تبليغاتX
ایرانی آزاد

ایرانی آزاد

سیاسی (پان ایرانیست ایران_اوکراین)

بیانیه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

درباره رخدادهای ناگوار پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری

نام خداوند جان و خرد

پاینده ایران

سازمان جوانان حزب پان ایرانیست اقدام عوامل خودسر و نیروهای موسوم به لباس شخصی را که طی روزهای اخیر موجب به خاک و خون کشیده شدن فرزندان ایران در خیابانها ومحیط های دانشگاهی کشورمان شده است را به شدت محکوم می نماید.

اقدامات اخیر نیروهای تحت عنوان لباس شخصی که به جان ومال ملت تاخته اند و هر آنچه در توان داشته اند بکار بستند تا شاید حرکتی را که در راستای جمهوریت قدم به میدان گذارده بود، از صحنه بدر کنند بی شک هیچ توجیهی را نمی پذیرد و ما نیز همراه با ملت بزرگ ایران یاد جان باختگان روزهای اخیر را گرامی داشته و خود را در غم و اندوه آنان شریک می دانیم .

  با توجه به اینکه حزب پان ایرانیست در انتخابات اخیر موضع عدم شرکت اتخاذ کرده بود، ما نیز اکنون در همان راستا موجی را که از بطن ملت براه افتاده است ارج می نهیم.

سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

۱۳۸۸/۳/۲۷ خورشیدی

برگرفته از وبلاگ رسمي سازمان جوانان حزب پان ايرانيست

+ نوشته شده در Sat 20 Jun 2009ساعت 9:49 PM توسط میثاق آزاد |


 

 

 

 

 

مهندس هومن اسكندري از اعضاي فعال حزب پان ايرانيست شب گذشته (۲۶ خرداد ۱۳۸۸) بازداشت شد.

بنابر گزارشات دریافتی مامورين امنيتي پس از بازداشت وي صبح امروز با يورش به منزل خالی آقای اسکندری و شكستن قفل دربها با تخریب لوازم منزل، وسايل شخصي، كتابها و لپ تاب ايشان را به همراه خود بردند.

همچنین همسر اين فعال سياسي همزمان با بازداشت وي ناپديد گشته و تاكنون از سرنوشت هر دو فرد مورد اشاره خبري در دست نيست.

برگفته از مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در Sat 20 Jun 2009ساعت 9:48 PM توسط میثاق آزاد |


خرداد نو- ستاد انتخابات كشور در خيابان فاطمي ، طبقه زير زمين ساختمان آجري وزارت كشور قرار دارد، يك پله مانده به آخر اين زير زمين مجلل اما زندان گونه، 2 راهرو يكي به سمت راست (راهرو غربي منتهي به ستاد انتخابات كشور) و ديگري به سمت چپ ( راهرو شرقي) قرار دارد كه ابتداي اين راهرو شرقي آبدارخانه است . اين مسير منتهي شده به آسانسور مخصوص وزير ، معاونين و ميهمانان ويژه . دقيقا 25 متر آنطرف تر، سمت راست نمازخانه اي كوچك با گنجايش 40 الي 50 نفر است كه با پارچه اي ضخيم، بخش آقايان را از خانم ها جدا كرده است.

هم چنين بغل نمازخانه، اتاق دوم مونيتورينگ كل ستاد انتخابات و روبروي آن رستوران آقايان با دو رديف ميز و صندلي در امتداد هم قرار دارد كه قادر است هم زمان به 30 نفر سرويس دهد، 20 متر جلوتر نيز سلف سرويس ويژه خانم ها با 15 صندلي و يك ميز غذاخوري بزرگ قرار دارد.

سرتاسر اين راهرو به همراه جايگاه هايي كه نام برده شد در ارديبهشت ماه 88 تعمير و رنگ كاري شد .در همين راهرو 50 متري با عرض ده متر دوربين مداربسته ديجيتالي به همراه شنود پيشرفته در اواخر ارديبهشت ماه 88 كار گذاشته شد . در آبدارخانه و نمازخانه ستاد انتخابات، دوربين هاي بسيار پيشرفته همراه با شنود به ابعاد يك سانتيمتر و يا كمتر در جاهايي همرنگ با سقف كه چشم متخصصان حرفه اي نيز به سختي قادر به تشخيص آن است ( در اواخر ارديبهشت 88) كار گذاشتند.

اما در بخش ورودي راهرو غربي منتهي به ستاد انتخابات كشور، دو آسانسور براي اياب و ذهاب كاركنان وجود دارد و چند متر آنطرف تر " اتاق ويژه اطلاعات و آمار" يا به تعبييري درست تر " اتاق تجميع براي تغيير آراء ملت " به ابعاد 100 متر مربع، پارتيشن بندي شده قرار دارد كه درون آن 5 الي 7 نيروي متخصص جوان با ميانگين سني 25 سال بدون هويت، به جاي مديران و كارشناسان رايانه و آمار با سابقه وزارتخانه كه ساليان درازي بود مسئوليت آمار آن بخش را عهده دار بودند، جايگزين شدند . رييس اين نيروهاي ناشناخته، بر عهده مردي ميانسال ظاهرا " ساده، اما متخصص در امور برنامه ريزي رايانه اي به نام سيد حسن مير دامادي است كه مورد توجه ويژه و فوق العاده وزير كشور قرار گرفته است. اگر اين نام مستعار نباشد( نامبرده از مديران انفورماتيك وزارت اطلاعات است كه در انتخابات قبلي نيز حضور داشت) بقيه افراد، تقريبا 3 ماه است كه به وزارت كشور آمده اند. اما نه تنها هيچ كدام از كارشناسان ستاد انتخابات كشور آنان را نمي شناسند، بلكه اوراق شناسايي در سيستم اداري وزارت كشور نيز ندارند، اما شواهد نشان مي دهد، آنان فوق العاده متخصص به برنامه هاي سخت افزاري و نرم افزاري هستند. اين جوانان نو رسيده جوياي پست، منزلت و ثروت، همچون نياكان خود هكرهاي قوي هستند كه نفوذ به درون اتاق بسيار حساس، با قفل هاي رمزي و حسي همراه با دوربين هاي پيشرفته و آژيرهاي اعلام خطر، همان قدر مشكل است كه قصد داشته باشي به افكار شان براي گرفتن اطلاعات رجوع كني؟ اين متخصصان جوان كم حرف، گوشه گير و حرفه اي ، قصد دارند سرنوشت چهار سال آينده كشور را در اين اتاق رقم زنند.

اطلاعات دريافتي حاكي از آن است كه اين نخبگان جوان مشغول بازي با آراء فرضي و بازخواني لحظه اي مطالب رايانه هاي كارشناسان ستاد انتخابات و بعضا برنامه ريزي براي قطع يا كند كردن سرعت اينترنت، هك يا كند كردن ارسال داده هاي برخي از پايگاه هاي S.M.S سرور و پيامدهي، تلفن هاي موبايل و همچنين برخي از سايت هاي انتخاباتي به كمك عوامل وزارت ارتباطات و اطلاعات هستند، تا در پايان شب 22 خرداد ماه 88 آمارهاي انتخاباتي از قبل مهيا شده را كه از واقعيت به دور، اما به لحاظ فني ايراد كمي بر آن وارد است، اعلام نمايند كه اين عمل ماكيا ولي با قواعد آماري و رياضي در جداولي در حال تنظيم است، تا در شامگاه 23 خرداد ماه سال 88، تيتر صفحه آول برخي روزنامه ها كه همواره از امدادهاي غيبي با خبرند، شود.

اما در بخش غربي ، يا دالان اصلي ستاد انتخابات كشور، دوربين هاي فوق مدرن، لحظه به لحظه از كارشناسان و اصولا هر جنبنده اي كه وارد ستاد انتخابات مي شود، فيلم و عكس تهيه مي كند . براي ورود بايد داراي كارت مخصوص و يا از طريق بازرسي با دفتر مدير كل ستاد انتخابات، هماهنگ شويد و لا غير. در زمان ورود به ستاد انتخابات، اتاق هاي پارتيشن بندي شده شيشه اي را مشاهده مي كنيد كه يادگار انتخابات آزاد و شفاف سال 84 دولت اصلاحات است، هر چند كه وزير ميلياردي دولت محرومان ، با اولين حضور در ستاد انتخابات سعي كرد اين فضاي شفاف را تبديل به كدر و بلوكي كند، اما در تصميم ديگري، اين چنين بيان شد كه ميتوان با كار گذاشتن دوربين هاي مداربسته پيشرفته، همچون زندان هاي مدرن غربي، اوضاع را بهتر كنترل نمود.

سمت راست اين سالن تميز و شيك ، دو اتاق 30متري " تو در تو" متعلق به هيات بازرسي انتخابات كشور است كه رئيس آن را نيز وزير كشور منصوب كرده است .. اين يادآور تسلسل در برخي ديگر از مراكز قدرت است كه همديگر را در دنياي شطرنج سياست پوشش مي دهند. بعد از آن اتاق 20 متر مربعي، بخش حقوقي است كه به جز دو كارشناس خموش و ساكن در آن كسي نيست، چون رئيس ستاد انتخابات كشور اصولا نيازي به اجراي قانون ندارد، اين اتاق نيز صرفا براي دكوراسيون دوربين هاي تلويزيوني و خبرنگاران رسانه هاي جمعي، كه تا كنون مشاهده نشده اند ، گذاشته اند. به راستي كجايند اين اركان چهارم دمكراسي؟ در روبروي بخش بازرسي، اتاق 60 متري " گروه هاي استاني" است كه شنيده شده از 12 كارشناس آن، بيش از نيمي از خويشان مقامات اجرايي و نظارتي هستند. اينان نيز از چند ماه قبل وارد وزارت كشور شدند، اما بلافاصله مقدمات استخدامي آنان فراهم شد، بر خلاف تقاضاي مدام صدها كارشناس خبره و توانمندي كه ساليان درازي است در وزارت كشور به صورت پروژه اي مشغول كارند و هيچ امنيت شغلي ندارند.
جنب اتاق حقوقي، 20 متري ، حراست با سه كارشناس قرار دارد كه بعضا معاون انساني مدير كل( از نيرو هاي وزارت اطلاعات)،حالات روحي و رواني كارشناسان ستاد انتخابات را از نزديك وارسي مي كنند.

اما در انتخابات قبلي ، كار اصلي اتاق حراست، حفاظت از ستاد انتخابات و مونيتورينگ بود، ولي اكنون كار مونيتورينگ ستاد انتخابات به درون اتاق وزير در طبقه 19 و اتاق بغل نمازخانه ستاد منتقل شده است.. اما مهمترين اقدام اتاق حراست ستاد انتخابات، برگزاري كلاس هاي حفاظتي و مراقبتي با مدرسي از وزارت اطلاعات بود كه برخي دروس امنيتي و حفاظتي را براي همه كارشناسان ستاد انتخابات به مدت بيش از دو هفته به صورت فشرده در سالن 60 نفري وزارت ، بعضا به صورت فيلم برگزار كردند. اين مدرس وزارت اطلاعات همواره تاكيد مي كرد كه با هيچ خبر نگار يا حتي كارشناسي در حوزه هاي ستاد انتخابات مراوده كلامي نداشته باشيد! تلفن هاي خود را همواره در ستاد انتخابات خاموش نگه داريد! هيچ مطلب انتخاباتي در منزل يا پيش فرزندان يا حتي خانم تان مطرح نكنيد!.. وي آن قدر وسواس در كارشناسان ستاد انتخابات ايجاد كرد كه فكر مي كردي دوست صميميت هم شايد جاسوسي موساد، سيا يا كا گ ب باشد.

به هر حال ، مدار اصلي همه دوربين هاي ستاد انتخابات كشور كه قبلا در كنترل اتاق حراست قرار داشت، اكنون در چند بخش ياد شده قرار دارد.
روبروي دفتر حراست، دفتر و بايگاني نامه ها و مكاتبات فوق سري و محرمانه ستاد انتخابات كشور قرار دارد كه بعضا برخي مكاتبات به هيچ عنوان از طريق سيستم اداري ارسال نمي شود. به هر حال ارسال اين نامه ها هم چون خود تفكر آقايان سنتي است.
در اين اتاق تقريبا 40 متري 8 خانم نوجوان و جوان محجبه و كاملا محتاط ، از فاميل هاي هيات نظارت و اجرايي هستند كه اكنون مهمترين رسالتشان اطاعت محض و اجراي منويات مديران هيئت نظارت و اجرايي است، تا آزاد انديشي و آزادگي و صيانت از آراء مردم.

اتاق بغل دفتر رئيس ستاد انتخابات ، اتاق پشتيباني است كه همواره انواع تنقلات، بستني ها و اولين ميوه هاي نوبر شامل: پرتغال، سيب و موز و انگور با انواع مارك هاي خارجي، چندين نوبت براي خواص، يك نوبت هم در عصر براي كاركنان ستاد مي آورند، تا اين دم آخر ، شاهد عدالت محوري ارزشي باشند.

چسبيده به اتاق پشتيباني ، اتاق روابط عمومي يا به اصطلاحي واضح تر " روابط بي عموم" قرار دارد كه اين اتاق نيز همواره سرد و بي مزاج است، بر خلاف انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري كه مسئولين وقت وزارت كشور سرتا سر ستاد انتخابات را به جولانگاه رسانه هاي جمعي داخلي و خارجي رفت و آمد هاي روساي احزاب شخصيت هاي راست و چپ و نمايندگان مجلس تبديل كرده بودند و عملا شفافيت و كلام رهبر فقيد :" ميزان راي ملت است" را با قرار دادن مونيتورينگ آراء در وسط ستاد انتخابات معنا بخشيده بودند، اما اين بار در دولت به اصطلاح عدالت محور و ارزشي ، شاهد فضايي سلولي، بي روح و كسل كننده در ستاد انتخابات كشور هستيم. شايد آقايان معناي عدالت و ارزش را با فريب و دروغ جا به جا كرده اند؟

اكنون مديران ستاد انتخابات به همراه ديگر مديران به اصطلاح ارزشي ، مشغول رتق و فتق امور سري هستند تا بنا بر افشاگري اطلاعيه اي ، احمدي نژاد را از درب پشتي به مردم قالب كنند، اما روبروي اين دفتر غير پاسخگو، اتاق مستطيلي شكل ديگري از كارشناسان امنيتي ستاد انتخابات قرار دارد كه معمولا اين اتاق ، سر ظهر براي صرف ناهار و عصرها براي تناول ميوه شلوغ مي شود!! اما از آنجا كه روساي امنيتي و كارشناسان آن معمولا " از ورود به حوزه هاي سياسي منع شده اند، بنابراين اطلاعاتي در زمينه انتخابات ندارند!!
اما بايد توجه داشت كه سرتاسر ستاد انتخابات كشور، اكنون به حوزه امنيتي تبديل شده است و براي همه كارشناسان ستاد انتخابات ، دقيقا محرز است كه اعمال روسا اجرايي و نظارتي ستاد انتخابات كشور كه پي در پي ، تذكر سكوت و خاموشي را به كاركنان وزارت كشور سر مي دهند، دقيقا بر خلاف بيانات مقام معظم رهبري است كه : " پايه نظام همين انتخابات است...مردم سالاري ديني با شكست، حضور و اراده مردم در انتخابات شكل مي گيرد... انتخابات سرمايه گذاري عظيم ملت ايران است همچون سرمايه گذاري در بانك ".

در چنين اوضاع و احوالي كه همه امكانات ملي، رسانه اي ، مالي و ديگر مواردي كه نام برده شد، براي پيروزي جريان حاكم، مهيا شده و شرايط به شدت غير منصفانه و جهت دار است، پيشنهاد مي شود، ناظراني از كميته صيانت از آراء ملت كه گفته شده نمايندگان شان در پاي صندوق هاي راي نيز حضور دارند به همراه نمايندگاني از مسئولين بازرسي بيت رهبري و سازمان بازرسي كل كشور با حضور در ستاد انتابات كشور بر حسن اجراي دقيق و قانونمند انتخابات و مهم تر از آن بر " تجميع آراء مردم" نظارت جدي به عمل آورند.

 

هشدار كاركنان وزارت كشور نسبت به دستكاري آرا؟
قلم: جمعي از كاركنان وزارت كشور با انتشارنامه اي سرگشاده نسبت به تغيير و دستكاري آرا مردم در ستاد انتخابات كشور هشدار دادند .

در اين نامه كه رونوشت آن به رياست مجلس خبرگان رهبري ،رياست مجلس شوراي اسلامي ،رياست قوه قضائيه ، رياست كميته صيانت ار آرا مردم ،مسئول بازرسي دفتر مقام معظم رهبري ،رياست سازمان بازرسي كل كشور وكانديداهاي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ارسال شده آمده است :

اينجانبان از كاركنان متعهد ، متخصص و ايثارگر وزارت كشور ، با سابقه كارشناسي و مديريتي در برگزاري انتخابات متعدد ، بعضا از دوره هاي آيت الله خامنه اي ، آيت الله هاشمي رفسنجاني و حجت الاسلام و المسلمين خاتمي اعلام مي نماييم ؛ از سلامت انتخابات كنوني به دلايلي كه شرح خواهيم داد ، احساس خطر مي كنيم . اهداف و برنامه ريزي در ستاد انتخابات كشور ، به طور آشكار و متقني به سمت صيانت و سلامت از آراء مردم در انتخابات 22 خرداد 88 پيش نمي رود ، اين موضوع نيز در برگزاري انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در روز جمعه 24 اسفند 86 به نحوي شاهد آن يوده ايم ، اما از بيم و هراس آينده شغلي خود دم فرو بستيم ، وليكن دچار عذاب وجداني شده ايم كه هنوز ادامه دارد ، هم اكنون آن شرايط .و فضاي ناسالم به وضوح قابل درك ، مشاهده و به مراتب بدتر از آن زمان است و اين مشكل اساسي را تعدادي از كارشناسان اصيل و باوجدان وزارت كشور در ستاد انتخابات كشور و يا وزارتخانه فعال هستند ، بدان اذعان دارند ، اما متاسفانه با دلي پرخون جز اطلاع رساني پر بيم و هراس ، كاري از دستشان بر نمي آيد . ( هرچند كه مي دانيم پس از انتشار اين مطلب آقايان به تكذيب آن خواهند پرداخت ) در اين جا فضايي امنيتي تيره ، تاريك ، غير شفاف ، و غير كارشناسي كه هرگز در طول تاريخ برگزاري انتخابات شاهد آن نبوده ايم ، روح و روان ما را آزرده و خواب را بر ما حرام كرده است .


اينجانبان دوستداران نظام ، انقلاب ، رهبري و ميهن عزيزمان ، مصرانه اعلام مي نماييم ، قبل از آن كه خداي ناخواسته حادثه اي فراگير را در كشور شاهد باشيم و موقعيت نظام جمهوري اسلامي ، وحدت مردم ، انسجام و يكپارچگي كشور به خطر افتد كه در آن صورت مهار آن مشكل ، چه بسا غير ممكن با شد ، به نجات وضع موجود در ستاد انتخابات كشور بشتابند ، اميدواريم كه مسئولين امر با ابراز قانوني و پي گيري هاي لازم، آراء مردم كه در حقيقت سرنوشت آينده كشور است ، صيانت و پاسداري بعمل آورند ، تا در پيشگاه خداوند متعال و مردم شريف ايران سربلند باشند و اين نظام براي چهار سال آينده در عرصه هاي داخل يو خارجي سرافراز و سربلند باشد و از همين جا مصرانه و عاجزانه تاكيد مي كنيم : ناظراني از كميته صيانت از آراء مردم به اتفاق نمايندگاني از دفتر بازرسي بيت مقام معظم رهبري و سازمان بازرسي كل كشور را درون " اتاق تجمبع آمار " در ستاد انتخابات كشور كه اكنون به فرمان فردي غير وزارت كشوري به نام سيد حسن ميردامادي است ، بفرستيد تا با حضور مستمر و آني . نگهبان آراء مردم باشند " انشاءالله

ما در حالي ايام شهائت فاطمه(س) را سپري مي كنيم كه در ابتداي ورود به بيستمين مراسن سالگرد ارتحال ملكوتي حضرت امام خميني ( ره ) ، شاهد حوادث خونباري در زاهدان هستيم . حوادثي كه دل هر مسلماني را به در آورد عمليات تروريستي ، اما به اصطلاح استشهادي براي از بين بردن مسلماني ديگر ، رويدادي كه انجام آن در تاريخ اين مرز و بوم بي سلبقه بوده است. ضمن تسليت به خانواده هاي داغدار آن حوادث شوم و سپاسگذاري از خداوند براي ختم به خير عميات بمب گذاري در هواپيماي مسافربري اهواز - تهران ، مطالب زير به استحضار هم ميهنان ععزيز و مسئولين گرامي رسانده مي شود :

1. اين مطالب تنها بخشي آشكار ار عملكرد مسئولين و مديران رده بالاي مجريان و هيئت نظارت بر انتخابات است كه متعهدند در روز 22 خرداد 88 چهار انتخابات هم زمان شامل ؛ دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري و در برخي از استانها ؛ انتخابات ميان دوره اي مجلس خبرگان ، مجلس شوراي اسلامي . ميان دوره اي شوراهاي اسلامي شهر و روستا را در عين صحت و سلامتي برگزار كنند .

2. بعد از ريزش شديد آراء يكي از كانديداها و نا اميدي يارانش و نيز كاهش درصد آراي مشاراليه در نظر سنجي هاي معتبر دولتي دراوايل اردبهشت ماه سال جاري ، يكي از آقايان اساتيد حوزه و رئيس موسسه آموزشي در قم كه اتفاقا " زماني مباحث فلسفه سياسي را درنماز جمعه تهران مطرح مي كردند ، در جلسه محرمانه اي با تفسير به رأي سوره بقره آيه 249 " خواهان " تغيير آرا " به نفع كانديداي اقليت مي شود و مي گويد : " اگر كسي رئيس جمهور شود و ارزشهاي اسلامي كه اكنون در لبنان ، فلسطين و ونزوئلا و ديگر نقاط جهان منتشر شده آسيب ببيند ، رأي دادن به او جايز نيست و حرام است ؛ هم خودمان نبايد راي بدهيم و هم بايد مردم را هوشيار كنيم كه راي ندهند ، ولا غير . بر شما مسئولين انتخابات ، هر امري واجب است "


3. ايشان ضمن گلايه شديد از برخي نامزدها ادامه دهد : " كساني كه اصلا صلاحيت اخلاقي و قانوني ندارد ، بريزيد دور " و تاكيد مي كند : " بالاترين وظيفه آن است كه آنچه را درحال از دست دادن هستيد برگردانيد ." همانطور كه در مطالب بالا به نقل از يكي از مدعوين جلسه بدست آمد ؛ حكم شرعي " تغيير آراء" در انتخابات صادر شده است . در اين شرايط سرانجام انتخابات رياست جمهوري 88 چه خواهد شد ؟!


4. اكنون طوفان انتخابات ، با ياري مير حسين منزه ، كروبي غيرتمند و رضايي شجاع ، از اين استان به آن آستان ، از اين شهر به آن شهر، از اين روستا به آن روستا و از اين ده به آن ده به سرعت برق و باد وزيدن گرفته است . اين طوفان دشمن پليدي ها ، در حال از بيخ و بن كندن دروغگويي ها ، نيرنگ ها و فريب دادن هايي است كه چهار سال تمام بي وقفه و خستگي ناپذير در جاي جاي اين سرزمين پهناور زيبا ، شخم زده و پاشيده شد، و با سفرهاي پي در پي ، دوباره و سه باره ، آن پليدي ها و امر به مشتبه شدن ها را بارور و آبياري كردند . الحق ، ريشه كن كردن اين زشتي ها در ايران و پاك كردن چهره كدر ايرانيان در جهان ، چه كار سخت و بار امانتي طاقت فرساست ، پس اكنون بايد براي ياري و حفاظت آراء در خطر مردم ، خروشيد و جوشيد .


5. بعد از اين جلسه مهم بود كه آقايان مسوول ، جان تازه اي در كالبدشان دميده شد و سرزنده ، بانشاط و بدون دغدغه وجداني به ترفندها و حيله هاي به اصطلاح شرعي برا ي" تغيير آرا " مردم شريف مان متوسل ميشوند . ابتدا آن مسوول درس خوانده مكتب چرچيل دكتراي هوا و فضا ، كه ديگر خالي از عذاب وجدان شده ، دست بكار شد و تعدا شعب اخذ آرا را كه در روز 24 فروردين 88 اعلام كرده بود : " بيش از 48 هزار عدد است " در روز 23 ارديبهشت ماه به " 45 هزار و 758 مورد " تقليل داد ، همچنين تعداد واجدان شرايط در انتخابات رياست جمهوري را 46 ميليون و 200 هزار نفر اعلام كرد . اين آمار در حالي بيان شد كه قبلا جداول مركز آمار ايران حدود 51 ميليون و 300 هزار نفر را واجد شرايط راي دادن دانسته بود .


6. همين آبروريزي باعث شد كه آقاي دكتر محمد مدد ، رييس مركز آمار ايران تا مرز بازنشستگي پيش رود ، مديري كه مي توانست نام نيكي در تاريخ سياسي كشور با پافشاري بر حق 5 ميليون راي دهنده از خود برجاي گذارد ، چنين نكرد و بلافاصله در جريان جلسه شرعي انتخابات قرار گرفت ، سپس تهديد و توجيه شد ، بنابراين مسئولين شرعي بيان آمار واقعي از او ساقط و سرانجام در 5 ارديبهشت ماه 88 در همايش استانداران سراسر كشور كه در وزارت كشور برگزار شد ، گفت « آمار تعداد افراد واجد شرايط راي دادن در انتخابات رياست جمهوري 46 ميليون 200 هزار نفر است » و اين جمله هم چون درفشي بود كه اين مسئول بي مسئول ، بر روح و روان آزاد مردان ايراني فرو كرد .

آقاي مدد براي حفظ چند صباح پست خود ، چه ساده لوحانه ترفند و حيله تيم حرفه اي " تغيير آراء " را با اين جمله خود رسوا كرد : «اين آمار 46 ميليون و 200 هزار نفري پس ازجلسات مشترك مركز آمار ايران ، سازمان ثبت احوال و وزارت كشور مشخص شد .» ،

پس از اين جلسه توجيهي ، قال 5 ميليون راي دهتده ايراني را چنين عمروعاصانه از صفحه سياسي كشور كندند ، سپس تشكيل كميته صيانت از آراء مردم كه از سوي ياران و معتمدان نزديك حضرت امام (ره) و دلسوزان و معتقدان به نظام مقدس جمهوري اسلامي پيشنهاد شده بود را داراي وجهه قانوني ندانستند، فقط در خصوص حضور نمايندگان كانديداها يا احزاب در شعب آراء ، رييس ستاد انتخابات با منت و تهديد گفت: «اين موضوع پيش بيني نشده ، اما اين افراد فقط ناظرند و حق هيچگونه دخالت جز گزارش دادن به هيئت نظارت يا اجرايي ندارند وگرنه از پاي صندوقهاي رأي بيرون رانده مي شوند .»

7. ترفند ديگري براي تغيير آراء مردم بنا به متن يكي از صورتجلسات ستاد انتخابات كشور ، در اين دوره از انتخابات ، براي هر صندوق آراء دوعدد مهر تعريف شده است ، بعلاوه ده درصد اضافه كلان شهرها و صندوق هاي سيار كه اين موضوع البته امري شبه انگيز است .


8. يعني اگر تعداد شعبه اخذ راي براي كل كشور 45 هزار و 758 شعبه ( به گفته رييس ستاد انتخابات ) وتعداد مهر آماده براي هر صندوق دو عدد باشد ، سر جمع كل مهرها 91 هزار و 516 مي شود ، حال اگر 10 درصد ديگر را كه براي كلان شهرهاي آماده ، شده در نظر يگيريم يكصد هزار و 667 عدد مي شود ، كه مهيا كردن اين تعداد مهر انتخاباتي امري بي سابقه است . مطلعان انتخابات نيك مي دانند كه قبلا براي هر صندوق راي ، تنها يك مهر كه آن هم ، حكم كيميا را داشت ، موجود بود ، اما اكنون چنين نيست .


9. چاپ 12 ميليون تعرفه اضافي قابل تامل است . بنا به رويت صورتجلسه اي ديگر ، اكنون بيش از 58 ميليون تعرفه براي 46 ميليون و 200 هزار واجد شرايط چاپ رسيده است ، در حالي كه رييس ستاد انتخابات كشور در گفت و گو با رسانه هاي جمعي در تاريخ 6 خرداد 88 اعلام كرد :« حدود 57 ميليون برگ راي براي برگزاري انتخابات رياست جمهوري چاپ شده است .» براين اساس ، اگر اسناد موجود را ملاك قرار دهيم ، در اين بخش از نامبرده ( مجري و امانتدار انتخابات )براي بيش از يك ميليون تعرفه دورغ گفته شده است . بدين ترتيب براي معادل 5/38 درصد از كل واجدين شرايط تعرفه اضافي چاپ شده است.


10. فرمول " تغيير آراء" آقايان از فرمول مشاركت حداقلي مردم تبعيت مي كند ، اما اگر سطح مشاركت مردم افزايش يابد ان شاءالله چنين است و يا شاهد حضور نمايندگان كانديداها يا دستگاههاي نظارتي هم چون سازمان بازرسي كل كشور در ستاد انتخابات كشور خصوصا " اتاق تجميع آمار " باشيم ، نقشه آنان كارساز نخواهد شد . دليل كمتر اعلام كردن شمار واجدين شرايط ، پيش بيني پرشور نشدن انتخابات و به طبع شركت كم مردم درانتخابات بود تا با وارد كردن آراء غير مردمي ، هم ميزان مشاركت را بالا برده باشند و هم موقعيت حاكمان فعلي را تثبيت نمايند ، در حالي كه الحمدالله فضاي انتخابات كنوني ، حضور پر شور و گسترده مردم را نشان مي دهد و اين نيز از وعده هاي خداوند قادر است كه م يفرمايند " و مكروا و مكرالله و الله خيرالماكرين "ورق برخواهد گشت

+ نوشته شده در Sat 13 Jun 2009ساعت 3:55 PM توسط میثاق آزاد |


 نقش عناصر مشكوك و تندروهاي اصلاح طلب

در همكاري با جريان تجزيه قومي و تضعيف وحدت ملي

مواردی که آقای سهند کریمی هم میهن آذرآبادگانی و آگاه ما در نوشتار زیر به آن میپردازد به همانگونه در خوزستان و دیگر استانهای استراتژیک کشور وجود دارد و این دیدگاه و استراتژی کاملا نادرست در سخنان برخی کاندیداهای ریاست جمهوری به گونه ای وجود دارد. دوستان گرامی در آینده اشاره ای به مواردی این چنین و دست پخت برادران اطلاح طلب در خوزستان نیز خواهیم پرداخت.

*****

قابل توجه جوانان هوادار اصلاح طلبان:

1.حجه الاسلام والمسلمين آقازاده، رئيس كل دادگستري آذربايجان شرقي در جلسه اعضاي شوراي حل اختلاف حومه مركزي تبريز... گفت: عوامل اصلي آشوب چند روز گذشته در تبريز و مرند 71 تن از پان تركيستها، منافقين، ضد انقلاب، حزب مشاركت و اراذل و اوباش پرونده دار بودند كه 51 تن از آنان بازداشت و حكم 20 نفر ديگر كه فراري هستند. صادر شده و تحت تعقيب هستند.» *8/3/85 *

2.« اطلاعات خبرنگار بازتاب، حاكي از آن است كه در هفته منتهي به ناآراميهاي تبريز، دبير كل يكي از احزاب تندرو اصلاح طلب، در آذربايجان حضور داشته است. بنابر اين گزارش، فرد ياد شده در برخي شهرهاي آذربايجان شرقي و غربي- به ويژه تبريز و نقده- جلساتي داشته و به نارضايتي مردم از دولت دامن زده است... وي در شهر محروم نقده اظهار داشته كه به رغم مشكلات اقتصادي، دولت جديد كاري براي شما نميكند. وي در برخي محافل پرسيده كه چرا گامي براي آموزش زبان تركي برداشته نشده است. اين فرد همچنين با اشاره به پيام نوروزي احمدي نژاد، تاكيد كرده كه وي با خودداري از ذكر نام آذريها به آنان بي مهري كرده است.» * 7/4/85 سایت بازتاب. كد خبر 41635*

همكنون، سالها از تلاش و سرمايه گذاري آمريكا براي ايجاد فتنه هاي قومي در ميان ملت ايران ميگذرد. طي ده سال گذشته، بخشهاي مختلف دولت آمريكا ( وزارت امور خارجه، سازمان سيا، ارتش، مراكز مطالعاتي و دانشگاهي و... ) تلاشهاي گستردهاي را براي خط كشي و مرزبندي قومي ميان ملت ايران انجام داده اند. آنها ابتدا توسط عوامل ايراني خودشان گروهكهايي را در خارج از كشور به نام كردها، بلوچها، عربها و آذريهاي ايراني تشكيل دادند. در ميان عناصر تشكيل دهنده ‌اين گروهكها، از اعضاي حزب توده، فدايي خلق، منافقين و ... ديده ميشوند.

ده سال تلاش مستمر آمريكا و متحدان غربي و منطقه ايش براي ايجاد دشمني و رويارويي ميان بخشهاي مختلف ملت ايران به نتيجه مطلوبي منجر نشده است. وقايع اخير آذربايجان و تلاش جريان تجزيه قومي براي ايجاد فتنه داخلي، كه از حمايت اطلاعاتي، تبليغاتي و سياسي و مالي بيگانگان برخوردار بود، آزمايش ديگري بود كه نشان داد، ملت ايران بخصوص مردم آذربايجان، در تورهايي كه دشمنان گسترده اند، گرفتار نميشوند...

در اين نوشته، هدف بررسي چگونگي كاركرد جريانهاي ضد ميهني و بيگانه گرا نيست. آنچه در اين نوشته، بدان ميپردازيم، نگاهي به چگونگي رفتار طيف يا عواملي از جريان دوم خرداد و جناح موسوم به اصلاح طلب در همكاري با جريانات ضد ميهني و يا برخورد تشويق آميز با جريانها و حوادثي است كه عليه تماميت ارضي، وحدت و امنيت ملي فعاليت ميكنند. بي گمان در بين مسوولان دولت گذشته نيز مديراني بودند كه با صراحت در مقابل عناصر و جريانهاي بيگانه گرا و ضد ميهني ايستادند و آشكارا موضعگيري كردند... دكتر سبحان اللهي - استاندار سابق آذربايجان شرقي، صادق سروري- فرماندار پيشين اردبيل- از جمله مسوولاني بودند كه به صراحت درباره‌ جريان بيگانه گرا هشدار داده و موضع گيري كردند. بخصوص سروري، نسبت به تبليغات مطبوعات بيگانه گرا هشدار داد. اما در هياهوي كشمكشهاي جناحي و سياسي، و حضور مديران كوته بين و فاقد حساسيت در عرصه اجرايي، اين هشدارها گوش شنوايي نداشت... در همان زمان اتفاقات ديگري نيز رخ ميداد... مطبوعات بيگانه گرا– در حوزه محلي - به پايگاههاي تبليغاتي براي ايجاد تقابل قومي و تضعيف وحدت ملي و تأمين منافع بيگانگان تبديل شدند. در حوزه دانشگاهها نيز برخي تشكلهاي غير قانوني ايجاد شده و به انتشار دهها نشريه ضد ميهني در پوشش « نشريه دانشجويي » پرداختند... عليرغم هشدارهاي مكرر دلسوزان، برخورد قانوني و مناسب با اينگونه مسايل صورت نگرفت... همكاري عناصر يا تشكلهاي افراطي منسوب به « جريان اصلاحات و دوم خرداد » با پروژه « ايجاد بحران قومي و تضعيف وحدت ملي » چگونه است؟ آيا اخبار و اطلاعات شفافي در اين باره براي ارايه به مردم وجود دارد؟... بي گمان، به دليل اينكه هرگونه تلاش براي تقويت عناصر و جريانهاي ضد ميهني و وابسته به بيگانگان يا ايجاد اختلاف قومي و تضعيف وحدت ملي در صورت آشكار بودن، ميتواند پيامدهاي قانوني داشته باشد و عوامل اينگونه اقدامات را در بين مردم، منفور گرداند، هرگونه اقدام در اين مسير، به صورت پنهاني صورت ميگيرد و جزئيات اين مسايل از چشم مردم مخفي ميماند. با اين حال، به دليل حساسيت افكار عمومي و رسانه ها و مطبوعات، نسبت به اينگونه اقدامات، مطبوعات و يا حتي مسوولان نيز گوشه هايي از موارد ثابت شده را در اختيار افكار عمومي قرار ميدهند.

روزنامه ‌كيهان در شماره مورخ 4/6/83 ، در ستون اخبار ويژه، طي خبري با عنوان « هشدار » نوشت:

« مقامات امنيتي و اطلاعاتي كشور به دست اندركاران يك حزب افراطي نسبت به طراحي براي اختلافات قومي هشدار دادند.

در پي فاش شدن مباحث اخير اين حزب مبني بر ضرورت احياي دوباره خود از طريق جذب قوميتها در استانهاي مرزي، به آنها هشدار داده شد تا به بهانه فعاليتهاي فرهنگي و سياسي، به اختلافات قومي در كشور دامن نزنند.

گفته ميشود در طرح حزب مذكور، راهكارهايي براي جلب نظر قوميتهاي ترك، تركمن، بلوچ و كرد تعريف شده كه عمدتا سبب تحريك اقوام مختلف عليه يكديگر و تحركات تنشزا و ضد امنيتي ميگردد. اين طرح با استفاده از آرشيو مركز تحقيقات استاني يك وزارتخانه تهيه شده است.»

در همين زمان، كه روزنامه كيهان اين خبر را منتشر كرد، اخباري از فعاليت تشكلي موسوم به « حزب اراده ملت » در برخي استانها، بخصوص استان اردبيل به گوش ميرسيد.

دبير كل اين تشكل ( احمد حكيمي پور )، يكي از اهالي زنجان و همكار سعيد حجاريان در شوراي شهر تهران بود كه در ماجراي ترور حجاريان نيز مدت كوتاهي بازداشت شد. در پي نا امنيهاي اخير در آذربايجان، نامهاي منسوب به حكيمي پور در سايتهاي اينترنتي تجزيه طلبان منتشر شد. نامه ‌سرگشاده ياد شده كه از آن از برخي تجزيه طلبان كمونيست مانند پيشه وري تجليل شده بود!!!!، در راستاي اهداف جريان بيگانه گرا قرار داشت و به همين دليل از سوي سايتهاي اينترنتي تجزيه طلبان مورد استقبال قرار گرفت...

طي سالهاي گذشته، در كنار اينكه مسأله قوميت در ايران و تلاش براي تفكيك هويت قومي از هويت ملي ايرانيان و به طور كلي، استفاده از موضوعي به نام قوميت براي ايجاد مشكلات در كشور، مورد علاقه آمريكا و متحدان منطقهاياش و نيز اسرائيل بوده است، برخي از تشكلها و احزاب دوم خردادي نيز از منظر خاص خود، مسأله قوميت را مورد توجه قرار دادهاند. « ايجاد كميته اقوام » در سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، موضوعي است كه درباره آن اطلاعات خاصي به افكار عمومي ارايه نشده است. آيا چنين كميتهاي در پي تحريك احساسات قومي براي سوء ‌استفاده در اوقات انتخابات است؟ آيا اين كميته به دنبال ارتباط گيري با عناصر فعال در جريان تجزيه قومي و بكارگيري اين جريان در راستاي اهداف ويژهاي است؟ نميتوان به اين سؤالها به صورت روشن پاسخ داد. اين سؤالها هنگامي پاسخ داده ميشود كه كساني مانند بهزاد نبوي و تاج زاده - از اعضاي سازمان – صادقانه عملكرد كميته اقوام خود را شرح دهند.

علاوه بر سازمان مجاهدين انقلاب ، « حزب اعتدال و توسعه » كانوني به نام « كانون اقوام » دارد. نشريه حزب اعتدال و توسعه ، ( نشريه اعتدال و توسعه )، با پرهيز از هر گونه اعتدال و ميانهروي در انتخابات رياست جمهوري، به شدت عليه احمدينژاد فعال بود. در هفته نامه‌ اعتدال و توسعه در مرحله دوم انتخابات چنين آمده بود: « طيف وسيعي از مردم ... نميدانند، با فراگير شدن تفكر دهه 60 احمدينژاد و همفكران وي، كه بيشتر به خمرهاي سرخ ميمانند با چه مشكلاتي دست و پنجه نرم خواهند كرد... نخبگان جامعه از هم اكنون چمدانهاي خود را بستهاند و به زيستن در ديار ديگر ميانديشند» با چنين افراطيگري، دور از انتظار نيست كه حزب اعتدال و توسعه هم افراطيگريهاي ديگري مرتكب نشود. در حوادث اخير آذربايجان، نشريه « اعتدال و توسعه » با صفحه ويژهاي كه داير كرده بود، به دنبال تحريك احساسات بود. اين نشريه، متن كامل سخنان افراطي يك نماينده جنجالي ( اكبر اعلمي ) را همراه با شعر « خر تويي يا من » چاپ كرد، شعري كه شهريار قبل از انقلاب اسلامي آن را از ديوان خود حذف كرده بود...

بعدها روشن شد كه « نخبگاني كه چمدانها را بستهاند! » كساني مانند مهاجراني و هم تيپهاي وي بودند كه مقصدي جز انگليس نداشتند، « نخبگان! » ديگري مانند « علي افشاري » هم كه چمدانها را قبل از انتخابات رياست جمهوري بسته بودند...

در پي تحركات مفتضحانه اخير بيگانهگرايان در برخي شهرهاي آذرينشين، حزب مشاركت هم بيانيهاي صادر كرد. در اين بيانيه، حزب شكست خورده مشاركت تلاش كرده تا با سوء استفاده از حوادث رخ داده، دولت را به بيتدبيري و سطحي نگري و سوء مديريت متهم كند... بيانيه حزب مشاركت نيز از سوي سايتهاي اينترنتي تجزيه طلب مورد استقبال قرار گرفت و بازتاب يافت. در پي وقوع اغتشاشاتي در اول خرداد 85 ، شايعاتي پيرامون مشاركت طيفي از جناح شكست خورده در انتخابات رياست جمهوري در اين اغتشاشات، در محافل رسانهاي مطرح بود، اما اطلاعات موثق و روشني در مطبوعات و رسانهها پيرامون اين موضوع منتشر نشده بود. در تاريخ 8/3/85 ، روابط عمومي دادگستري آذربايجان شرقي، سخنان رئيس كل اين دادگستري را در اختيار مطبوعات قرار داد. در نمابري كه از سوي روابط عمومي دادگستري آذربايجان شرقي به مطبوعات ارسال شده، آمده است: « حجت الاسلام والمسلمين آقازاده، رئيس كل دادگستري آذربايجان شرقي در جلسه اعضاي شوراي حل اختلاف حومه مركزي تبريز... گفت : عوامل اصلي آشوب چند روز گذشته در تبريز و مرند 71 تن از پان تركيستها، منافقين، ضد انقلاب، حزب مشاركت و اراذل و اوباش پروندهدار بودند كه 51 تن از آنان بازداشت و حكم 20 نفر ديگر كه فراري هستند. صادر شده و تحت تعقيب هستند.»

اين نخستين بار است كه يك مقام قضايي به صراحت از دست داشتن اعضاي حزب مشاركت در ايجاد ناامني و اغتشاش در آذربايجان سخن ميگفت.

حدود يك ماه بعد، « سايت بازتاب » نيز خبري را تحت عنوان « ناگفتهاي از ناآراميهاي تبريز » در تاريخ 7/4/85 منتشر كرد. اين خبر كه با كد 41635 منتشر شده بود، هزاران نفر بازديد كننده داشت. بخشي از خبر بازتاب چنين است: « اطلاعات خبرنگار بازتاب، حاكي از آن است كه در هفته منتهي به ناآراميهاي تبريز، دبير كل يكي از احزاب تندرو اصلاح طلب، در آذربايجان حضور داشته است. بنابر اين گزارش، فرد ياد شده در برخي شهرهاي آذربايجان شرقي و غربي - به ويژه تبريز و نقده - جلساتي داشته و به نارضايتي مردم از دولت دامن زده است... وي در شهر محروم نقده اظهار داشته كه به رغم مشكلات اقتصادي، دولت جديد كاري براي شما نميكند. وي در برخي محافل پرسيده كه چرا گامي براي آموزش زبان تركي برداشته نشده است. اين فرد همچنين با اشاره به پيام نوروزي احمدينژاد، تاكيد كرده كه وي با خودداري از ذكر نام آذريها به آنان بيمهري كرده است.»

البته بايستي اين موضوع را به خاطر داشت كه ارتباط ميان طيفهاي تندرو اصلاح طلب با جريان تجزيه قومي و قومگرايان، تنها مربوط به حوادث اخير آذربايجان نيست.

در دوره دولت خاتمي نيز اين تعامل و ارتباط وجود داشته است. خبر روزنامه كيهان پيرامون هشدار مقامات امنيتي و اطلاعاتي كشور به دست اندركاران يك حزب افراطي نسبت به طراحي براي اختلافات قومي در شهريور 1383 و پيش از انتخابات رياست جمهوري منتشر شده است. نقش برخي از مقامات اصلاح طلب نيز درباره تشديد اختلافات قومي در جامعه و تضعيف وحدت ملي قابل بررسي است.

براي مثال؛ رفتارهاي انتخاباتي و بعد از انتخابات « جاسم شديد زاده » نماينده مجلس ششم از اهواز در تحريك احساسات و بسترسازي رواني براي اغتشاشات در خوزستان ميتواند مورد ارزيابي قرار گيرد. اخيراً مطبوعات خبر دادند كه « شديد زاده » نيز چمدانها را بسته و در پي سفر به يك كشور عربي بود كه در فرودگاه به وي اعلام كردهاند، ممنوعالخروج است.

اكبر اعلمي، نماينده مجلس ششم و هفتم كه در ليست انتخاباتي جبهه‌ دوم خرداد قرار داشت، تبليغات انتخاباتياش را با جنجالگري و تخريب هاشمي رفسنجاني سامان داد... اكبر اعلمي همواره رويكرد جنجالي داشته است. وي در سال 84 در تجمع غير قانوني در كليبر حضور يافت. هفته نامه آذر پيام، چاپ تبريز در شماره125، مورخ 29/4/1384 با اشاره به حضور اعلمي در تجمع غير قانوني نوشت كه سايتهاي پان تركيستي « اعلمي را مورد حمايت قرار دادند.» در جريان نا امنيهاي اخير در برخي شهرهاي آذرينشين، اكبر اعلمي باز هم در مجلس به جنجال آفريني گراييد و در اقدامي دور از شأن مجلس - كه امام راحل آن را عصاره فضايل ملت خوانده است - شعر سخيفي را از تريبون مجلس قرائت كرد. اين اقدام اعلمي از سوي رسانههاي تجزيه طلب و رسانههاي ضد ايراني باكو مورد استقبال قرار گرفت. اكبر اعلمي در تاريخ 13 تير ماه 1385 به بهانه بازديد از زندان تبريز با برخي عوامل بيگانگان و فعالان جريان ضد ايراني پان تركيسم در زندان ديدار و گفتگو نمود و به انها قول داد كه خواسته هايشان را پيگيري كند . سوالي كه در محافل سياسي مطرح است اينكه چه كسي ماموريت حمايت از تجزيه طلبان را به اعلمي واگذار كرده است ؟ اعلمي با برخي محافل بيگانه گرا و پان تركيست در تهران نيز ارتباط دارد و حتي در محافل رسانه اي شايع است كه وي به برپايي برخي مراسمهاي پان تركيستي كمك مالي كرده است . اخيراً برخي از سايتهاي اينترنتي تجزيه طلب و مورد حمايت بيگانگان، اقدام به انتشار مصاحبهها و اخباري از اعلمي كردهاند... اقدامات « مهر عليزاده » كانديداي اصلاح طلب انتخابات رياست جمهوري اخير در پيوند با جريان تجزيه قومي ، نيز شاهد ديگري بر ارتباط و تعامل برخي طيفهاي اطلاح طلب با تضعيفگران وحدت ملي است... علي رغم اينكه پيش از انتخابات رياست جمهوري، وزارت اطلاعات از كانديداها خواسته بود كه از قوم بازي بپرهيزند، ليكن مهر عليزاده به اين هشدارها گوش نداد و متاسفانه بعد از انتخابات نيز مراجع قانوني و قضايي و امنيتي اقدامات مهرعليزاده را در راستاي ايجاد اختلافات قومي و پيوند با جريان ضد ايراني پيگيري نكردند. به عبارت ديگر ؛ اقدامات غير قانوني مهر عليزاده در جهت تضعيف وحدت ملي هيچ هزينه اي براي وي در برنداشت !

سفير اصلاح طلب ايران در باكو ( افشار سليماني ) نيز در تعامل با جريان تجزيه قومي اقداماتي داشته است. وي كه در كنفرانس مطبوعاتي خود در باكو ، در حضور انبوه خبرنگاران در دي ماه83 ، خود را « اصلاح طلب و مريد خاتمي » ناميده بود، برخي فعالان مطبوعاتي جريان تجزيه قومي را به باكو دعوت كرد. برخي از افرادي كه توسط افشار سليماني به باكو دعوت شده بودند، در جريان اغتشاشات اخير در اردبيل دستگير شدند...

براي پي بردن به چگونگي نقش و نگاه اصلاح طلبان به نا امنيها و اغتشاشات اخير، بررسي چگونگي انعكاس اين نا امنيها و رخدادهاي مربوط با آن، در مطبوعات و رسانههاي اصلاح طلب ( برخي مطبوعات محلي مانند آراز و آواي اردبيل و چند نشريه ديگر در اردبيل ؛ برخي نشريات تبريز ؛ اروميه و ...، خبرگزاري ايلنا، روزنامه اعتدال و توسعه و ... ) ضروري به نظر ميرسد.

تعامل تندروهاي جناح اصلاح طلب با جريان تجزيه قومي بر چه اساس و مبنايي صورت ميگيرد و آنها چه اهدافي را از اين اقدام دنبال ميكنند؟... اين سؤالي است كه بايستي توسط مراكز و مسوولان ذيصلاح پاسخ داده شود. افكار عمومي، يكي از علل به وجود آمدن اغتشاشات اخير را، تلاش مخالفان احمدينژاد براي ناكار آمد نشان دادن دولت و نا امن كردن جامعه و ايجاد نارضايتي از دولت ميداند. وزير اطلاعات، در مصاحبه اخير خود با مطبوعات از دستيابي به سر نخهاي برخي تلاشها براي ناكار آمد نشان دادن دولت خبر داد... آنچه در اين ميان قابل تأمل است، اينكه جريان تجزيه قومي، از سوي دشمنان ملت ايران و مشخصاً آمريكا حمايت و هدايت ميشود و در داخل كشور، اين جريان ضد ميهني با حلقههاي خاص به تندروهاي اصلاح طلب پيوسته است...

در پايان آنچه گفتني است اينكه، اقدامات مستمر آمريكا طي دو سال اخير، براي ايجاد بحران در مناطقي مانند خوزستان، سيستان و بلوچستان، كردستان و آذربايجان، اگر چه موجب پيدايش حوادث ناخوشايند و حتي تروريستي شده است، اما به علت هوشياري مردم، تلاش آمريكا براي ايجاد بحران و جريان سازيهاي تجزيه طلبانه با شكست كامل روبرو شده است، طيفهاي تندرويي هم كه حاضرند به قيمت نابودي رقباي سياسي، بر سر سفرهاي كه دشمنان ملت ايران پهن ميكنند، بنشينند، چيزي جز استخوانهايي كه در گلويشان مانده به دست نياوردهاند.

ذكر اين نكته نيز ضروري است كه برخي از چهرههاي غير اصلاح طلب ( منتسب به جناح راست ) نيز در تعامل با جريان تجزيه قومي نقش داشتهاند. يكي از نمايندگان كنوني اروميه در مجلس ( عباسپور )، در ايام انتخابات اخير مجلس شوراي اسلامي با جريان ياد شده در تعامل بود و هفته نامه بيگانه گراي نويد آذربايجان به تبليغ اين شخص ميپرداخت . يكي ديگر از نمايندگان آذربايجان شرقي،( سلمان خدادي / نماينده ملكان ) در افتتاح كنسولگري يك كشور بيگانه در تبريز نقش داشته است.وي پيش از گشايش كنسولگري رژيم حاكم بر ايران شمالي ( جمهوري آذربايجان / آران ) در تبريز طي مصاحبه اي مطبوعاتي از ضرورت گشايش اين مركز جاسوسي در تبريز سخن گفت .و براي افكار عمومي اين سوال ايجاد شد كه سلمان خدادي چه نفعي در اين ماجرا دارد؟ .. برپايي يك همايش ضد ايراني در پوشش بزرگداشت ستارخان، در سال 84 در دانشگاه آزاد اسلامي تبريز – كه رييس آن فردي به نام عزيز جوانپور است _با حضور عدهاي از عناصر بيگانه گرا كه برخي از آنها در اغتشاشات اخير دستگير شدهاند، نمونهاي ديگر از اتفاقات تأسف بار است...تبليغات حسن نوعي اقدم نماينده اردبيل در مجلس پيرامون الحاق آستارا به استان اردبيل نيز موضوعي است كه در ايجاد دسته بندي قومي ميان گيلاني با اهالي اردبيل نقش دارد.

بررسي غفلتها و يا شگردهاي برخي چهرههاي غير اصلاح طلب و يا فرصت طلب در تعامل با جريان تجزيه قومي و يا تقويت اين جريان، موضوع مهمي است كه پرداختن به آن نيز ضروري است...

 سهند کریمی تیرماه ۱۳۸۵

برگرفته از : آذر ایران

+ نوشته شده در Tue 9 Jun 2009ساعت 12:59 PM توسط میثاق آزاد |


من چو رویای بشر

چون سایه در مهتاب شب.

من یک آواز غمم،

چون آرزوی نی لبک.

من همه دلتنگی یک غربتم،

یک آرزوی بی تمام

وصلت یک قطره باران،

با تمام موج هستی

بی فنا و بیقرار و بیکران.

من یک انسانم،

 نیازم،

آرزویم،

خواب و رویایم ،

همیشه زندگی است.

زندگی بی عشق و انس و عدل و آزادی،

همیشه بندگیست.

در ره عشق جان سپردن،

زندگی،

آزاده گیست.

http://dehkadeye-noo.blogfa.com/post-72.aspx

+ نوشته شده در Sat 6 Jun 2009ساعت 12:13 PM توسط میثاق آزاد |


به گزارش خبرنگار مهر این گروه ایتالیایی را "استفانو تیلیا " فرزند" بریتا تیلیا" مرمتگر سنگو رئیس سابق موسسه مطالعات آسیایی آفریقایی ایتالیا (ایزمئو) که اولین کارهای مرمتی و استحکام بخشی در پاسارگاد و تخت جمشید را انجام میدادند است.استفانو تیلیا و گروه همراهش در چند روز گذشته به شیراز سفر کرده و طرحهای خود را برای انجام کارهای مرمتی به مسئولان بنیاد پارسه پاسارگاد ارائه کردند. این گروه علاوه بر این در زمستان سال گذشته به ایران آمدند و از تخت جمشید و آرامگاه کوروش و مرمتهای انجام شده در این دو محل بازدید کردند. بنا بر اطلاعات به دست آمده توسط خبرنگار مهر این گروه ایتالیایی شهریورماه امسال در ابتدا یکی از درگاههای شمال شرقی سرستون تخت جمشید را که مدتی است داربست اطراف آن را احاطه کرده مرمت و پس از آن به پاسارگاد خواهند رفت. بنا بود پیش از این، این درگاه در تخت جمشید توسط حسن راهساز مرمتگر بنیاد پارسه پاسارگاد مرمت شود که طرح وی برای انجام کار مورد موافقت کارشناسان واقع نشد. حسن راهساز کار مرمت را به صورت تجربی نزد مرمتگران گروه ایزمئو و شخص بریتا تیلیا فرا گرفت و بعد از انقلاب نیز اغلب کارهای مرمتی مهم در بناهای تاریخی کشور را عهده درا شد اما کیفیت و نحوه کار او همیشه با انتقاد کارشناسان همراه بود. در آخرین مورد از کارهای انجام گرفته توسط راهساز می توان به مرمت سقف آرامگاه کوروش در پاسارگاد اشاره کرد که انتقادهای بسیاری را برانگیخت.

همکنون کارشناسان امیدوار هستند با سپردن کارهای مرمتی در تخت جمشید و آرامگاه کوروش به مرمتگران و پژوهشگران ایتالیایی که در دنیا به عنوان برجسته ترین متخصصان در این زمینه شناخته میشوند روند کارهای حفاظتی در بناهای باستانی کشور به حالت کارشناسی شده و تخصصی برگردد.

+ نوشته شده در Sat 6 Jun 2009ساعت 12:10 PM توسط میثاق آزاد |


در این شماره میخوانید:

مصاحبه سرور پندار با کیهان هوایی(بخش ششم)

بررسی تحلیلی تاریخ نهضت پان ایرانیسم(بخش دوم)

طیف اصلاح طلب و تحلیل رابطه با آمریکا

گزارش واحد میراث فرهنگی سازمان جوانان از اکتشافات روستای نوای آمل

نبرد بر سرهست و نیست(بخش ششم)

تحریف تاریخ در مقاله بحرین ایالت چهاردهم ایران

داستان یک سفر ناتمام

اخبار حزبی

اسناد حزبی

گزارشی از مبارزات کارگری در ایران

نگاهی به خبر

یک شعر و یک شاعر

کهنترین دوران تاریخ آریاییان(بخش دوم)

دانلود نشریه

+ نوشته شده در Sat 6 Jun 2009ساعت 11:58 AM توسط میثاق آزاد |


رودخانه کارون، یکی از کهنترین رگهای خلیج همیشه پارس است؛ بزرگترین رودخانه ایران زمین، کارون خروشان، از هشت هزار سال پیش تا کنون میزبان مردمانی گوناگون از سراسر گیتی پهناور بوده است، ولی پس از چندین هزار سال، اکنون برای نخستین بار کارون دیگر خروشان نیست. کارون خسته و بیمار است، کارون میهمانان خوبی ندارد، رودخانه ای که از کوه های استوار زاگرس تا آبهای درخشان خلیج پارس جاریست در راه سه میلیون نفر میهمان دارد، در پنج شهر، و دروغ نیست اگر بگوییم هیچکدام از آنان برای کارون دل نمیسوزانند، هنگامی که آن را اینچنین زار و پریشان میبینند.

شاید با دیدن این عکسها بیشترین موردی که به چشم آید خشک بودن کارون باشد، ولی در کنار لایروبی نشدن، انتقال آب سرشاخه ها، ساخت چندین سد، و خشکسالی، کارون از آلودگیهای شهری نیز رنج میبرد. به ویژه کلانشهر اهواز که یک سوم جمعیت استان خوزستان را در خود جای داده است و روزانه ده ها متر مکعب پساب کارخانجات و شهر را در کارون میریزد، و هیچ برنامه اجرایی و اثر گذاری برای پاکسازی و درمان کارون ندارد.

اگر کاری انجام نشود، کارونی که ما برای آیندگان به ارث خواهیم گذاشت کوچکترین همسانیی با کارونی که نیاکان ما برایمان به ارث گذاشتند نخواهد داشت، افسوس...


پشت اداره کل پست استان خوزستان، افزون بر انباشت گل و لای و پدید آمدن چند جزیره کوچک، آلودگی به مواد شیمیایی سیاه رنگی نیز دیده میشود.

2 کیلومتر دورتر، در کنار پل کیانپارس، باز هم همان آلاینده‌های شیمیایی سیاه رنگ در آب دیده میشوند.



زباله های شهری مانند ظروف یکبار مصرف، به همراه لجن، در کنار تنها هتل چهار ستاره شهر اهواز، آیا سیمای شایسته ای از شهر را به میهمانان داخلی و خارجی هتل نشان میدهد؟


همان جا، به همراه چشم انداز جزیره‌های کوچک و بزرگی که سر از آب بیرون آورده و مانند دوره ژوراسیک به حال خود رها شده اند.

کارون یکی از کهنترین میراث طبیعی ماست، و چنین حال زار و پریشانی هرگز شایسته او و وارثان کنونی آن نیست؛ با امید آنکه مسئولین، به ویژه سازمان آب و برق خوزستان، به عنوان نهاد مسئول رودخانه کارون، برنامه ای ملی برای درمان و نگاهداری کارون بیاندیشد.

http://kavehahwazi.blogfa.com/post-93.aspx

+ نوشته شده در Sat 6 Jun 2009ساعت 11:57 AM توسط میثاق آزاد |


صادق محمدی، رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی، و گردشگری خوزستان به تازگی گفتگویی با هفته نامه ندای بهبهان داشته است. وی در این گفتگو ضمن بیان آمادگی برای مناظره با منتقدان خویش، در سخنانی بسیار شگفت آور هر گونه تخریب در آثار تاریخی خوزستان را رد نموده! و در ادامه منتقدان خود را افرادی دارای اهداف سیاسی-اقتصادی نامیده است. وی همچنین بر ساخت موزه منظقه ای خوزستان در وسط رودخانه کارون در حالی تاکید دوباره نموده که پیشتر خبرها حاکی از واگذاری جزیره شادی به آموزش و پرورش خوزستان بوده اند. در ادامه این گفتگو را می‌خوانید.

هفته نامه ندای بهبهان:

صادق محمدی، از جمله مدیران بومی است که چندین سال متمادی به عنوان مدیر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان خوزستان مشغول به فعالیت می باشد که در فرصتی که پیش آمد گفت و گویی اختصاصی با ایشان درباره تخریب آثار تاریخی، انتقاد دوستداران میراث فرهنگی از نحوه مدیریت ایشان و . . . انجام داده ایم که ایشان با سعه ی صدر به تمام سؤالات پاسخ داد. مهمترین نکته شاید آن جا باشد که وقتی از او درباره منتقدین اش پرسیدیم گفت: از این طریق اعلام می کنم آماده ی مناظره با اشخاص منتقد هستم و از آنها دعوت می کنیم که آزادانه انتقادات خودشان را مطرح نمایند و پاسخ خود را نیز فوراً دریافت کنند». براستی ما باید به داشتن چنین مدیران انتقاد پذیری که بومی نیز هستند، ببالیم و مفتخر باشیم که صادق محمدی به عنوان یک مدیر بومی هنوز خوزستان را ترک نکرده است.

وضعیت میراث فرهنگی خوزستان را چگونه ارزیابی می کنید؟

در پاسخ به این سؤال اجازه دهید که من به تفکیک بخشهای مختلف بگویم در بخش گردشگری با توجه به فعالیتهای بسیار گسترده ای که در دولت نهم در سازمان میراث فرهنگی صورت گرفته در فضاهای وسیعی در نقاط مختلف استان خوزستان برای امر گردشگری تحول بسیار چشمگیر و عظیمی در نظر گرفته شده است. بیش از 30 منطقه نمونه گردشگری در دولت به تصویب رسیده که در حال حاضر مطالعات این مناطق در حال انجام است و تعدادی از این مناطق، مطالعاتشان در سالهای گذشته انجام شده و کارهای اجرایی آنها نیز در حال اجراست. بنابراین وضعیت در بخش گردشگری بسیار راضی کننده است و تحول بسیار عظیمی پیدا کرده است. در بخش مرمت آثار تاریخی نیز به همین شکل؛ با توجه به اینکه دولت نهم توجه خوبی به مرمت بناهای تاریخی کرده است، بیش از 51 بنای تاریخی در استان یا مرمت شده یا در حال مرمت است و در حال حاضر بیش از 30 پروژه مرمتی در سطح استان فعال است. بنابراین حجم فعالیت هایی که درجهت حفظ و مرمت بناهای تاریخی صورت گرفته بسیار راضی کننده و خوب است. در بخش اعتبارات عمرانی تحولات بسیار خوبی انجام گرفته. حجم اعتبارات سازمان در بخش مرمتی افزایش خوبی یافته است. در بخش آثار تاریخی تعداد بناهایی که پرونده ی ثبتی برایشان تشکیل شده چندین برابر کل طول تاریخ استان خوزستان است یعنی ظرف تمام سال های گذشته تا سال 83، 410 بنای تاریخی به ثبت رسیده بود ولی فقط امسال بیش از 2000 پرونده ی ثبتی پذیرفته شده و ظرف 4 سال گذشته هم ایجاد بناهای ثبتی استان خوزستان از 410 بنا به بیش از 930 بنا رسیده است بنابراین در بخشهای مختلف حجم تغییرات و تحولات به وجود آمده بسیار متفاوت است و به هیچ وجه قابل مقایسه با سالهای گذشته نبوده و در بخشهای مختلف چندین برابر سال های گذشته فعالیت و کار انجام شده است.

به نظر جنابعالی که ریاست سازمان میراث فرهنگی را عهده دار هستید علت تخریب برخی از آثار تاریخی چیست؟

تا کنون که چنین اتفاقی پیش نیامده است! در آینده هم ما اجازه نخواهیم داد که بنایی تخریب شود. سازمان میراث فرهنگی و یگان پاسداران به اوضاع فرهنگ و مسائل عمرانی که در استان وجود دارند مسلط هستیم و هیچ زمان اجازه تخریب هیچ یک از بناهای تاریخی را نخواهیم داد.

چه اقداماتی درخصوص جذب گردشگر در سطح استان خوزستان انجام داده اید.

در خصوص جذب گردشگر تأمین و آماده سازی زیر ساخت های گردشگری یکی از بهترین و اساسی ترین کارهایی است که زمینه ساز جذب گردشگر به استان خوزستان است. در این رابطه اقدامات خیلی خوبی صورت گرفته است چه در بخش مرمت و آماده سازی بناهای تاریخی و چه در بخش تأمین آماده سازی فضاهای گردشگری و چه در بخش تأمین مکان های اقامتی برای گردشگران؛ که با توجه به افزایش 100 درصدی تعداد تخت ها در هتل های استان و تأمین فضاهای خدماتی مثل رستوران های سنتی در سطح استان اقدامات خیلی خوبی انجام گرفته که در جذب گردشگر در استان خوزستان مؤثر است. همچنین تبلیغات گردشگری استان، معرفی محوطه های گردشگری و بناهای تاریخی از طریق رسانه های صوتی و تصویری و صدا و سیما صورت گرفته و از طریق انتشار کتابچه و بروشور و تصاویر بناهای تاریخی اقدامات بسیار خوبی صورت گرفته که در جذب گردشگر به استان بسیار مؤید بوده است.

در خصوص احداث موزه در سطح استان چه اقداماتی صورت گرفته است.

ظرف سالهای گذشته بیش از 5 موزه در شهرهای مختلف استان راه اندازی شد. این موزه ها عمدتاً موزه های مردم شناسی بود که فرهنگ و سنن مردم خوزستان را در طول سالیان گذشته به نمایش گذاشته است موزه های دزفول- شوشتر و بهبهان و رامهرمز افتتاح شده در ایذه، آبادان و مسجد سلیمان نیز در حال راه اندازی است با این حساب تعداد موزه های استان از 3 موزه به 10 موزه افزایش پیدا کرده علاوه بر این موزه ها، عملیات اجرایی موزه بزرگ منطقه ای جنوب و غرب کشور هم در اهواز شروع شده و با 12 هزار متر مربع زیر بنا در جزیره ی وسط رودخانه در اهواز بزرگترین موزه ی جنوب غرب کشور خواهد بود.

برخی از دوستداران میراث فرهنگی از نحوه مدیریت تان گلایه دارند، به نظر خودتان علت گلایه و شکایت شان شخص شماست یا نحوه مدیریت تان؟

من افراد زیادی را سراغ ندارم که مخالف مدیریت سازمان میراث فرهنگی باشند، تنها یکی دو نفر هستند که مخالف این موضوع هستند، که این افراد هم با اطلاع دقیقی که دارم هم مغرضانه، نظر می دهند وهم به دنبال اهداف سیاسی و اقتصادی خود هستند. در اعلام نظراتشان تا کنون، که در بعضی از نشریات به انتشار رسیده، دقیقاً مشخص است که جز اغراض سیاسی و اقتصادی، هدف دیگری را دنبال نمی کنند، ما نیز از همین طریق، اعلام می کنیم که آمادگی لازم را داریم که هر شخص منتقد از مدیریت یا سازمان میراث فرهنگی را دعوت کرده تا آزادانه انتقادات خود را مطرح و پاسخ را نیز دریافت کند. قضاوت هم چه در خصوص اقدامات سازمان و چه مدیریت اعمال شده، به عهده ی جامعه و مردم باشد نمونه های اینچنینی در طی سال های اخیر فراوان بوده، در خصوص متروی اهواز که اعلام کردند اینجا شهر هرمز اردشیر است، یا در خصوص نیروگاه زرگان، شوش و دیگر اماکن که اعتقاد داشتند تخریب صورت گرفته در صورتیکه چنین چیزی صحت نداشت ،چرا که با بررسی های علمی صورت گرفته، نتیجه مشخص کرد که آنها جز غرض ورزی و اهداف شخصی، نظر دیگری نداشته و ندارند.

قاچاق آثار تاریخی یکی از مهمترین دغدغه های دوستداران میراث فرهنگی است، در این باره تا کنون چه اقداماتی انجام داده اید و آیا آن اقدامات راهگشا بوده است؟

اقدامات خیلی خوبی صورت گرفته درمبادی خروجی استان، هماهنگی هایی با گمرک و نیروی انتظامی شده و همین امر در از بین بردن قاچاق اشیاء تاریخی نقش مؤثری داشته. در مرزهای خروجی استان، همچنین در مسیرهاو شبکه ی ارتباطی استان، همکاری خوب نیروی انتظامی با سازمان میراث فرهنگی، باندهای زیادی دستگیر و هزاران اثر توقیف شده است به همین خاطر فضای استان برای قاچاقچیان فضای امنی نیست و نیروی انتظامی و یگان پاسداران سازمان میراث فرهنگی کاملاً فضا را تحت کنترل دارند.

در خصوص بهسازی و سامان بخشیدن به مکان هایی که پتانسیل جذب گردشگری و بازدید کننده را دارد چه اقداماتی صورت گرفته است؟

در این رابطه در فضاهای مختلفی که پتانسیل گردشگری دارند مثل منطقه شیمبار در مسجد سلیمان، تالاب شادگان، مال آقا و امامزده عبدا. . . در باغملک، دشت بزرگ و زارس در ایذه و ... اقدامات خوبی صورت گرفته و زیر ساخت های گردشگری، برای گردشگران در حال احداث است. همچنین این مناطق، از جمله مناطقی هستند که هم برای گردشگران خارجی و هم برای هموطنان و هم برای خوزستانی ها، فضای تفریحی- گردشگری بسیار ایده آلی است.

چه تمهیداتی در خصوص جذب بودجه و هزینه کرد آنها در سالجاری در نظر گرفته اید؟

در خصوص بودجه، طرح های مورد نیاز و لازم پیش بینی و انجام شده، فضاهای مختلفی که نیاز به طراحی دارند آماده سازی شده و رایزنی های لازم با مسئولین مختلف استانی که در زمینه تأمین اعتبارات نقش دارند، صورت گرفته و به امید خدا، اعتبارات لازم برای ادامه ی فعالیت های سازمان میراث فرهنگی استان خوزستان تأمین می شود.

اگر بخواهید خوزستان را از دید مدیر سازمان میراث فرهنگی تعریف کنید چه می گویید؟

خوزستان یکی از استان های مهم کشور است. استانی است که سرمایه های عظیمی در آن وجود دارد از نظر منابع معدنی بسیار غنی است. منابعی مثل نفت و گاز و آب و اراضی مختلف کشاورزی و تابش آفتاب؛ اینها منابع سرشار و عظیمی است که مردم دانا و فهیم با عقل سلیم از امکانات این سرزمین بهره های خوب و مفیدی را برده اند. در یک جمله می توانم بگویم، خوزستان به عنوان یک بازوی توانمند برای توسعه و پیشرفت جمهوری اسلامی ایران مؤثر واقع شده است.

درزمینه ساخت هتل چند ستاره جهت رفاه حال گردشگران، سازمان میراث فرهنگی چه اقداماتی انجام داده است؟

ابتدا باید این شبهه را رفع کنم که سازمان میراث فرهنگی، هتل نمی سازد، دولت قانوناً به عنوان هتل ساز در بخش خصوصی هتل می سازد؛ اما در خصوص وظایف سازمان میراث در این زمینه، در طول عمر دولت نهم، ظرفیت تخت های هتل های استان خوزستان 100 درصد افزایش یافته یعنی از 2022 تخت به بیش از 4000 تخت افزایش پیدا کرده است. در شهرهای مختلفی چون، شوشتر، ماهشهر، بهبهان ، بندر امام و ... هتل هایی نیز در حال ساخت است. همچنین طبق رایزنی ها و پیگیری ها، و با کمک استاندارد که خود شخصاً پیگیر این موضوع هستند قرار است هتلی در خور شأن مردم خوزستان در اهواز ساخته شود.

صحبت خاصی اگر باقی مانده، بفرمایید؟

خسته نباشید می گویم به شما و خیلی ممنون و سپاسگزارام از شما و اصحاب رسانه و مطبوعات که به فرهنگ سازی در زمینه ی حفاظت آثار تاریخی بسیار تلاش کرده و کمک می کنند.

+ نوشته شده در Sat 30 May 2009ساعت 12:10 PM توسط میثاق آزاد |


اکرم مهدوی را یادتان هست؟ همان زنی که به اتهام قتل همسرش قرار بود در ۱۵ اردیبهشت سال گذشته اعدام شود و به دلیل از بین رفتن شناسنامه اش، پرونده اش استیذان نگرفت و ماند تا بالاخره خانواده مقتول به شرط دیه رضایت داده و از اعدام او گذشتند. دیه ای ۶۰ میلیونی که قیمت جان این زن اعلام شد و ما چقدر خوشحال که او اعدام نمیشود و اینقدر انسان سخاوتمند و نیکوکار در این مملکت هست که ۶۰ میلیون که چیزی نیست ۶۰۰ میلیون هم جمع خواهد شد تا انسانی از مرگ رهایی یابد و به زندگی برگردد. کمپین نجات اکرم  راه افتاد و شماره حساب اعلام شد در داخل و خارج از کشور. و نوشتیم و نوشتند که لطفا کمک کنید تا جان زنی را نجات دهیم و پرسیدیم که آیا دیه فقط زندگی ثروتمندان را نجات میدهد و ... اما اکنون با گذشت دقیقا یک سال از اعلام شماره حسابها و درخواست کمک از سوی وکیل اکرم و روزنامه نگاران و کسانی که پی گیر این قضیه بوده اند تنها 5/18 میلیون تومان پول جمع شده است که حتی یک سوم مبلغ درخواستی از سوی خانواده مقتول نیست. وکیل اکرم مهدوی اعلام کرده که پرونده وی در مرحله پیش از استیذان از رئیس قوه قضائیه است و در صورتیکه مبلغ درخواستی خانواده مقتول به عنوان دیه تهیه نشود این زن در آستانه اعدام قرار خواهد گرفت. اینجا بخوانید.

وکیل اکرم مهدوی اعلام کرده است جمع آوری کمکها در خارج از کشور به همت دو تن از فعالان زن در سوئد ( در مجله "آوای زن") امکان پذیر بوده است و برخی از کمکها که در ابتدای کمپین برای نجات جان اکرم از طریق یکی از افرادی که خود را عضو کمپین جمع آوری دیه برای نجات جان اکرم میدانست صورت گرفته با وجود چندین بار تقاضا از سوی وکیل اکرم هنوز به دست ما نرسیده و هربار به بهانه ای درخواستمان نادیده گرفته شده است. در حالیکه کمکها از سوی ایشان به نام اکرم و برای نجات از او اعلام شده بود.. اینجا بخوانید در این مورد دو نکته قابل توجه است.

اول:در شرایطی که اکرم مهدوی به دلیل نداشتن پول دیه بین مرگ و زندگی دست و پا میزند مینا جعفری، وکیل اکرم باید نام این فرد را که با سواستفاده از احساسات مردمی و به نام اکرم مهدوی کمکهای مالی جمع کرده اما این کمکها را که مبلغ قابل توجهی است ارسال نکرده اعلام کند. اینجا بحث جان یک انسان در میان است و نمیتوان به هیچ عنوان با این مساله شوخی کرد یا اجازه داد کسی سواستفاده کند. بهتر است ایرانیان خارج از کشور هم نام این فرد را بدانند تا بیشتر از این فریب ادعاهای حقوق بشری این فرد یا افرادی مشابه او را نخورند و کمکهای خود را از طرق دیگری به وکیل اکرم برسانند.

دوم: لطفا باز شروع نکنید که خانواده مقتول حق دارند یا ندارند و... اینها را همه حفظ هستیم و تا وقتی که قانون عوض نشود درگیر این مشکلات خواهیم بود و چاره ای نداریم جز اینکه یا با پول جان انسانها را بخریم یا با التماس و خواهش از خانواده مقتول. بحث تغییر قانون هم مقوله دیگری است که در یک پست مجزا درباره آن خواهم نوشت اما اکنون این زن و دخترک ۱۷ ساله اش را دریابید و با کمکهای مالی خود یا دوستان و آشنایان مانع از اعدام او شوید. لطفا بنویسید و از همه بخواهید که هر کسی هر چقدر که در توان دارد کمک کند. نمیدانم شماره حساب در سوئد هنوز فعال هست یا نه اما شماره حساب ایران را اینجا میگذارم.

شماره حساب در ایران :
 شماره حساب 0302917750001 سیبا نزد شعبه مبارزان بانک ملی، و همچنین شماره 16 رقمي ملي كارت سيبا 6037991054199785 به نام وکیل پرونده، مینا جعفری

+ نوشته شده در Wed 27 May 2009ساعت 8:52 PM توسط میثاق آزاد |


در روز ۳ خرداد ماه دانشجویان ملی دانشگاه تهران حماسه آفریدند

به نقل از تارنمای دانشجویان آزادیخواه ملی

روز دانشجو

روز۳ خرداد ماه۱۳۸۸، همزمان با بیست و هفتمین سالگرد آزاد سازی خرمشهر از چنگ اشغالگران عراقی، دانشجویان آزادیخواه ملی از شکل گیری یک توطئه پان ترکیستی در دانشگاه تهران آگاهی یافتند. گروهی از عناصر قومگرا و تجزیه طلب که انتشار فیلمی از "محمد خاتمی" ریس جمهور سابق جمهوری اسلامی ایران را در چند روز اخیر مبدل به بهانه ای برای آشوب گری و عربده کشی کرده اند، فراخوانی با عنوان "اعتراض دانشجویان تورک دانشگاه تهران در اعتراض به توهین محمد خاتمی به ملت تورک آذربایجان(؟) را منتشر و برای برگزاری تجمع در روز سوم خرداد دعوت به عمل آورده بودند.

متاسفانه دریافتیم که بار دیگر یکپارچگی ملی و سرزمینی ایران، مبدل به بازیچه ای برای جنگ قدرت باندهای حکومتی گشته تا نشان دهند که حاضرند برای به عقب راندن یکدیگر، به شیوه ای غیرمسئولانه شکافهای قومیتی و زبانی را در کشور فعال کنند و آنگاه خود را به کناری کشیده و به تبعات این بازیهای نابخردانه و سبکسرانه اشان نیز ذره ای نیاندیشند و چه بسا که می اندیشند و آگاهانه تخم کین و نفاق و جدایی را در میان "ملت واحد ایران" میپاشند.

چندی پیش فیلم کوتاهی در اینترنت منتشر گردید که در آن "محمد خاتمی" ریس جمهور سابق جمهوری اسلامی، در آن به بیان خاطره ای طنز آلود از یک واعظ اهل اردبیل میپردازد. وی در این فیلم که در یک مجلس خصوصی گرفته شده نه قصد اهانت به قومیت یا گروه زبانی خاصی را دارد و نه از بیان آن خاطره انگیزه تحقیرآمیز دارد. تنها یکی از آقایان روحانی حاضر در مجلس (که چهره شناخته شده ای نیست) جمله ناپسندی میگوید که حامل توهین به هم میهنان آذربایجانی و گیلانی ماست. به هر روی انتشار این فیلم که به وضوح ناشی از مقاصد گروهی یکی از جناحهای حکومتی است، و در راستای ضربه زدن به آرای " میرحسین موسوی" در آذربایجان، (با توجه به آذربایجانی بودن وی و نیز حمایت آشکار محمد خاتمی از کاندیداتوری موسوی) میباشد. در این بین احتمالا گروههای پان ترکیستی هم که از برخی مواضع ایران گرایانه میرحسین موسوی احساس نگرانی کرده اند، در یک اتحاد تاکتیکی، با ذوق زدگی هرچه تماتر به تشنج آفرینی و جوسازی مشغول گشته اند. تحریکات آشکاری که از سوی سایتهای پان ترکیستی و نیز برخی از سایتهای اصولگرا در اینباره میشود، منجر به بروز دو نا آرامیهای محدود در شهر تبریز، در روزهای آخر هفته گذشته میگردد.

در روز پنج شنبه ۳۱ اردیبهشت ماه ۱۳۸۸، اوباش پان ترکیست وابسته به یک گروه معلوم الحال در دانشگاه آزاد تبریز، به جلسه سخنرانی "مجید انصاری" نماینده اعزامی " میرحسین موسوی" حمله میبرند و با سر دادن شعار، قصد بر هم زدن برنامه را میکنند، که با هوشیاری مجریان مراسم، از سالن سخنرانی بیرون رانده میشوند. در روز جمعه اول خرداد نیز همان گروه با ورود به پارک " ائل گولی" تبریز، تلاش در جهت ایجاد بلوا و اغتشاش پان ترکیستی در مراسم ورزش همگانی این پارک میکنند، که با عدم استقبال مردم مواجه شده و با دستگیری چند تن از اغتشاشگران، غائله خاتمه مییابد. 

سومین محل برای برپایی تظاهرات نفاق افکنانه عناصر پان ترکیست، دانشگاه تهران بود. قوم گرایان آگاهی داشتند که در این روز "انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران" قصد برگزاری مراسمی با عنوان "صیانت از آرای ملت" را دارد و طی آن انجمن سنتی دانشگاه، قصد داشت که ضمن اعلام حمایت از کاندیداتوری میرحسین موسوی، تشویشهای مجموعه خود را از نحوه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری اعلام کند. بر اساس اطلاعات رسیده به دانشجویان آزادیخواه ملی، قوم پرستان هم تصمیم داشتند که طی یک عمل نه چندان اتفاقی، با برگزاری همزمان تجمع، هم در آن اخلال ایجاد کنند و هم به نمایش مضحکشان بعد رسانه ای ببخشند. از همین روی زمان برگزاری تجمعشان را نیم ساعت پس از آغاز برنامه انجمن اسلامی دانشگاه تهران، در ساعت ۱۱:۳۰ اعلام نموده بودند.

راس ساعت مقرر، گروه در حدود۵۰ نفری پان ترکیستها (که جمعیتشان توسط برخی از سایتهای اصولگرا سه برابر تخمین زده شد!) متشکل از افرادی اغلب غیر دانشجو و حتی چند فرد میانه سال، از مقابل دانشکده ادبیات و علوم انسانی، با سر دادن شعار به سوی سر در اصلی دانشگاه تهران، حرکت کرد و پس از توقفی ده دقیقه ای در مقابل سر در اصلی، به سمت شمال و به سوی دانشکده فنی روانه شد تا با پخش شدن در جمعیتی که در مقابل دانشکده فنی متمرکز شده بود، مراسم را تحت الشعاع قرار داده و با استفاده از بی تدبیری احتمالی مجریان مراسم، آن را از مسیر خود منحرف نموده و با پخش شدن در میان جمعیت، هم خود را پرشمار جلوه دهند و هم بعد رسانه ای بیشتری به تظاهرات قوم گرایانه اشان ببخشند. از این روی بود که با سر دادن شعارهای ضد ملی و قوم گرایانه، به سمت دانشکده فنی روانه شدند. برخی از شعارهای این گروه عبارت بود از:

-هارای هارای من تورکم (هوار هوار من ترکم)

-آذربایجان اویاخدی          اوز دیلینه دایاخدی (آذربایجان بیدار است          پشتیبان زبان خود است)

-محو اولسون فاشیسم آریایی (نابود باد فاشیسم آریایی)

- مرگ بر خاتمی

-مرگ بر پان فارسیسم

و ...

گروه ۵۰ نفره پان ترکها، در حال سر دادن این شعارها بودند که به مقابل دانشکده حقوق و علوم سیاسی رسیدند. در این لحظه دانشجویان آزادیخواه ملی با همراهی و همکاری تعداد زیادی از دانشجویانی که از رفتار و شعارهای ناپسند و زننده اوباش پان ترک به ستوه آمده بودند، در مقابلشان ایستاده و با خواندن سرود ملی و میهنی "ای ایران"، سد راه گروه پان ترکها شدند. در این هنگام پان ترکها که از ادامه مسیر ناامید و نگران شده بودند، اقدام به حمله به تنی چند از دانشجویان نمودند که با واکنش سریع آنها عقب نشستند. سپس در همانجا توقف کرده و دوباره شعارهایشان را تکرار نمودند. در پاسخ نیز دانشجویان آزادیخواه ملی به همراه سایر دانشجویان اقدام به خواندن سرود ای ایران کردند. هرگاه که پان ترکها شعار مرگ بر خاتمی سر دادند، دانشجویان فریاد زدند: " درود بر موسوی" و هرگاه که شعار مرگ بر پان فارسیسم سر داده شد، دانشجویان نیز فریاد زدند: " مرگ بر تجزیه طلب ". 

در این هنگام، برخی از نیروهای وابسته به حراست دانشگاه تهران تلاش کردند که محترمانه جمع دانشجویان معترض به نمایشات قوم گرایانه را متفرق کنند، که دانشجویان بیان داشتند که هیچگاه عرصه را در مقابل تجزیه طلبان خالی نمیکنند. در این لحظه عوامل حراست عنوان کردند که " اینها ترک هستند و برنامه خودشان را دارند " که چند دانشجوی آذری زبان معترض، بیان داشتند که " ما هم آذری هستیم اما اینها تجزیه طلب هستند." و سپس دانشجویان معترض از حراستیها پرسیدند که اگر اینها شعار " آزادی" سر میدادند، ظرف چند دقیقه جمعشان میکردید؟!

پس از مدتی، دانشجویان آزادیخواه ملی به همراه سایر دانشجویان تصمیم گرفتند که برای اجتناب از درگیری و خالی کردن اطراف گروه پان ترکها، با توجه به این که حرکت اینها به سمت دانشکده فنی متوقف گردیده بود، از مقابل پان ترکها حرکت کرده و به تجمع انجمن اسلامی بپیوندد. در این هنگام دانشجویان آزادیخواه ملی و سایر دانشجویان معترض، با خواندن سرود "یار دبستانی" به سوی دانشکده فنی روانه شدند. اما پس از گذشت دقایقی که همچنان تجمع پان ترکیستی در مقابل دانشکده حقوق و علوم سیاسی در جریان بود، دانشجویان آزادیخواه ملی و شمار دیگری از دانشجویان معترض به مقابل دانشکده مذکور بازگشته و اقدام به خواندن سرود "ای ایران " کردند. سرودخوانی دانشجویان معترض تا زمان پایان تجمع پان ترکیستی ادامه یافت و پان ترکیستها پس از دقایقی به تجمعشان پایان داده و متفرق شدند.

ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی، ضمن سپاسگزاری از همراهی و همکاری همه دانشجویان آزاده و ایران دوستی که در خنثی سازی توطئه پان ترکیستی روز سوم خرداد در دانشگاه تهران ما را یاری نمودند، اعلام میدارد که اگر حفظ یکپارچگی ملی و سرزمینی ایران در شمار ارزشها و خط قرمزهای گروه حاکمان نیست، برای ما فرزندان این مرز و بوم که درس ایران دوستی و جانفشانی در راه میهن را از همه نیاکان و قهرمانان تاریخمان، فرا گرفته ایم، برپایی چنین فتنه هایی قابل قبول نیست و با تمام توان در مقابل آن خواهیم ایستاد.

افتخار میکنیم که در سالروز آزادسازی خرمشهر، شرمنده روان پاک "شهید محمد جهان آرا" و همه مدافعان و آزادگران خرمشهر نشدیم.

پاینده ایران

ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی

۴ خرداد ۱۳۸۸ 

+ نوشته شده در Tue 26 May 2009ساعت 2:16 PM توسط میثاق آزاد |


به نام خداوند جان و خرد

هم میهنان گرامی

بر اساس اعلامیه های پیشین ، نظر به فراهم نبودن مقدمات و شروط مشارکت آزادانه احزاب و جمعیت ها از جمله وجود محدودیت دروجود باشگاههای حزبی،نداشتن روزنامه ناشر افکار ،عدم دسترسی به رسانه های ارتباط جمعی ، وممانعت از برگزاری کنگره های حزبی ، ممنوعیت از داشتن همه ی امکاناتی که از حقوق  اولیه  احزاب  سیاسی محسوب می شود و وجود نظارت استصوابی در انتخابات خرداد ماه 1388 ونظر به عدم تامین و تعمیم امنیت قضایی عادلانه برای همه و نظر به استمرار استبداد و خودکامگی وانحصار طلبی و عدول از بسط مشارکت تامه ی مردم درتعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش ونظر به اصرار بر تداوم حاکمیت فرقه ای وتشبث به هزار فامیل جدید برای اداره امور کشور ونظر به سرپیچی پیوسته حاکمیت از اصول ومبانی حاکمیت ملی، حزب پان ایرانیست از شرکت در انتخابات جاری خودداری می کند و اعلام می دارد مشارکت این حزب در هر گونه انتخابات مشروط به رفع موانع ومضایق ایجاد شده برای این حزب واندامان آن و احترام به خواست ملت ایران برای ایجاد تغییر در نهادها و ساختار سیاسی کشور است.

پاینده ایران

18/02/1388

حزب پان ایرانیست

+ نوشته شده در Tue 26 May 2009ساعت 2:6 PM توسط میثاق آزاد |


خرمشهر خاک دلیران آزاد شد

دریغ است که ایران ویران شود            کنام لنگان و شیران شود  

۴۰روز مقاومت ودر پی آن به شهادت رسیدن شمار زیادی از مردم بی‌دفاع در زیر شدیدترین حملات دشمن سرانجام در روز چهارم آبان‌ماه سال‪۵۹مجبور به عقب نشینی شدیم، شهر با همه‌ی امیدهایش به تصرف ناپاكان درآمد.

شهرغارت شد، چاه‌ها خشكید، سبزه‌ها سوزانده و نخل‌ها سر بریده شدند.

آری خونین شهر! این را بدان، "محمدجهان آرا"، بزرگ مرد تاریخ جنگ این فرمانده سرافراز اسلام قبل از این كه بشنود و ببیند كه چگونه تو را به دست آوردیم از دستش دادیم.

خونین شهر را همه‌به خاطر دارند، شهری كه گیسوان دختران و زنان به دست نامردان بریده شد و به عنوان نماد به دیوارهای شهر نصب شد.

شهری كه رژیم بعث عراق یك مدرسه دخترانه را به اسارت برده و اعضای خانواده را كنار دیوار حیاط منازل به صف كردند و به گناه خرمشهری بودن به گلوله بستند.

این همان شهری است كه بر گردن پدربزرگ و مادربزرگ هایش این عزیزان دل میهن، گردنبند نارنجك آویختند.

در عملیات بیت‌المقدس‪۸۰درصد نیروهای هفت لشگر عراق نابود شدند و‪۳۰ فروند هواپیماهای آنان منهدم گشت ،‪۱۰۵دستگاه تانك،‪۵۶دستگاه خودرو و یك فروند بالگرد به غنیمت نیروهای اسلامی درآمد.

در این عملیات همچنین بیش از‪۱۹هزار سرباز بعثی به اسارت رزمندگان درآمدند و تلفات سنگینی بر ماشین جنگی دشمن وارد آمد بطوری كه پس از این حمله رژیم بعث بطور یك‌طرفه اعلام كرد، ظرف مدت‪۱۰روز به مرزهای بین‌المللی باز خواهد گشت.

لحظه شماری برای آزادی خونین شهر! قلب میلیون‌ها ایرانی پر غرور اما خسته از جنگ در سینه می‌تپد،‪۴۸ساعت تلاش رزمندگان سر افراز كشور در حال نتیجه دادن است.(برگرفته از قلم ناشناس در سایت تبیان)

اهواز ـ خبرنگار «ايران»: پل خرمشهر كه يادآور روزهاى مقاومت خونين شهر در برابر تجاوز بعثى هاست، در آئينى در سالروز آزادسازى خرمشهر به عنوان اثر ملى دفاع مقدس به ثبت مى رسد. «حسين عشقى» فرمانده قرارگاه حفظ ابنيه و آثار سرزمينى دفاع مقدس خوزستان، در اين باره گفت: ثبت پل قديم خرمشهر در ادامه ثبت آثار ملى دفاع مقدس به وسيله بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاى دفاع مقدس انجام مى شود. اين پل در سوم خردادماه امسال با شماره ثبت ملى ۱۱۱ به ثبت مى رسد و از تابلوى ثبت ملى دفاع مقدس پرده بردارى مى شود. به گفته «عشقى»، در فروردين ماه امسال مسجد جامع خرمشهر به عنوان نخستين اثر ملى دفاع مقدس با رمز ۱۱۰ به ثبت رسيد.

خرمشهر به آغوش مام میهن بازگشت ـ پان ایرانیست خوزستان

دانلود موسیقی خرمشهر ای شهر شهیدان

دانلود موسیقی ممدی نبودی ببینی

+ نوشته شده در Mon 25 May 2009ساعت 4:38 PM توسط میثاق آزاد |


افسانه رحمانی چهارشنبه هفته گذشته در حالی در زندان عادل آباد شیراز اعدام شد که وکیل او کوچکترین اطلاعی از زمان اجرای حکم نداشت به عبارتی دیگر وکیل افسانه پس از به دار آویخته شدن موکل خود در جریان اعدام او قرار گرفته است. افسانه پیش از این به اتهام روابط خارج از ازدواج به سنگسار محکوم شده و حکم سنگسار او در دیوان عالی کشور تایید شده بود اما با پیگیری کمپین بدون سنگسار و فعالین حقوق بشری، حکم سنگسار لغو شده و به اتهام مباشرت در قتل به اعدام محکوم شده بود.

پس از اعدام دلارا دارابی که برخلاف آیین نامه زندانها حکم اعدام به وکیل و خانواده او اعلام نشد این دومین اعدام در یک ماه گذشته است که با نادیده گرفتن قوانین، زمان اجرای حکم به وکیل فرد محکوم به اعدام اطلاع داده نشده و حکم بدون حضور وکیل به اجرا در آمده است. وکیل افسانه رحمانی که به شدت از این تخطی صورت گرفته از سوی دادگستری و مسوولان زندان عادل آباد شیراز شاکی است اعلام کرده که شاید موکل او وصیتی داشته و یا شاید در آخرین لحظات می توانست از خانواده مقتول رضایت بگیرد. اینجا بخوانید

از سوی دیگر محمد مصطفایی، وکیل محمد رضا حدادی، نوجوانی که در ۱۵ سالگی محکوم به اعدام شده نیز خبر داده که حکم اعدام این نوجوان روز چهارشنبه در زندان عادل آباد شیراز اجرا خواهد شد. در مورد محمد رضا نیز اجرای حکم به وکیل او یعنی مصطفایی ابلاغ نشده و پدر وی در مراجعه به اجرای احکام دادسرای شیراز به طور اتفاقی در جریان زمان اعدام پسرش قرار گرفته است. اینجا بخوانید

در حالیکه بسیاری از محکومان به اعدام در پای چوبه دار و به کمک خانواده یا وکیلشان موفق به جلب رضایت خانواده مقتول و بازگشت به زندگی میشوند، نادیده گرفتن آشکار قانونی که تصریح میکند زمان اجرای حکم باید به وکیل متهم ابلاغ شود و وکیل و خانواده متهم در هنگام اجرای حکم حضور داشته باشند گویی در حال تبدیل شدن به رویه ای معمول از سوی مسوولان قضا و زندانها است رویه ای بسیار خطرناک که آخرین فرصت زنده ماندن را به شیوه ای کاملا غیر انسانی از یک انسان میگیرد. گویی اراده ای وجود دارد تا مانع از بخشودگی یک مجرم و بازگشت او به زندگی شود و وکلای محکومان به اعدام باید در این زمینه هوشیار بوده و به شدت مراقب باشند.

+ نوشته شده در Mon 25 May 2009ساعت 4:35 PM توسط میثاق آزاد |


به نام خداوند جان و خرد

جناب آقای میرحسین موسوی / محمود احمدی نژاد / مهدی کروبی / محسن رضایی

کاندیدای محترم ریاست جمهوری اسلامی ایران

 با سلام و احترام

با توجه به در پیش بودن دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران و با عنایت به بیان مکرر مواضع و دیدگاههای داوطلبین، در مورد مسائل اساسی جامعه، بدین وسیله سازمان جوانان حزب پان ایرانیست ضمن بیان مطالب، پاسخ شفاف به پرسشهای ذیل را از جنابعالی خواستار است.

در ابتدا لازم میدانیم به استحضار برسانیم حزب پان ایرانیست با بیش از شش دهه فعالیت مستمر سیاسی درایران، که مبتنی بر درک مسئولیت و انجام وظایف در قبال سرزمین و ملت بزرگ ایران بوده، در جهت نیل به اهداف و آرمانهای خود تلاش و کوششی خستگی ناپذیر در راستای موارد ذیل داشته است:

الف – دفاع و صیانت از تمامیت ارضی و استقلال کشور ایران.

ب- مخالفت با کلیه سیاست های ضد ایرانی در داخل کشور، در منطقه و در سطح بین الملل.

ج- تلاش برای دستیابی به کلیه حقوق از دست رفته ملت ایران.

د- کوشش برای ایجاد هماهنگی و همگامی میان کلیه اقوام و تیره های جامعه بزرگ ایرانی ( ایران زمین ) و دفاع از تمامی وابستگان فرهنگی ملت ایران با توجه به پیامدهای ناگوار سیاسی و اجتماعی ناشی از تجزیه ایران و با عنایت به پتانسیلهای عظیم موجود در منطقه و موقعیت منحصر به فرد ژئوپولیتیکی ایران و منطقه.

ه- تبیین و تحلیل مفهوم حاکمیت ملت در ایران.

و- شناسایی و تشریح مقوله منافع ملی و بسط این مفهوم در حوزه های مختلف اجتماعی و سیاسی و کوشش برای تدوین یک استراتژی ملی مناسب برای تامین منافع حداکثری ملت ایران.

ز- پاسداری و صیانت از دستاوردهای  فرهنگی، فکری، اخلاقی، و معنوی هزارن ساله ملت ایران.

ح- تحلیل و تبیین مفاهیم نیاز ملی، خطوط قرمز ملت ایران و بسیاری موارد دیگر.

در راستای نیل به اهداف و آرمانهای خود، پان ایرانیستها در طول 60 سال گذشته کوشش نموده اند هم در عرصه نظریه و تئوری، ضمن نقد اصولی و مبتنی با معیار « منافع ملی » حاکمیتها و دولتها، با ارائه راهکارها و برنامه ها در امور مختلف اجتماعی و سیاسی از قبیل سیاست خارجی، اقتصاد، آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، ساختار و اصول رفاهی، مشارکت سیاسی مردم و غیره، حاکمیتها را با مقوله منافع ملی آشنا نمایند و هم بنا به فلسفه وجودی حزب پان ایرانیست، با منش و روش شفاف سیاسی و بدون مصلحت سنجیهای سیاسی و دستیابی به ابزارهای لازم تلاش نمایند.

متاسفانه این کوشش و شفافیت نظری و سیاسی، همواره با برخوردهای غیرسیاسی و امنیتی از جانب حاکمیتها روبرو گشته است.

لذا با توجه به موارد فوق، پرسشهای ذیل را جهت شفافیت بیشتر مواضع آن کاندیدای محترم مطرح میسازد:

1- جنابعالی در موضع گیریهای سیاسی و انتخاباتی خود به ضرورت قانون گرایی و دفاع از حقوق اساسی ملت تاکید نموده اید؛ لذا با توجه به اینکه اصولاً فلسفه وجودی قانون در ایران، اعطای حق تعیین سرنوشت سیاسی ملت به دست خودشان، محدود کردن قدرتهای سیاسی خودسر و خودکامه، کنترل و نظارت بر صاحبان قدرت سیاسی و توان عزل و نصب آنان و مسئولیت پذیرکردن دولت در قبال منافع ملی بوده است، به نظر شما موانع تحقق این مطلوب در جامعه ایران، به ویژه در سی سال گذشته، چه بوده است ؟

اگر امروز با منطقی روشن و ادله ای بیّن و مبتنی بر روشی صحیح مشخص گردد که قانون اساسی جمهوری اسلامی، ساختارها و نهادهای موجود و منطق توزیع قدرت در جمهوری اسلامی و در طول سی سال گذشته از موانع تحقق این اهداف بوده اند، جنابعالی چه برنامه مشخصی برای نقد و اصلاح موانع موجود و حرکت به سوی قانون گرایی مطلوب خود دارید؟

2- شما در تبلیغات انتخاباتی خود و در موارد متعدد، بهترین راه برون رفت جامعه از مشکلات، نابسامانیها و شرایط فعلی را بازگشت و رجعت به اهداف و شیوه های اولیه انقلاب اسلامی بهمن 1357 عنوان نموده اید؛ اما با توجه به اینکه وقایع و تصمیم گیریهای ماهها و سالهای اولیه انقلاب اسلامی، رویدادهای محدود و مشخص و شفافی نیست، بلکه مجموعه ای از رخدادهاست که از منطقهای مختلف و گاه متضاد، با اندیشه ها و رگه های فکری گوناگون و با کیفیتهای مختلف پیروی میکند، پرسشهای اساسی ذیل مطرح میگردد :

- دقیقاً تصور و منظور شما از خط اصیل امام و انقلاب چیست؟

- چه نقدی بر آن برهه مغشوش برای تمایز میان مطلوبها و نامطلوبهای خود دارید؟

- آیا مطمئن و متعهد هستید که این طریق شما را به چشم انداز مطلوب میرساند؟

- اگر مشخص شود که این طریق جامعه را به چشم انداز مطلوب و مبتنی بر منافع ملی رهنمون نخواهد شد، آیا حاضر به تجدید نظر در نظریات و روش خود خواهید بود؟

3- در طول سالهای گذشته حقوق سیاسی و شهروندی اعضای حزب پان ایرانیست به صورت سیستماتیک پایمال شده و نوع ارتباط و برخورد حاکمیت با ما از صورت سیاسی به شکل امنیتی تبدیل گردیده است. در این سالها مسئولین امنیتی در راستای تحقیر، توهین، تهدید، تطمیع، ارعاب، منفعل سازی، مشابه سازی و تضییع حقوق شهروندی ما از هیچ اقدامی فروگذار ننموده اند. دستگاه قضایی نیز قبل از آنکه فرصت کافی و لازم جهت دفاع از آرمانها و عملکردهایمان را به ما بدهد، در پشت درهای بسته حکم محکومیت را صادر و متعاقب آن محرومیت از حقوق اجتماعی برای ما پیش بینی نموده است. تلاشهای حزب نیز برای تغییر و تبدیل شرایط امنیتی به وضعیت سیاسی نتیجه بخش نبوده است. جنابعالی چه برنامه و مسئولیت مشخصی برای خود در دفاع و صیانت از حقوق سیاسی و شهروندی ما و دیگر میهن پرستان قائل هستید؟

بدیهی است پاسخهای روشن و صریح به پرسشهای فوق، نشان دهنده مسئولیت پذیری و شفافیت در فعالیتهای سیاسی و عمل به وعده های انتخاباتی شما خواهد بود.

                                                                                                 پاینده ایران

                                                                                  سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

                                                                                            سوم خرداد 1388

+ نوشته شده در Mon 25 May 2009ساعت 4:31 PM توسط میثاق آزاد |


پاینده ایران

با درود بر تمامی هموطنان عزیزم به امید آزادی کامل ایران از چنگال استبداد، آزادی خرمشهر عزیز از چنگال مزدوران بعثی و بازگشن به دامان کشور را با سپاس از دلاور مردان هشت سال جنگ نابرابر به همگان شاد باش و تهنیت عرض میکنم.

برای منی که در سال و ماه آزادی این شهر عزیز بدنیا آمده ام واقعا مایه فخر است که تولدم مقارن با این افتخار آفرینی فرزندان ایرانزمین است.

هموطن ما فرزندان آن دلاور مردان عرصه پیکار هستیم و همانگونه که پدران و برادران وطنی ما در این روز مزدوران بعثی را از خاک پاک خرمشهر و ایرانزمین همچون آشغالی بیرون ریختند ما هم میتوانیم با اتحاد و یکپارچگی ذره ذره این خاک پاک را از لوث مزدوران دینی بی دین چون علفهای هرزی که هرس میشوند بزداییم.

باشد روزی که فرزندان ما در کشوری خالی از مزدوران و خائنین در آرامش زندگی نمایند.

پاینده ایران

+ نوشته شده در Sun 24 May 2009ساعت 6:41 PM توسط میثاق آزاد |


یاد دکتر علی نهاوندی پزشک خدمتگزار مردم مسجدسلیمان که بخشی از تاریخ این شهر بود گرامی باد!

دکتر نهاوندی که سرنوشتش با نفت و مسجد سلیمان گره خورده بود سالیان بسیار در مسجد سلیمان به عنوان متخصص چشم زحمت کشید. نام دکتر نهاوندی با همه مردم مسجد سلیمان و شرکت نفت گره خورده. او در آستانه یک صد و یکمین سالگرد مسجد سلیمان و نفت در هفته گذشته در سن ۹۵ سالگی از میان ما رفت. مردم مسجد سلیمان همیشه زحمات او را پاس داشتند و از او به عنوان یک خدمتگزار واقعی میهن یاد کردند. در گذشت او را به خانواده گرامی و به همه ایرانیان و بخصوص مردم مسجد سلیمان تسلیت میگویم.

یادش زنده و گرامی باد

http://akhtarghasemi.blogfa.com/post-135.aspx

+ نوشته شده در Sun 24 May 2009ساعت 0:58 AM توسط میثاق آزاد |


توضیح: این نوشته مقاله جدیدم هست در سایت مدرسه فمینیستی که برای خوانندگان وبلاگم به طور کامل اینجا میگذارم. این هم لینک مقاله در مدرسه فمینیستی مستندات رد صلاحیت زنان چیست؟

مدرسه فمینیستی: سی سال از انقلاب اسلامی ایران گذشته و با وجود اینکه طی این سی سال زنان ایرانی در عرصه های مختلف فرهنگی- علمی- تحصیلی- بین المللی و ... موفقیتهای چشمگیر و قابل توجهی داشته اند اما به دلیل نوع نگرش حاکمیت به زنان و نوع تفسیر حاکمان از قوانین، زنان همیشه در حاشیه باقی مانده اند. حاشیه ای که به زنها تنها این امکان را میدهد که حداکثر خواسته هایی را بیان دارند اما نقش چندانی در برآورده شدن این خواسته ها نداشته باشند چرا که نقش کلیدی در جامعه، سیاست و تصمیم گیریها بر عهده مردان است.

در طی سی سال گذشته زنان از حضور در رقابتهای انتخاباتی ریاست جمهوری محروم بوده اند و مردان در این عرصه خالی با شعارهایی چون وزارت زنان و...پای به ساختمان ریاست جمهوری گذارده اند بدون اینکه شعارهای خود را به یاد بیاورند از سوی دیگر شورای نگهبان نیز با تفسیر یکجانبه خود از اصل 115 قانون اساسی زنان ایرانی را از بدیهیترین حق خود برای کاندیدا شدن در انتخابات ریاست جمهوری محروم ساخته است.

اصل 115 قانون اساسی تاکید دارد که رئیس جمهوری باید از میان رجل سیاسی واجد شرایط انتخاب شود. اما آنچه این دوره انتخابات ریاست جمهوری را با دوره های پیشین آن متمایز میسازد تفسیر جدید شورای نگهبان از همین اصل است در حالیکه در دوره های پیشین واژه رجل سیاسی تنها به معنی مردان سیاسی تفسیر میشد اما در اقدامی قابل توجه سخنگوی شورای نگهبان در این دوره رسما اعلام کرد که معنای رجل سیاسی لزوما ربطی به جنسیت ندارد و مانعی برای حضور خانمها در انتخابات نیست. این در حالی است که شورای نگهبان دیروز اعلام کرد که همه 42 زن کاندیدای ریاست جمهوری رد صلاحیت شده اند. گرچه هنوز این رد صلاحیتها و دلایل آن هنوز به کاندیداها اعلام نشده است اما این سوال مطرح میشود که اگر واقعا تفسیر شورای نگهبان با دوره های قبلی تفاوت کرده چرا همه 42 زن کاندیدا رد صلاحیت شدند و مستندات رد صلاحیت آنان چیست؟ شاید گفته شود که این زنان سابقه مدیریت سیاسی نداشته اند و حائز سایر شروط برای کاندیداتوری ریاست جمهوری نمیباشند که در این صورت باید گفت این پاسخ در مورد خانم رفعت بیات صدق نمیکند. چرا که خانم بیات پیش از این نماینده مردم زنجان در مجلس شورای اسلامی بوده و حائز سایر شرایط یعنی ایرانی الاصل بودن، تابعیت ایران، مدیر و مدبر، دارای حسن سابقه و امانت و تقوی، مومن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی و مذهب رسمی کشور میباشد و اگر گزینه زن بودن برای رد صلاحیت وی مد نظر نبوده باشد چه دلیل دیگری برای خودداری شورای نگهبان از تایید صلاحیت این نماینده سابق مجلس وجود دارد و چگونه است که این خانم صلاحیت نمایندگی مردم در قوه مقننه کشور را دارد اما صلاحیت نمایندگی همین مردم در قوه مجریه را ندارد؟ قابل توجه اینکه صلاحیت خانم بیات برای نمایندگی مجلس توسط همین شورای نگهبان تایید شده بود. آیا تفسیر جدید شورای نگهبان از اصل 115 قانون اساسی ژستی انتخاباتی از سوی این شورا بوده یا اینکه آنچه به عنوان تفسیر جدید از سوی سخنگوی این شورا اعلام شد نظر شخصی وی بوده نه نظر همه اعضای شورای نگهبان؟

زن بودن و مستقل بودن دو دلیلی است که اکثر صاحبنظران برای رد صلاحیت کاندیداهای زن انتخابات ریاست جمهوری اعلام میکنند اما خود رفعت بیات با رد گزینه اولی معتقد است که وجود نگرش دو جناحی اصولگرا- اصلاح طلب در شورای نگهبان باعث رد صلاحیت او به عنوان کاندیدای مستقل شده است. که در این صورت باید پرسید چرا هیچ یک از احزاب سیاسی کشور به خصوص احزاب اصلاح طلب و احزاب زنان از کاندیداتوری این زنان حمایت نکردند؟ آیا این احزاب در صداقت تفسیر جدید شورای نگهبان تردید داشتندکه حتی بعد از ردصلاحیت فله ای زنان نسبت به این قضیه اعتراضی هم نکردند؟ به عبارتی دیگر این رد صلاحیتها در نوع خود به صورت امری عادی درآمده و هیچ شخصیت سیاسی و حزب و دسته ای حتی زحمت اعتراض به آن را نیز به خود نمیدهند. حتی کاندیداهایی که برای اخذ رای به هر دری متوسل میشوند تاکنون با گذشت بیش از 36 ساعت از اعلام شورای نگهبان کوچکترین موضعی در این قبال اتخاذ نکرده اند و آبا این کاندیداها با نادیده گرفتن تضییع بدیهیترین حقوق اساسی زنان میتوانند اعتماد قشرهای مختلف زنان ایرانی را به دست آورند؟

به گفته اکثر حقوقدانان بزرگترین چالش اساسی در مقابل زنان برای مشارکت سیاسی آنان قانون اساسی است و شاید همین باور است که زنان ایرانی در طرح مطالبات خود از کاندیداهای ریاست جمهوری، تغییر قانون اساسی را نشانه رفته اند

http://fereshteh.blogfa.com/post-121.aspx

+ نوشته شده در Sat 23 May 2009ساعت 10:35 PM توسط میثاق آزاد |


«خرمشهر را ناسيوناليسم ملت ايران آزاد كرد » 

خرمشهر آزاد شد

ايران! ايران! ايران! اي كشور آريان! نامت بجاست و مهرت در دل ما، بدبختتر از خائن تو، اهريمني نيست، خوشبختتر از سرباز تو، شهيد تو، كيست؟

شادباد، شادباد، شاد باشيد اي شهيدان راه ايران كه به قرنها در دل دشتها، كوه ها و درياهاي ميهن، به خون خود كفن پوشيده و خفته ايد، نام شما و ياد شما، افتخار ماست و درس زندگي ما. كيست كه برترين آرزوي خود را شهادت در راه ايران ميداند؟"...مــا"( فرازی از هفت پیمان حزب پان ایرانیست)

خرمشهر دیروز

خرمشهر امروز (این عکس ها سال ۸۷ از تارنمای فردانیوز برگرفته شده است)

* خاطراتی در باره عملیات بیت المقدس و آزاد سازی خرمشهر روی پیوند های زیر کلیک کنید.(روزنامه های اسکن شده قدیمی)

ناگفته های آزاد سازی خرمشهر در عملیات بیت المقدس - سرلشکر رحیم صفوی

پرواز بر فراز پیروزی - خاطرات سرهنگ خلبان ابراهیم پوردان از فتح خرمشهر

آزادی خرمشهر نقطه عطف دفاع مقدس

نبرد در سحرگاه - عبور از خطر

شش گلوله آرپی جی

باران آتش از دو سو

حادثه صبح بهاری

+ نوشته شده در Sat 23 May 2009ساعت 1:31 PM توسط میثاق آزاد |


اینجانب میثاق آزاد از دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در کشور اوکراین هستم. برای آزادی وطنم از چنگال استبداد هر کاری انجام خواهم داد. همچنین در این تارنما سعی بر آگاه سازی مردم از طریق مطالب حزب پان ایرانیست میباشد. بدین معنا که اکثریت مطالب برگرفته از تارنماهای پان ایرانیستها میباشد. همچنین عضو موج سبز وبلاگ نویسان نیز میباشم


HOME
E-Mail
:BAHAR20:


LinkDump

طـــراح قـــالــب
شب بی ستاره
آرشیو پیوندهای روزانه


Archives

10/23/2009 - 11/21/2009

9/23/2009 - 10/22/2009
8/23/2009 - 9/22/2009
7/23/2009 - 8/22/2009
6/22/2009 - 7/22/2009
5/22/2009 - 6/21/2009
4/21/2009 - 5/21/2009
3/21/2009 - 4/20/2009
2/19/2009 - 3/20/2009
1/20/2009 - 2/18/2009
12/21/2008 - 1/19/2009
11/21/2008 - 12/20/2008
10/22/2008 - 11/20/2008
9/22/2008 - 10/21/2008
8/22/2008 - 9/21/2008
7/22/2008 - 8/21/2008
6/21/2008 - 7/21/2008
5/21/2008 - 6/20/2008
4/20/2008 - 5/20/2008
3/20/2008 - 4/19/2008
2/20/2008 - 3/19/2008
1/21/2008 - 2/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
11/22/2007 - 12/21/2007
10/23/2007 - 11/21/2007


Links

شکیبا
سرباز
بسوی 8 مارس
حماسه چالدران
جوانان پان ایرانیست بختیاری
کلاغ
مینای کرمان
یک پارسی تنها
Golshan
تبریز
ایران خبر
پان ایرانیسم
سایت رسمی پان ایرانیست
تریبون آزاد پان ایرانیست خوزستان
پرویز
اخگر
سازمان آزادي زن
پیان آور آریایی
ندای پارس
snoor2008
پرسپولیس
محسن پزشکپور
جوانان پان ایرانیست اراک
بژی ایران
کاوه اهوازی
به ایران بزرگ بیااندیشیم
بانک اطلاعات اپوزیسیون
صبر کن
پایگاه اطلاع رسانی تلاطم
ویکتوریا
تارنمای مریم ها
شیدایان
خمیدگی فضا-زمان
خبر نامه امیرکبیر
خزعبلات یک پیامبر دیوانه
سلامی و کلامی
یاد آر ز شمع مرده یاد آر
چای سبز
بلوندی
Greenland Highway
ساعت دلتنگی
کیانوش سنجری
من بلاگر نیستم
آسمان همه جا آبی نیست
تازه ترین خبرهای ایران
ایران بان
زنان ملی
حضور خلوت انس
علی رضا محمد ظاهری
سهره
همکلاســــی
ایران ب ب ب
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
عبد القادر بلوچ
آینده ما
حقوق بشر و فردگرایی
گامرون
یک کانادایی
ندای آزادی
از هر دری سخنی
مرد پیر
نمای نزدیک
سرود آزادی
ندای کویر 2
حقوق انسانی و اولیه بشر
عمو اروند
اوس پیمان روشن ضمیر
ایران ـ آزدی ـ برابری
دهکدۀ نو
جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران
اتاق فکر
روز شمار یک زوج خوشبخت
موج سبز وبلاگ نویسان
تشکیلات راه سبز امید شهرستان آمل
ارمنستان-ایرانARMENIA-IRANՀԱՅԱՍՏԱՆ-ԻՐԱՆ
تارنمای حزب پان ایرانیست
حقیقت تلخ
قالب های فوق جدید وبلاگ



Amar_Site

تعداد بازديدها: