوشتارهاي پان ایرانیستي و یادواره ها، جشنها، روزهاي مهم تاريخ

+ نوشته شده در Tue 21 Jul 2009ساعت 1:25 PM توسط میثاق آزاد |


بیانیه یکم :

زنده باد مصدق ... مرگ بر دشمنان ایران

هممیهنان! زنان! مردان! کارگران! برزگران! اصناف! پیشه وران! اکنون میهن ما در آستانه انجام یک توطئه بزرگ و جنایت تاریخی قرار گرفته است. این جنایتی است که به دست عوامل بیگانه و نوکران نشاندار انگلیس برای شکست ملت ایران و در راه دشمنی با دکتر مصدق به کار میرود.

ما اکنون اعلام میداریم که جز دکتر مصدق هیچ کس را شایسته رهبری در این نبردهای رهایی بخش نمیشناسیم. هزاران هزار جوانان نیرومند حزب پان ایرانیست در سراسر ایران از رهبر انحراف ناپذیر مبارزه ملی "دکتر مصدق" حمایت خواهند کرد. ما نخواهیم گذارد یکبار دیگر تیرگی همه جا را فراگیرد و ظلمت استعمار میهن ما را جولانگاه جنایتکاران قرار دهد. ما نبرد خونین خود را بر ضد همه دستگاه های بیگانه پرست ادامه میدهیم. ما همه مردم ایران را فرا میخوانیم که در راه به خاک سائیدن پوزه اجنبی پرستان همدوش مصدق دلیر همچنان به پیش روند.

ایرانی...خون و شرافت تاریخ ملت تو به تو حکم میکند که نگذاری مرز و بوم ایران باز اسیر پنجه های خون آشام استعمار گردد.

هممیهن... در صفوف مبارزه مجهز باش. نبرد خونین ادامه خواهد یافت.

به پیش... با ما... در راه ایران... همدوش با مصدق.

دفتر مرکزی حزب پان ایرانیست شامگاه پنجشنبه 26 تیر 1331

روزنامه ندای پان ایرانیسم - شماره 27 - مرداد 1331

*****

 بیانیه دوم:      

باید دادگاه ملی به ریاست دکتر مصدق و آیت الله کاشانی تشکیل گردد

هممیهنان استعمار با تمام قدرت و نیرنگبازی در برابر اراده آهنین شما به زانو درآمد.

قوام عامل جنایتکار و قاتل صدها نفر از مردان و زنان و کودکان هموطن بیگناه ما مجبور شد از کار برکنار شود. مشت دورویان و مزدوران باز شد و حیله نابکارانه آنها علیه نهضت مقدس ملت ایران بی اثر گشت. اینک وقت آن رسیده است که از نتایج ثمر بخش مبارزات هماهنگ خودآگاهانه تر استفاده کنید و در صفوف به هم فشرده زبده مردان پان ایرانیست که کوششهای اساسی و ریشه دار آنها عاملی موثر در بیداری و پیروزی ملت ایران بوده است فراگیرند تا به نیروی وحدت آرماخواهان، انتقام خون شهدای روز دوشنبه 30 تیر ماه را که به خاطر وطن قربانی شده اند، از قاتلین و محرکین بازگیریم و پایه های ایران بزرگ، آزاد و آباد را بنا نهیم.

هممیهنان! شما که این همه شهید داده اید تا پیروز گردیده اید، با ما همصدا شوید و بخواهیم که دادگاه ملی به ریاست شرافتمندانه ترین فرد ملت ما دکتر مصدق و آیت الله کاشانی پیشوای مسلمانان جهان تشکیل گردد و جنایتکاران را به سزای فجایع وحشیانه خود برسانند.

ما قوام را قرین تیره روزی خواهیم کرد و تسلیم قانون خشک و بی عاطفه میکنیم. انتقام مظهر عدل الهی است.

پیروز باد نهضت نجات بخش نهضت ایران

نیرومند باد سنگر آرمان خواهان حزب پان ایرانیست

درود به قهرمانان ملی

افتخار بر شهدای 30 تیر

دفتر مرکزی حزب پان ایرانیست    31 تیر 1331

روزنامه ندای پان ایرانیسم - شماره 29 – مرداد 1331 

*****

نامه تشکیلات حزب پان ایرانیست خوزستان به ماموران رسیدگی به واقعه ۳۰ تیر در اهواز

به دنبال تشكيل هيات بازرسي براي رسيدگي به رخداد روز 30 تير در شهر اهواز، دکتر حسین طبیب در نامه‌ سرگشاده‌اي اعلام داشت:

هيات محترم بازرسي مامور رسيدگي به واقعه‌ سي‌ام تير ماه اهواز

محترما در تعقيب اعلاميه 12/5/1331 آن هيات، مطالب زير را به اطلاع شما ميرساند :

1- واقعه‌ وحشتناك و كشتار بدون حساب اهواز، پس از بركناري قوام، صورت گرفته است.

2- هجوم و مانور تانك در خيابان پهلوي، خارق العاده و نه تنها كوچكترين موردي نداشته، بلكه به كلي برخلاف مقررات بوده است .

3- تانكها، مردمي را كه در پياده روها در كمال نظم و آرامش بوده اند، زير گرفته اند .

4- افرادي كه براي برداشتن زخميها و كشته شدگان اقدام نموده انـد، بلافاصله مورد تعرض خشونت آميز و تيراندازي نظاميان، قرار گرفته اند .

5- تعداد حقيقي كشته شدگان اين واقعه، معلوم نيست. قدر مسلم بوسيله‌ اهالي، اجساد زيادي در نقاط دوردست و مختلف كشف شده و مقامات مربوط، ارقام حقيقي را در دسترس هيچكس نگذاشته اند .

6- گزارش رسمي بهداري و اعلاميه پزشك بيمارستان، به طور رسمي تاييد ميكند كه عده اي بوسيله اصابت گلوله، مقتول شده اند.

7- در ساير خيابانهاي اهواز، فلكه باغ بلوار، باغ ملي و خيابان 24 متري ، روي پل و نقاط ديگر، وقايع تأثرآور ديگر صورت گرفته كه میبايست، كيفيت حقيقي آن، معلوم و روشن شود.

8- تيراندازي با مسلسل و گلوله هاي تفنگ، تا بعد از نيمه شب ادامه داشت.

9- مخفي نمودن جنازه ها در نقاط دوردست، بدون اجراي تشريفات مذهبي و قانوني و اصرار در تحويل ندادن آنها به صاحبانشان، صرف نظر از آن كه طبق ماده 178 و 204 و 205 قانون مجازات عمومي، جرم ميباشد، تلويحا وقوع جرم و جنايت را به ثبوت ميرساند.

با توجه به نكات فوق و مطالب ديگر كه از طرف اهالي محترم اهواز عنوان شده است، حزب پا‌ن ايرانيست جدا خواستار است كه هيات محترم بازرسي، اجازه ندهد خون مردم بيگناه و شرافتمند اهواز، پايمال شود .

حزب پان ايرانيست ميخواهد كه هيات بازرسي با اتكا به نيروي ملت و افكار بيدار شده عمومي، بدون كوچكترين محافظه كاري، مسئوليت بزرگ و تاريخي خود را اجرا نمايد .

ما مجازات خائنين و مسببين اين واقعه را خواهانيم.

سرپرست حزب پان‌ايرانيست در خوزستان         

    دكتر سيد حسين طبيب                     

نداي پان ايرانيسم ـ سال اول ـ شماره 31 ـ 18 امرداد 1331

 *****

اعلاميه حزب پان ايرانيست اهواز- نامه به دکتر مصدق

تشكيلات حزب پان ايرانيست در خوزستان همچنان مصراً چون همه مردم دلير خوزستان خواستار تعقيب و مجازات قطعي مسئولين كشتار فجيع مردم ميهن پرست اهواز ميباشد در هفته گذشته از طرف دفتر سرپرستي حزب اعلاميه اي در اين مورد منتشر گرديد كه قسمتي از آن را درج ميكنم :

متن نامه شماره 361 بتاريخ 2/ 5/ 1331

 جناب آقاي دكتر مصدق نخست وزير سربلند ايران

اكنون با نهايت تاثر در حاليكه صدها خانواده اين شهرستان سوگوار و ماتم زده است باطلاع شما ميرسانم كه در شامگاه سه شنبه بعد از ظهر سي تيرماه در اهواز وقايع خونين و ناگواري بوقوع پيوست تانك عده زيادي را شهيد ساخته گلوله هاي پي در پي خانوادهاي بسياري را عزادار نموده باز هم عرض ميكنم در اهواز وقايع بسيار نامطلوبي پس از خبر بركناري قوام مزدور صورت گرفته كه بايد مسئولين حقيقي و مسببين آن در پيشگاه عدالت آشكار شده و به اشد مجازات بر ستد ناگزير به ذكر اين مسئله قابل توجه هستم كه صلاح نيست به مامورين محلي درين مورد دستور رسيدگي بفرماييد كشف صحيح حقايق ايجاب ميكند كه مامورين مخصوص با اختيارات فوق العاده با انتخاب شخص جنابعالي دور از حب و بغض هاي فردي و خصوصي ماموريت يابند كه به اين مسئله رسيدگي نموده و مسئولين را به كيفر اعمال خود برسانند .

با تقديم احترامات

سرپرست حزب پان ايرانيست در سراسر خوزستان

 دكتر سيد حسين طبيب

نداي پان ايرانيسم شماره 32، 25 امرداد 1331

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در Tue 21 Jul 2009ساعت 12:44 PM توسط میثاق آزاد |


فعالان ملی را آزاد کنید!

از فردای اعلام نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی، بسیاری از نخبگان و فعالان مدنی، به همراه میلیونها ایرانی دیگر، نتوانستند که صحت نتایج انتخاباتی را پذیرا باشند و از این روی به راههای گوناگون اعتراض خود را به این نتایج نشان دادند. به این ترتیب بود که حاكمانی که تلاش در نمایش فضایی دموکراتیک و آزاد از انتخابات ایران داشتند، به دلیل سرمستی وصف ناپذیرشان از باده قدرت، نتوانستند چهره واقعي خويش را پنهان كنند و در واکنشهاي خشونت بار خويش چنان دژخويي از خود نشان دادند كه بايد درود فرستاد بر منش چنگيز و اسكندر! چرا كه اگر آنان در اعصار بسيار دور آن هم عليه مردماني بيگانه دست به اقدامات خشونت باري ميزدند؛ اينان در دوراني كه بايد بشر دوستي و احترام به حقوق انسانها سرلوحه كار حكومت گران باشد با مردمان خويش چنان رفتار كردند كه گويي قومي غالبند بر دشمني ديرينه!

حاکمان از هيچ كوششي براي سركوب اعتراضات صورت گرفته نسبت به نتيجه انتخابات فروگذار نكردند و همچنان نيز به اقدامات سركوبگرانه خويش ادامه ميدهند و در اين راه تا آنجا پيش رفته اند كه خون بسياري از هم ميهنانمان در سركوب تظاهرات خياباني به زمين ريخته شده است. كساني كه تنها براي احقاق حقوقشان و جلوگيري از خيانت دولتمردان به رأي خويش به خيابان آمده بودند و براي بيان اعتراضات خويش مسالمت آميزترين روشها را به كار برده بودند.

متأسفانه دولت كودتا تاكنون علاوه بر ضرب و شتم شديد و بازداشت بسياري از هم ميهنان معترضمان در خيابانها و تظاهرات اعتراضي؛ عده بسياري از فعالان سياسي و مدني از طيفهاي گوناگون فكري و سياسي را نيز در خانه هايشان بازداشت كرده اند. فعالين ملي نيز از اين اقدامات سركوبگرانه بي نصيب نمانده اند. از جمله ميتوان از مهندس كورش زعيم، محمد علی دادخواه، ابوالفضل عابديني، پيمان عارف، مجتبی موسوی و حسام نصيري نام برد كه هم اكنون در بازداشت به سر ميبرند. نيز بايد اشاره كرد به مهندس هومن اسکندری، جهانگير محمودي روحاني ميهن پرست و امير رضا امير بختيار، كه در طي حوادث اخير مدتي را در بازداشت نيروهاي امنيتي گذرانده اند و یا احضار شده اند.

ما دانشجويان آزاديخواه ملي از حق اعتراضات مدني و مسالمت آميز شهروندان بر طبق میثاقهای بين المللي تضمين كننده حقوق بشر و نيز اصل 27 قانون اساسي حاكميت، دفاع كرده و در عين حال سركوب اعتراضات مردمي و بازداشتهاي دل بخواهی و بی دلیل فعالين سياسي و مدني از جمله فعالين ملي را به شدت محكوم ميكنيم و خواستار آزادی هرچه سریعتر همه بازداشت شدگان وقایع اخیر هستیم

پاينده ايران

ائتلاف دانشجويان آزاديخواه ملي ۲۲/4/1388

+ نوشته شده در Sun 19 Jul 2009ساعت 10:35 AM توسط میثاق آزاد |


دولت احمدی نژاد مستقيما مسئول فاجعه نابودی هفتمين تالاب بين المللی جهان و بخشی از حيات منطقه است.

پریشان بالاخره مرد. هفتمین تالاب بین المللی جهان نه به مرگ طبیعی که به دستان ما خشکید، ما مسئول خشکیده شدن زیباترین دریاچه آب شیرین ایران هستیم.

به گزارش مهر، یک فعال محیط زیست در کازرون خشک شدن دریاچه پریشان را فاجعه ای برای حیات منطقه به خصوص کشاورزان و جامعه انسانی اطراف این دریاچه دانست. دریاچه پریشان یکبار در دهه 40  به طور کامل خشک شد و تا امروز دریاچه پریشان منبع اصلی آبیاری زمینهای کشاورزی بوده است.محسن عباسپور فعال محیط زیست با اعلام این مطلب گفت: زمانی که در هر اکوسیستم مشکلی برای گونه های جانوری، پرنده ها و گیاهان به وجود آید حیات انسانی نیز دچار مشکلات جدید میشود چرا که زندگی انسان به طور مستقیم با طبیعیت در ارتباط و متاثر از وضعیتهای به وجود آمده است.

عضو انجمن غیر دولتی هم اندیشان جوان با اشاره به زنگ خطر خشک شدن دریاچه پریشان برای اهالی روستاهای حاشیه دریاچه افزود: کشاورزی منطقه پریشان که نقش بسیار مهمی در اقتصاد منطقه و کشور دارد متاثر از وضعیت بی آبی و خشکی دریاچه است.عباسپور تاکید کرد: متاسفانه در یکی دو سال اخیر با توجه به تمام هشدارهای محیط زیستی این مباحث از سوی مسئولان مختلف استان جدی گرفته نشد و خیلیها حساسیتهای طبیعی دلسوزان و کارشناسان و متخصصان محیط زیست را در منطقه جدی نگرفتند و الان دریاچه پریشان به روزی افتاده که نباید می افتاد.

این فعال محیط زیست با انتقاد از مسببان اتفاقات سالهای اخیر در دریاچه پریشان اضافه کرد: دیگر حیات لاک پشتها، پرندگان و ماهیان و... مطرح نیست. الان مسئله اصلی حیات انسانی است که در معرض خطر جدی قرار گرفته است. چند هزار نفر ساکن اطراف دریاچه پریشان به طور مستقیم و غیر مستقیم با دریاچه پریشان در ارتباط هستند و خاک خشکی دریاچه اولین بار به چشم ساکنان و جوامع محلی خواهد رفت.

محسن عباسپور عضو انجمن غیر دولتی هم اندیشان جوان، افت شدید وضعیت کشاورزی را مهمترین چالش ماههای آینده در پریشان دانست و عمده دلیل خشک شدن دریاچه را وجود چاههای متعدد و فقدان مدیریت منابع آبی عنوان کرد. با این حال این اظهارات که کاهش بارندگی در سالهای اخیر عامل خشکسالی دریاچه است را مورد انتقاد قرار داد و گفت: شدت بارندگی بی تاثیر در وضعیت پویای دریاچه نبوده اما سفره های آب زیر زمینی و چشمه های جاری از این سفره ها، مهمترین منابع تغذیه کننده دریاچه پریشان هستند که امروزه به دلیل برداشت بی رویه آب از طریق چاه ها خشک شده اند.

                                                  

           دیروز                                                             امروز

این فعال محیط زیست تنها چشمه باقی مانده از چشمه های تغذیه کننده دریاچه را چشمه" دنگ" نامید و افزود: تمام چشمه های دریاچه خشک شده اند و این چشمه تنها چند متر مربع جلوتر از خود را نمناک میکند و به صورت جوی کوچکی درآمده است که در نیمه شمال غربی دریاچه واقع است. با این حال چند چشمه ها مورد هجوم راهسازان در مراحل راهسازی بوده است.

از طرف دیگر معاون محیط طبیعی سازمان محیط زیست استان فارس کاهش 60 درصدی بارندگی در دو سال گذشته را دلیل اصلی کاهش آب دریاچه و سپس خشک شدن کامل دریاچه دانست و گفت: در دو سال گذشته به نسبت میانگین 30 ساله کمترین بارشها را داشته ایم و به نسبت اب دریاچه در فصلهای مختلف کاهش پیدا کرد با این حال تبخیر زیاد و گرمایش زمستان مزید بر علت شد تا دریاچه به خشکی کامل نزدیک شد.

حمید ظهرابی با رد این موضوع که چشمه ها تامین کننده اصلی منابع آبی دریاچه پریشان هستند تاکید کرد: از بهار 87 تا بهار 88 چاهها رشد چندانی نداشته اند و با اینکه 60 درصد کاهش بارندگی داشتیم اما باز دریاچه آبداشت. از طرف دیگر دریاچه سابقه خشک شدن دارد و در دهه 40 یکبار به همین شکل به طور کامل خشک شد در حالیکه در ان سالها چاهی در اطراف دریاچه وجود نداشته است.

این کارشناس مسئول محیط زیست با تاکید بر اینکه به نظر کارشناسان و متخصصان محیط زیست احترام میگذاریم اما دلیل خشکی دریاچه را چاههای و راهسازی در مسیر چشمه ها نمیدانیم اضافه کرد: در تلاش هستیم کمیته بررسی اثرات برداشت آب از منابع آبی دریاچه را مورد بررسی قرار دهیم. ظهرابی همچنین اظهار امیدواری کرد راهسازان از این فرصت برای راهسازی استفاده نمیکنند اما با خشک شدن دریاچه آسیبهای زیست محیطی مثل انتشار گرد و غبار در آسمان، افت سطح آبهای زیر زمینی و کاهش کیفیت کشاورزی در منطقه از پیامدهای خشک شدن دریاچه پریشان است.

+ نوشته شده در Sat 18 Jul 2009ساعت 7:20 PM توسط میثاق آزاد |


در پی انتشار خبری مبنی بر تخریب یک منطقه باستانی در نزدیکی شهر اهواز از سوی خبرگزاری مهر یک کارشناس باستان شناسی این منطقه را محل واقع شدن شهر تاریخی " أزم " که یکی از شهرهای مهم خوزستان در دوره ساسانیان، اشکانیان و اسلامی بوده اعلام کرد.

حمید رضا فرخ احمدی در گفتگو با خبرنگار مهر با اعلام این مطلب گفت: اگر چه اسناد مربوط به دوران پیش از اسلام این شهر باستانی نابود شده است اما بدون تردید در صورت کاوش در لایه های زیرین این محوطه شواهدی دال بر آن پیدا خواهد شد.

شهر أزم در 35 کیلومتری شهر اهواز کنونی که در گذشته " هرمزاردشیر " یا " هرم شیر " نام داشت واقع شده و در حاشیه مسیر یکی از انشعابات رودخانه کارون به اسم " گرگر " بود که بر اساس اسناد باقیمانده مردم زیادی در آن سکونت داشته اند.

یک سنگ نوشته باستانی که در تخریب این منطقه به وسیله ماشینهای راهسازی از زیر خاک بیرون آمده است.

به گزارش خبرنگار مهر این محوطه باستانی که مساحت آن بیش از 150 هکتار است و در آن آثاری همچون دیوارهای خشتی، پایه میز، سنگهای یک تکه، پایه آتشدان و همچنین سفالهایی پراکنده منقوش دیده شده است در شرق اهواز در روزهای گذشته بر اثر عملیات تعریض جاده روستایی توسط پیمانکار شرکت نفت دچار آسیب جدی شد.

این باستان شناس با اعلام اینکه تاکنون 3 شهر باستانی خوزستان که در نقشه های تاریخی به آنها اشاره شده ولی محلشان نامعلوم بود را در سالهای 74، 75 و 87 کشف کرده است گفت: من بواسطه پژوهش و تحقیقات فراوان این شهرها را پیدا کردم و در شهر تاریخی أزم هم اگر چه بیشتر آثار و شواهد به جا مانده از دوران اسلامی است اما شواهدی قوی وجود دارد که در دوران پیش از اسلام هم دارای رونق بوده است.

نقشه تاریخی اصطخری، شهر " أزم " با دایره سبز و اهواز(هرم شیر) با دایره قرمز مشخص شده است

فرخ احمدی با اشاره به نقشه موجود در کتاب "الاقالیم اصطخری" که یکی از قدیمیترین و مستدلترین کتابهای تاریخی جهان اسلام در زمینه جغرافیا است، گفت: در نقشه ای که در کتاب اصطخری وجود دارد و یکی از اسناد معتبر تاریخی و مربوط به یک هزار و 100سال پیش از این است به وضوح محل این شهر با نام أزم در نزدیکی هرم شیر (اهواز کنونی) مشخص شده است.

نقشه خوزستان

اصطخری‌، ابواسحاق‌ ابراهیم‌ بن‌ محمد فارسى‌ اصطخری‌، معروف‌ به‌ کرخى‌، جغرافى‌ دان‌ پر آوازة قرن 4 قمری‌ از اهالى‌ استخر (اصطخر) فارس‌ و از پایه‌گذاران‌ دانش‌ جغرافیا در جهان‌ اسلام‌ بوده که کتاب‌ الاقالیم‌ را به‌ زبان‌ عربى‌ نوشته است.

اصطخری در کتاب الاقالیم‌ در مورد جغرافیای عربستان٬ شمال آفریقا، خلیج فارس، اندلس، مصر٬ شام، بیت المقدس٬ خوزستان٬ فارس٬ کرمان٬ سند٬ آذربایجان، ارمنستان، طبرستان، دیلم، دریای خزر، خراسان٬ سیستان، ماوراءالنهر با رسم نوزده نقشه بحث کرده است.

این کارشناس باستانشناسی در ادامه گفتگو با خبرنگار مهر با ابراز تاسف از وضعیت پیش آمده گفت: متاسفانه سازمان میراث فرهنگی و دیگر نهادهای ذیربط اهمیت چندانی برای این مسئله قائل نیستند، در صورتیکه باید بدانیم این شهرها بخش مهمی از هویت ما هستند و در صورت بی توجهی هویت ما دستخوش آسیبهای جدی خواهد شد.

در این نقشه که مربوط به یک هزار و صد سال پیش است نام خلیج فارس دقیقا با عنوان " بحر فارس " نوشته شده که خود برهان دیگری بر درستی این نام تاریخی دریای نیلگون جنوب ایران است و نشان میدهد که ادعاها و تلاشهای کشورهای حاشیه خلیج فارس برای اطلاق نامهای جعلی بر آن واهی و بی پایه و اساس است.

جالب آنکه اصطخری‌ سراسر خلیج‌ فارس‌ و بحر عمان‌ و بخش‌ بزرگى‌ از اقیانوس‌ هند از ساحل‌ شرقى‌ افریقا، زنگبار تا حدود سراندیب‌ (سیلان‌) را دریای‌ پارس‌ نامیده‌ است‌ و گاه‌ انتهای‌ این‌ دریا را به‌ سرزمین‌ چین‌ رسانده‌ است‌.

خبرگزاری مهر

+ نوشته شده در Sat 18 Jul 2009ساعت 7:13 PM توسط میثاق آزاد |


دکتر زنگنه در تفسیر خبر دوشنبه22تیرماه1388 

دوشنبه شب گذشته سرور دکتر سهراب اعظم زنگنه مختصص قلب و دبیرکل پیشین حزب پان ایرانیست گفتگویی تلفنی با آقای جمشید چالنگی در تلویزیون صدای آمریکا برنامه تفسیر داشتند. دکتر زنگنه درباره بیماری قلبی سرور ابوالفضل عابدینی هم اندیش میهن پرست ما که دو هفته پیش توسط اداره اطلاعات خوزستان بازداشت گردید و عدم دسترسی او به داروهای قلب که ممکن است زندگیش را به مخاطره بیاندازد سخنانی بیان داشتند و از وضعیت ایشان اظهار نگرانی شدید نمودند. لازم بذکر است سرور عابدینی از زمان بازداشت با خانواده خود تماسی نداشته و خانواده وی تاکنون از مکان نگهداری ایشان خبر ندارند.

دریافت فایل شنیداری (صوتی) 500 کیلو بایت   "یکراست"

دریافت فایل دیداری (تصویری) 5.67 مگابایت    "مدیافایر"

آموزش دریافت فایل از فضای مدیا فایر 

یاد هم اندیش مبارزمان ابوالفضل عابدینی هستیم

رنج نامه ای برای روزنامه نگار دربند ابوالفضل عابدینی

ابوالفضل عابدینی به اقدام علیه امنیت ملی متهم شد

بیانیه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست پیرامون بازداشت ابوالفضل عابدینی

سرور ابوالفضل عابديني بازداشت شد

 به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در Thu 16 Jul 2009ساعت 3:0 PM توسط میثاق آزاد |


در روزهای اخیر که شاهد حضور میلیونی مردم در راه پیماییهای تهران بوده ایم‌‌، برخی از مقامات و نهادهای مسوول، این گونه مراسم را به علت عدم دریافت مجوز از وزارت کشور، غیر قانونی اعلام، راه پیمایان را مورد تهدید قرار داده و متعاقبا توسط نیروهای تحت امر خود با آنان برخورد نموده اند. از سوی دیگر مهندس میر حسین موسوی طی اعلامیه ای با اشاره به اصل 27 قانون اساسی بر قانونی بودن راه پیماییهای مردمی تاکید و صحه گذاشته است.

چه کسی درست میگوید؟

طبق مفاد اصل 27 قانون اساسی:«تشکیل اجتماعات و راه پیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است » یعنی اصل بر اباحه میباشد و نیاز به جواز ندارد، لکن دو موضوع باید رعایت گردد:

1- مخل به مبانی اسلام نباشد.

2- بدون حمل سلاح باشد.

در رابطه با تظاهرات و راه پیماییهای مردمی در ایران قانون جداگانه ای به تصویب نرسیده و اصولا قانون اساسی تفصیل این آزادی را به قانون دیگری وابسته نکرده است و مطابق با اصل نهم قانون اساسی « هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند.»

از آن عده ای که راه پیماییها را غیر قانونی دانسته اند، سوال این میباشد که بر اساس کدام ماده از کدام قانون این آزادی را محدود به کسب مجوز کرده اید؟ و آیا مستنداتتان مطابق با اصل 27 قانون اساسی میباشد یا خیر؟

آنچه که مسوولین ذیربط تا کنون جسته و گریخته به آن اشاره کرده اند، قانون فعالیت احزاب، جمعیتها و انجمنهای سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته شده مصوب 7/6/1360 میباشد و اظهار میدارند که مطابق با آن برگزاری راه پیمایی نیاز به کسب مجوز دارد. از آنجا که در راه پیماییهای اخیر شاهد حضور خودجوش مردمی بوده ایم لذا این قانون با همه ایرادهایی که دارد- و به صورت مفصل توسط مرکز پژوهشهای مجلس گزارش گردیده- ارتباطی به موضوع نداشته، مربوط به فعالیتهای حزبی میباشد و امکان استفاده از آن در موارد اینچنینی وجود ندارد، با این همه حتی بر اساس این قانون نیز انجام راه پیمایی در غیر از میادین و پارکها نیاز به کسب مجوز ندارد و میباید صرفا با اطلاع وزارت کشور باشد، مضافا آنکه شورای نگهبان در تاریخ 25/4/1360 به هنگام طرح این قانون نظر خود را به صراحت اینگونه بیان داشته:« آن قسمت از تبصره 2 ماده 6 که تشکیل راه پیمایی در معابر عمومی را منوط به کسب اجازه قبلی از وزارت کشور دانسته با توجه به اینکه اصولا راه پیمایی در غیر معابر عمومی مصداق ندارد و طبق اصل 27 قانون اساسی تشکیل راه پیمایی بدون حمل سلاح و در صورتیکه مخل به مبانی اسلام نباشد بدون قید دیگری آزاد است مغایر قانون اساسی میباشد.» که این مطلب جای هیچگونه تعبیر و تفسیر و بحث باقی نمیگذارد.

با این توضیحات چنانچه مسوولان ذیربط بر غیر قانونی بودن این راه پیماییها اصرار داشته باشند میبایست اثبات مینمودند که برگزاری آن مخل به مبانی اسلام بوده و یا مسلحانه صورت گرفته است که تا کنون هیچگونه اظهار نظر مستدل و مستندی از سوی مراجع ذیصلاح در این ارتباط نشده است.

وزارت کشور چه میگوید؟

روابط عمومی وزارت کشور در چندین مورد از جمله در اعلامیه مورخ 30/3/88 بیان داشته: به اطلاع میرساند شایعاتی مبنی بر اخذ مجوز راه پیمایی برای روز شنبه 30 خرداد در حال انتشار است که ضمن تکذیب آن اعلام نموده، مجوزی برای هیچگونه تجمع و راه پیمایی صادر نشده و تهدید کرده که بدیهی است با متخلفین مطابق قانون بر خورد خواهد شد.

از این اطلاعیه بر می آید که:

1- وزارت کشور در جریان امور بوده و از برگزاری راه پیمایی مطلع گردیده است.

2- مسوولین ذیربط به طور غیر قانونی نسبت به انتشار این اطلاعیه اقدام نموده اند چرا که مطابق با همان قانونی که به آن استناد میکنند و قبلا بیان گردیده راه پیمایی به مجوز نیاز ندارد.

3-چنانچه راه پیمایی مسلحانه بود وزارت کشور میبایست کتبا اظهار نظر مینمود.

کمسیون ماده ده چه میگوید؟

مطابق با تبصره 2 ماده 6 قانون فعالیت احزاب- که مجددا یادآور میشوم ارتباطی به این موضوع ندارد- تشخیص اینکه تجمع مخل به مبانی اسلام میباشد یا خیر بر عهده 5 عضو کمسیون ماده 10 این قانون که شامل نماینده دادستان کل کشور، نماینده قوه قضاییه، نماینده وزارت کشور و دو نماینده مجلس است میباشد. این کمسیون تا کنون در مورد اینکه آیا راه پیماییها مخل به مبانی اسلام بوده یا خیر اظهار نظر ننموده و صرفا آقای اسدالله بادامچیان از نمایندگان مجلس و عضو کمسیون بیان داشته به راهپیمایی سیاسی که زمینه ساز اغتشاش باشد مجوز داده نخواهد شد. که این اظهار نظر کاملا سلیقه ای و غیر قانونی میباشد و قابل پی گرد قضایی است. به هر حال کمسیون مذکور تا این لحظه اظهار نظر رسمی ننموده است.

شورای امنیت کشور چه گفت؟

آقای عباس محتاج دبیر شورای امنیت کشور نیز در پاسخ به آقای میر حسین موسوی تشکیل این اجتماعات را غیر قانونی ذکر نموده است. این در حالیست که مطابق با قانون هنوز در خصوص اینکه راه پیمایی مخل به مبانی اسلام بوده است یا خیر مطلبی عنوان نگردیده است.

مسوولین نیروی انتظامی چه گفتند؟

سردار احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی طی نامه ای به مهندس موسوی ضمن بیان این نکته که نیروی انتظامی تا کنون با درک شرایط و با اتخاذ رویکرد تحمل و بردباری اقدام نموده، راه پیمایی را غیر قانونی دانسته و برای آنکه جای گله باقی نگذارد تهدید نموده که از این به بعد بصورت قاطع با اقدامات غیر قانونی برخورد خواهد کرد.

سردار رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی نیز اعلام داشته فراخوانهای بدون مجوز صورت گرفته و پلیس با هر گونه تجمع غیر قانونی و بدون مجوز با قاطعیت برخورد میکند.

مردم چه کردند؟

مردم طی چند روز با حضور میلیونی در خیابانهای تهران اعتراض خود را نسبت به نحوه برگزاری انتخابات اعلام کردند و در این راستا کتک خوردند، توهین شنیدند، تحقیر شدند، سرکوب شدند، بازداشت شدند و در چندین مورد به قتل رسیدند.

همه در برابر قانون مساوی هستیم

مطابق با اصل بیستم قانون اساسی همه افراد بطور یکسان در حمایت قانون قرار دارند و اهمیت این موضوع به حدی است که در اصل یکصد و هفتم قانون اساسی نیز بیان گردیده: « رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است»

انتظار میرود مسوولین امر، همانگونه که در بند یک ماده واحده قانون احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی نیز اشاره گردیده، از اعمال هر گونه سلایق شخصی و سواستفاده از قدرت و یا اعمال هر گونه خشونت اجتناب نمایند.

چه کسی درست گفت؟

با توجه به توضیحاتی که ارائه شد،این راهپیماییها مطابق با قانون، خصوصا قانون اساسی بوده و بنابراین نیاز به مجوز از وزارت کشور نداشته است. چنانچه این نظر درست باشد و تصمیم گیری مقامات مسوول مطابق با قانون نباشد آنگاه:

1-نیروی انتظامی بر اساس بند 3 ماده 4 قانون نیروی انتظامی جمهوری اسلامی موظف به تامین امنیت مراسم بوده و میباید با هر گونه بی نظمی و اغتشاش برخورد نمایند و نسبت به تامین آسایش عمومی و فردی افراد شرکت کننده در راه پیمایی اقدام نماید.

2- هرگاه مسوولین نیروهای انتظامی و ضابطین دادگستری از حدود وظیفه خود خارج شوند مطابق با مواد 62 و 628 قانون مجازات اسلامی حق دفاع ایجاد میشود و قابل پی گرد است.

3- مطابق با ماده 570 قانون مجازات اسلامی هر یک از مقامات و مامورین وابسته به نهادها و دستگاه های حکومتی که افراد را از حقوق مقرر در قانون اساسی جمهوری اسلامی محروم نماید علاوه بر انفصال از خدمت و محرومیت یک تا 5 سال از مشاغل حکومتی به حبس از دو ماه تا 3 سال محکوم خواهد شد.

نتیجه :

سعی ام بر این بود تا در این چند سطر، خلاصه و موجز از حقوق میلیونها هموطنم که شاهد حضور پر شور آنها و سپس تخطئه شان و در بعضی موارد سکوت ابدیشان بوده ام دفاع نمایم. جامعه ما میباید به سمت پیشرفت و مردم سالاری حرکت کند و تاریخ نسبت به ما قضاوت خواهد کرد. ما در این راه موفق خواهیم شد، شخصا به این موضوع اطمینان و اعتقاد قلبی دارم.

با سه بیت شعر از حکمای ایرانزمین مطلب را به پایان میرسانم:

ناصر خسرو خطاب به آنهایی که اوضاع را وارونه جلوه میدهند میگوید:

پندم چه دهی نخست خود را محکم کمری ز پند دربند     چون خود نکنی چنانکه گویی پند تو بود دروغ و ترفند

صائب تبریزی این بیت را برای همه مان سروده که:

سخن راست خدنگی است که زهرآلود است          جگر شیر بخواهد که به جرات شنود

و نهایتا حکیم فردوسی ما را چنین پند داده که :

ستون خرد بردباری بود                چو تیزی کنی تن به خواری بود

با سپاس – پاینده ایران

آرش کیخسروی

وکیل دادگستری-  7/4/1388

+ نوشته شده در Wed 8 Jul 2009ساعت 0:21 AM توسط میثاق آزاد |


اما نیروی اراده ملت ایران به سان همیشه آنچنان گسترده و عظیم بود که کودتاچیان نتوانند که با خاطری آسوده، پیروزی توطئه ضد ملی و آزادی ستیزانه خود را جشن بگیرند. ملت ایران که به تعبیر زیبای مهندس موسوی "خود بهتر از هرکس میدانست که به چه کسی رای داده است"، پیگیرانه به پاسداری از حق مسلم و پایمال شده خود در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، پرداخت. از همان روزی که نتایج جعلی و غیر واقعی مبنی بر پیروزی "محمود احمدی نژاد" در انتخابات ریاست جمهوری منتشر گردید، ایرانیان هوشمند و غیور، با برپایی تجمعات پرشور اعتراضی در شهرهای مختلف کشور، نشان دادند که ملتی بالغ هستند و اجازه توهین به شعور جمعی و پایمال شدن حقوق شهروندی خود را به هیچ مستبدی نمیدهند. به این ترتیب بود که قیام عمومی مردم بر علیه "توطئه کودتا" در ظرف چند روز در سطح کشور فراگیر شد.

اما کودتاچیان و مستبدان که همانند همه اسلافشان در جای جای گیتی، منطقی جز منطق زور گویی و خود محوری ندارند، با بی شرمی هرچه تمامتر اقدام به سرکوب وحشیانه اعتراضات مسالمت آمیز مردمی در سطح کشور نمودند تا به جایی که بنا بر گزارشات تائید شده تا کنون دست کم هشت نفر از هم میهنانمان را به شهادت رسانده، هزاران نفر را مجروح و مضروب نموده و صدها نفر را دستگیر کرده اند.

در مبارزات ملت ایران برای دستیابی به آزادی و حاکمیت ملی، اینبار نیز به سان همیشه، دانشجویان مبارز ایرانی در شهرهای مختلف، از پیشتازان قیام عمومی بر علیه مستبدین و تمامیت خواهان بودند و چه در فضای دانشگاهها و چه در عرصه جامعه، دوشادوش سایر اقشار و گروههای اجتماعی، بر علیه کودتای ننگین 22 خرداد، مبارزه کردند و تاوان مبارزات خود را با یورش ددمنشانه و حرمت شکنانه پلیس ضد شورش و چماقداران لباس شخصی، به حریم مقدس دانشگاه، دادند. کودتاچیان نظامی و شبه نظامی در روزهای 23 تا 25 خرداد، حریم دانشگاههای تهران، علامه طباطبایی،صنعتی شریف، صنعتی اصفهان، صنعتی نوشیروانی بابل، صنعتی شاهرود، فردوسی مشهد، رازی کرمانشاه، تبریز، شیراز و زاهدان را مورد هجوم خود قرار داده و دانشجویان را ضرب و جرح و دستگیر نمودند. وقیحانه ترین این حملات، هجوم وحشیانه عوامل استبداد به "کوی دانشجویان دانشگاه تهران" در شامگاه روز 24 خرداد بود که به مصدومیت و دستگیری گسترده دانشجویان ساکن کوی انجامید و گزارشهایی نیز مبنی بر به شهادت رسیدن پنج دانشجو، در میان دانشجویان انتشار یافته است. علاوه بر اینها اوباش مهاجم به کوی دانشگاه، خساراتی سهمگین را به اموال عمومی مجتمع کوی دانشگاه وارد آورده اند. دامنه خسارات معنوی و مادی وارد به کوی و دانشجویان ساکن آن را بسیاری از دانشجویان به مراتب گسترده تر از فاجعه 18 تیر سال 1378 ارزیابی میکنند.

اما حضور میلیونی ملت ایران در شهرهای مختلف و به ویژه تهران در فراخوان "مهندس موسوی" به برپایی تظاهرات مسالمت آمیز بر علیه توطئه کودتا، به رساترین و زیباترین شکل ممکن، اراده ملت ایران به تحقق اصلاحات اساسی را از یکسو، و اراده ملی مبنی بر پاسداری از حقوق شهروندی را از سوی دیگر، نمایاند. بر مستبدان و کودتاچیان است که با شنیدن صدای قیام مردم، بیش از این بر طبل خودکامگی و استبداد نکوبند و به اراده عمومی ملت ایران، تمکین کنند.

بدیهیست که در غیر این صورت و "خس و خاشاک" دیدن "سیل خروشان ملت"، خود بیش از هر کس متضرر شده و به فرجام همه آنهایی که در طول تاریخ گمان میکردند که میتوانند با بیداد و سرکوب، سلطه استبدادی خود را تداوم بخشند، گرفتار خواهند شد.

ما دانشجویان آزادیخواه ملی ضمن اعلام حمایت قاطع و تزلزل ناپذیر خود از خیزش ملی ایرانیان بر علیه توطئه" کودتای مخملی"، اعلام میداریم که خواستار آن هستیم که هرچه زودتر به رای اکثریت ملت بزرگ ایران، احترام گذارده شود و:

1. کابینه احمدی نژاد، با پذیرفتن شکست محرزش در انتخابات، به اراده ملت گردن نهاده و از قدرت کناره گیری کند.

2. آقای میرحسین موسوی به عنوان ریس جمهور منتخب ملت ایران شناخته شود یا اینکه انتخابات به دلیل مخدوش بودن نتایج، تجدید شود.

3. آمرین و عاملین تعدی و حمله به اجتماعات مسالمت آمیز مردم که اعمال ددمنشانه اشان، به کشته و مجروح و مضروب شدن هزاران تن از هموطنانمان منجر شده، شناسایی، محاکمه و مجازات شوند.

4.آمرین و عاملین هتک حرمت به دانشگاهیان شناسایی و مجازات گردند و تضمینهای لازم برای مصون ماندن محیط مقدس دانشگاه از هرگونه تجاوز و تعدی ناشی از مقاصد سیاسی، به دانشگاهیان ارائه گردد. 

5. گردانندگان صدا و سیما که رسانه ملی را به وسیله ای جهت پیشبرد اهداف گروهی خود مبدل کرده و با تحریف اخبار اعتراضات مردمی، معترضین را "آشوبگر" مینامند و اعمال تخریبی را که به گواه شاهدان و مردم توسط اوباش اجیر شده انجام شده، به معترضین نسبت میدهند، ملزم به عذر خواهی و اعاده حیثیت از جوانان غیور معترض شوند و سپس با برکناری اینگونه افراد و مدیران ناصالح، اداره رسانه ملی در اختیار افرادی قرار گیرد که دارای صلاحیت لازم برای مدیریت این رسانه فراگیر متعلق به ملت باشند و منافع ملی را فدای مقاصد حقیر و نظرتنگیهای باندی و گروهی خود نکنند.

دانشجویان آزادیخواه ملی امیدوار هستند که خیزش ملی و آزادیخواهانه مسالمت آمیز ملت ایران، بتواند که در آینده ای نزدیک، حقوق دموکراتیک ملت ایران را اعاده نماید تا زین پس شاهد آن نباشیم که چنین بی شرمانه، منافع و مصلحت ملی و اراده و افکارعمومی ملت بزرگ ایران با بی قیدی و خودکامگی به سخره گرفته شود. بی تردید هیچ ظلم و استبدادی همیشگی نیست و ملت ایران دیر یا زود، داد خود را از این بیدادها خواهد ستاند.

ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی

26 خرداد 1388 خورشیدی

+ نوشته شده در Wed 8 Jul 2009ساعت 0:6 AM توسط میثاق آزاد |


میدانم از من نخواهی رنجید که میگویم این خبر بشارتی بود مرا.

به یقین میدانم تنها راه شناخت روح بزرگ تو برایشان این بود که در بندت کنند. شهامت این را دارم که با کمال میل اجازه دهم این فرصت را داشته باشند تا روزگاری از عمر بی مایه خود را همنشین تو باشند. گرچه خرده ای بر آنان ندارم، بر طرز فکر و اعتقادشان یا حتا عملکردشان (هر قدر که با تو تندی کنند ) هم اعتراضی ندارم. میدانم هر کدام از آنها که ناروایی بر تو روا میدارد، چون من و تو فرزند این بوم و بر است، او هم خون ایرانی در رگش میجوشد و در کنه نهادش میهن پرستی بالقوه است. تنها تفاوتی که با من و تو دارد این است که آموزش لازم را ندیده، صد البته که تو در این مدت این امکان را به نیکویی برایش فراهم میسازی.

برایت نمیپسندم که صبور باشی و بردبار در این مجال کوتاه، و میدانم تو هم برای خود نمیپسندی تحمل و مدارا را، انتظار دارم بیاموزیشان آنچه تا امروز باید می آموختند، که این رخداد را بلوغ مبارزات سیاسی یک سرباز وطن میدانم. اگر و اگر پس از رهایی، از زندانبانش سربازی شایسته برای مام میهن بسازد.

این فرصت مغتنمی است برای آنان تا مفهوم وطن پرستی را بیاموزند. تا آنچه را که در اسطوره ها ( اگر که خوانده باشند یا شنیده باشند ) از ایستادگی به راه وطن و رادمردی، پیش چشم ببینند. شادمانم که از زیستن با تو مفهوم «فنا گشتن در آرمان » را به کمال خواهند آموخت. بگذار آن که تو را در بند میکند بر خود ببالد که روزگاری مردی بزرگ را به بند کشیده که آزادی روح و جسم را در گرو مساحت دنیای پیرامونش نمیداند، بگذار ژرفای آزادگی روحت او را شگفت زده کند. بگذار تا بیکرانگی اندیشه ات را به تماشا بنشیند آن زمان که در اندیشه حقوق پایمال گشته ملت ایران، مرزهای جغرافیایی ذهن او را در مینوردی و به پیوستن مردم قفقاز و ارمنستان و نخجوان به مام وطن می اندیشی، بگذار به سخاوت قلب پهناورت ایمان بیاورد، آن لحظه ای که داغ مردم افغانستان یا سوز دل اهالی بغداد را در سینه میپروری. از مردم بحرین که چشم انتظار در آغوش کشیدن هموطنان خود هستند برایشان بسیار بگو.

به آنان بیاموز که دگربار اگر دژخیم چشم طمع به ناموس وطنش خلیج فارس انداخت، کنار تو فریاد دادخواهی خاک وطن سرکشد، یا چنانچه دست چپاول به جزایر ایرانی دراز کرد همراه تو غیرت ایرانیش سرریز شود یا اگر ادعایی از تصاحب دریای مازندران شنید چگونه در گلو خفه اش کند.

از تو انتظار ندارم که وقت را تلف کنی و فرصت را از دست دهی، سربلندی را برایشان سر مشق باش و بگذار الگویی بایسته در اختیار داشته باشند تا مقاومت و ایستادگی یک دلیر مرد را دریابند.

تو را چون آرش بر بلندای دماوند جاودانه و آزاده میخواهم، همواره و برای همه ایرانیان .....

آزاده منم ولی آزادگی شایسته توست

+ نوشته شده در Sun 28 Jun 2009ساعت 2:31 AM توسط میثاق آزاد |


اول به سراغ یهودیها رفتند، من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم؛ پس از آن به لهستانیها حمله بردند؛ من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم؛ آنگاه به لیبرالها فشار آوردند، من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم؛ سپس نوبت به کمونیستها رسید، کمونیست نبودم، بنابراین اعتراضی نکردم؛ سرانجام به سراغ من آمدند، هر چه فریاد زدم، کسی نمانده بود که اعتراضی کند- برتولت برشت.

به نام خداوند جان و خرد

سه شنبه بیست و ششم خرداد ماه آگاه شدیم هم اندیشِ‌ جوانمان، هومن اسکندری، که از تلاشگرانِ برجسته‌ سازمان جوانان حزبِ پان ایرانیست است، توسط مأموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بازداشت شده است. از آنجا که تلاشهای این هم اندیشِ گرامی را در راستای مخالفت با خشونت و کاهشِ تنش در سطح جامعه و در راستای صلح و آشتی ملی و افزایش همبستگی ملی میدانیم، به مقامهای مسؤول یادآور میشویم:

«هومن اسکندری همیشه به گذار مسالمت آمیزی که در نتیجه وحدت در بینش نخبگان سیاسی و در طی نوعی توافق ملی به وجود آمده باشد، باور داشت و همواره با نوعی بیم و هراس و درجه بالایی از ناراحتی، از امکان شروع به گسترش خشونت در فضای اجتماعی ایران سخن میگفت که نمیتوانست برای او حدّی از مطلوبیت داشته باشد».

از اینرو از مقامهای مسؤول خواهشمندیم با مانع نشدن در برابر کوششهای کسانی که فکر و ذکرشان «ایران» و «ایمن بودن آن» است، راه را بر گسترش اندیشه خشونت زدایی در جامعه بگشایند. در این برهه، در بند کردن کسانی که دعوت به آرامش میکنند به صلاح هیچکس نیست.

امید است این سخنان شنیده شود.

گروهی از میهن پرستان غیر حزبی و دوستان فرهنگی هومن اسکندری

***

نوشتاري ديگر درباره دستگيري سرور هومن اسكندري از  وبلاگ رسمي سازمان جوانان حزب 

بايگاني جستاري: فرهنگي اجتماعي

+ نوشته شده در Sun 28 Jun 2009ساعت 2:25 AM توسط میثاق آزاد |


در ارتباط به بازداشت بی دلیل و خودسرانه سرور هومن اسکندری یکی از همراهان ایشان متنی را برای ما ارسال داشته اند که بصورت کامل اقدام به درج آن مینماییم .

پاینده ایران

در گذر تاریخ ایران فرزندان برومند و اندیشمندی بوده اند که همواره به جاودانگی، پویایی و بالندگی فر و فرهنگ این سرزمین یاری رسانده و آنرا از جان و دل نگهبانی و نگهداری نموده اند که شاید راز جاودانگی ایران و فرهنگ آن در داشتن این فرزندان فرزانه باشد.

در این دوره هومن اسکندری در حزب پان ایرانیست از کوشندگان اندیشمندی بشمار می آید که در عرصه های فرهنگی سیاسی نیز از چهره های برجسته و تأثیرگذار میباشد. سخنرانیهای مهندس هومن اسکندری در زمینه های گوناگون سیاسی- فرهنگی از جمله خطوط قرمز ملت ایران موجب گردیده تا هر ایرانی غیرتمند و میهن پرستی را به سوی فر و فرهنگ ایرانزمین سوق دهد.

حکومتهای دیکتاتوری و فاقد مشروعیت مردمی حتی در کوچکترین بحرانهای سیاسی که انجام میگیرد و یا در شرف شکلگیری است به دلیل سستی پایه های حکومتی خود به همگان بدبین هستند هرچند کسانی هم در آن نقش و دخالتی نداشته اما از سوی حکومت مورد سؤظن قرار گرفته و یا بازداشت میشوند. سرور هومن اسکندری در تاریخ 26 خردادماه 1388 در بند حاکمیت فرقه ای گرفتار گشته که همچنان از دلیل بازداشت و وضعیت فعلی او بیخبریم.

این امر توانمندی و اندیشمندی این فرزانه آزاده ایرانی را میرساند و نشان میدهد که وجود همچون شخصیتی تا چه اندازه‌ای برای یک نظام ناپایدار و مستبد و فاقد آزادی وحشت و تزلزل به وجود می آورد. هر چند حکومتهای خودکامه همواره سعی در براندازی و سرکوبی مردان و زنان آزاده و اندیشمند را دارند اما غافلند که وجود بزرگانی چون سرور هومن اسکندری از ریشه فرهنگ ایرانی است و مانند فرهنگ و نام ایران جاودان میمانند و آنچه که نابود و نیست میگردد و در زباله دان تاریخ سیه روز میرود حکومت و آیین نامردی و مستبدی میباشد.

به امید آزادی همه زندانیان سیاسی به ویژه همرزم گرانقدرمان سرور هومن اسکندری

ایدون باد

امید آزادی‌بخش/اصفهان

+ نوشته شده در Sun 28 Jun 2009ساعت 2:19 AM توسط میثاق آزاد |


به نام خداوند جان وخرد

پاینده ایران

هممیهنان. همانگونه که میدانید در پایان راه پیمایی آرام مردم تهران در روز دوشنبه 25 خرداد ماه که با هدف اعتراض مسالمت آمیز مدنی به بروز تقلب در انتخابات ریاست جمهوری دور دهم صورت گرفت گروهی از نیروهای خودسر به سوی راه پیمایان آتش گشودند و تعدادی از آنها را به خاک و خون کشیدند.

حزب پان ایرانیست ضمن یادآوری حقوق شهروندی آحاد مردم و تذکر این حقیقت که حاکمیت تاکنون هیچگاه به درخواست نیروهای مخالف برای دریافت مجوز راه پیمایی پاسخ مثبت نداده و حقوق شهروندی ایرانیان را مستمراً و بر خلاف اصول مصرح در قانون اساسی فعلی سلب کرده است و ضمن محکوم کردن اقدام جنایت کارانه مزبور نسبت به گسترش امواج خشونت و به ویژه تخریبها هشدار میدهد. گرچه مردم میهن ما دارای بلوغ سیاسی هستند و به هیچوجه این تشبثات را تأیید و حمایت نمیکنند، اما عوامل مزدور و وابسته میکوشند تظاهرات آرام مردم را قلع و قمع نمایند. حاکمیت جز خود، تحمل هیچ حزب و جمعیت دیگری را ندارد و در همه این سالها با همین منطق و اراده با مردم رفتار کرده است. پس باید مراقب توطئه ها و خیره سریها باشیم.

از این رو حزب پان ایرانست ضمن همدردی با خانواده های داغدار حوادث تلخ اخیر تهران از عموم فعالان سیاسی به ویژه کسانی که در راه پیماییها و تجمعات اعتراض آمیز شرکت میکنند میخواهد به طور مکرر و اکید کاربرد خشونت و تخریب را نفی کنند.

به یقین اراده های مصمم جوانان ایران بهانه به دست دشمنان نخواهد داد و به اتکا همین اراده های استوار و مصمم به سوی استیفای حقوق انباشته ملت ایران حرکت خواهیم کرد.

حزب پان ایرانیست

27 خرداد ماه 1388

+ نوشته شده در Sun 28 Jun 2009ساعت 2:13 AM توسط میثاق آزاد |


اینجانب میثاق آزاد از دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در کشور اوکراین هستم. برای آزادی وطنم از چنگال استبداد هر کاری انجام خواهم داد. همچنین در این تارنما سعی بر آگاه سازی مردم از طریق مطالب حزب پان ایرانیست میباشد. بدین معنا که اکثریت مطالب برگرفته از تارنماهای پان ایرانیستها میباشد. همچنین عضو موج سبز وبلاگ نویسان نیز میباشم


HOME
E-Mail
:BAHAR20:


LinkDump

طـــراح قـــالــب
شب بی ستاره
آرشیو پیوندهای روزانه


Archives

10/23/2009 - 11/21/2009

9/23/2009 - 10/22/2009
8/23/2009 - 9/22/2009
7/23/2009 - 8/22/2009
6/22/2009 - 7/22/2009
5/22/2009 - 6/21/2009
4/21/2009 - 5/21/2009
3/21/2009 - 4/20/2009
2/19/2009 - 3/20/2009
1/20/2009 - 2/18/2009
12/21/2008 - 1/19/2009
11/21/2008 - 12/20/2008
10/22/2008 - 11/20/2008
9/22/2008 - 10/21/2008
8/22/2008 - 9/21/2008
7/22/2008 - 8/21/2008
6/21/2008 - 7/21/2008
5/21/2008 - 6/20/2008
4/20/2008 - 5/20/2008
3/20/2008 - 4/19/2008
2/20/2008 - 3/19/2008
1/21/2008 - 2/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
11/22/2007 - 12/21/2007
10/23/2007 - 11/21/2007


Links

شکیبا
سرباز
بسوی 8 مارس
حماسه چالدران
جوانان پان ایرانیست بختیاری
کلاغ
مینای کرمان
یک پارسی تنها
Golshan
تبریز
ایران خبر
پان ایرانیسم
سایت رسمی پان ایرانیست
تریبون آزاد پان ایرانیست خوزستان
پرویز
اخگر
سازمان آزادي زن
پیان آور آریایی
ندای پارس
snoor2008
پرسپولیس
محسن پزشکپور
جوانان پان ایرانیست اراک
بژی ایران
کاوه اهوازی
به ایران بزرگ بیااندیشیم
بانک اطلاعات اپوزیسیون
صبر کن
پایگاه اطلاع رسانی تلاطم
ویکتوریا
تارنمای مریم ها
شیدایان
خمیدگی فضا-زمان
خبر نامه امیرکبیر
خزعبلات یک پیامبر دیوانه
سلامی و کلامی
یاد آر ز شمع مرده یاد آر
چای سبز
بلوندی
Greenland Highway
ساعت دلتنگی
کیانوش سنجری
من بلاگر نیستم
آسمان همه جا آبی نیست
تازه ترین خبرهای ایران
ایران بان
زنان ملی
حضور خلوت انس
علی رضا محمد ظاهری
سهره
همکلاســــی
ایران ب ب ب
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
عبد القادر بلوچ
آینده ما
حقوق بشر و فردگرایی
گامرون
یک کانادایی
ندای آزادی
از هر دری سخنی
مرد پیر
نمای نزدیک
سرود آزادی
ندای کویر 2
حقوق انسانی و اولیه بشر
عمو اروند
اوس پیمان روشن ضمیر
ایران ـ آزدی ـ برابری
دهکدۀ نو
جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران
اتاق فکر
روز شمار یک زوج خوشبخت
موج سبز وبلاگ نویسان
تشکیلات راه سبز امید شهرستان آمل
ارمنستان-ایرانARMENIA-IRANՀԱՅԱՍՏԱՆ-ԻՐԱՆ
تارنمای حزب پان ایرانیست
حقیقت تلخ
قالب های فوق جدید وبلاگ



Amar_Site

تعداد بازديدها: