تبليغاتX
ندای سبز آزادی
ایرانی آزاد

ایرانی آزاد

سیاسی (پان ایرانیست ایران_اوکراین)

طوماری از خاکم، با مُهرِ یک پوتین !

یک مزرعه وحشت، با بذرِ صدها مین !

تسلیمِ کابوسِ خوابی زمستانی !

تن تشنه کشفِ یک اَبرِ بارانی !

هر سبزه ای رویید، وقفِ دروگَر شُد!

هر خوشه خشمی، یکباره بیسَر شُد !

من ماندمُ زجره، صد قرن بیبرگی !

اِجبارِ دیداره، هَر لحظه گُلْ مرگی !

بر صفحه جانم، دَه مثنوی زنجیر !

هاشورِ گُستاخِ صدها کلاغِ پیر !

در این نفس تنگی، کو رُخصتِ فریاد ؟

کو مهلتِ توفان، کو بیرقِ شن باد ؟

بیتابِ هجرت از دامِ فراموشی !

فانوسِ فریادم، در چنگِ خاموشی !

محکومِ آرامش، در این زمستانم !

امّا در این پیله، دیگر نمیمانم !

رؤیای صد جنگل، در نبضِ من جاریست !

اِتمامِ این لکنت، آغازِ بیداریست !

از شُخمِ هَر شلّاق، یک مُشت میروید !

این رُستن از رَستن، افسانه میگوید !

یکباره میپوشم، شولای آبادی !

میروید از جانم، یک خرمن آزادی !

آغازِ روییدن، ختمِ دروگرهاست !

میلادِ هَر طوفان، آرامشِ دریاست

شعر از یغما گلرویی

+ نوشته شده در Tue 9 Feb 2010ساعت 6:21 PM توسط میثاق آزاد |


با خبر شدیم روز چهارشنبه دوشیزه نوشین جعفری فرزند سرور قدرت اله جعفری عضو شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست در منزل بازداشت شده اند. استاد سرور جعفری سالیان گذشته به دلیل کوشش های سیاسی زیر فشار دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی قرار داشته و مدت هاست از تدریس ایشان در دانشگاه نیز جلوگیری به عمل آمده است.شوربختانه در این مدت مانند همه طیف های اجتماعی و سیاسی فشار به خانواده بزرگ پان ایرانیست ها نیز شدت گرفته است.

***

خبرگزاری هرانا - حقوق شهروندان،اندیشه و بیان: بدنبال موج جديد بازداشت فعالان سياسي و مطبوعاتي شب گذشته ماموران امنيتي نوشين جعفري را بازداشت كردند.

به گزارش تحول خواهی، وی خبرنگار سرويس ادب و هنر روزنامه اعتماد بود.ماموران امنیتی چهارشنبه شنبه شب با حضور در منزل خانم جعفری وی را بازداشت کردند.جعفری که بیست و دو سال سن دارد در ماه های پس از انتخابات ریاست جمهوری هیچ گونه فعالیت سیاسی نداشت و صرفا به فعالیت در حوزه مسایل فرهنگی و ادبی می پرداخت. بنابراین گزارش، هنوز از محل بازداشت وی اطلاعی در دست نیست.

خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

+ نوشته شده در Tue 9 Feb 2010ساعت 1:26 PM توسط میثاق آزاد |


پاینده ایران                                                     

شانزدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با پنجم فوریه ۲۰۱۰

یورش به دفتر دیگری از حزب پان‌ایرانیست نمایانگر وحشت روزافزون رژیم است

بدنبال یورش نیروهای یگان ویژه و اوباش لباس شخصی در هفته پیش به دفتر حزب پان ایرانیست در تهران و برهم زدن نشست هفتگی آشنایی با حزب، دیروز مأموران امنیتی و انتظامی به دفتر حزب در کرج (منزل سرور مهندس رضا کرمانی) حمله بردند.  پس از ضرب و شتم حاضران، پانزده نفر از شرکت‌کنندگان در نشست، از جمله سرور مهندس رضا کرمانی عضو شورای رهبری حزب را بازداشت کرده و به مکان نامعلومی منتقل کردند. بنابر گفته شاهدان، چند مأمور نیروی انتظامی و لباس شخصی بسیاری وسایل حزبی و شخصی سرور کرمانی را با خود بردند.

در آستانه ۲۲ بهمن و تدارک وسیع گروه‌های گوناگون مردم برای برگزاری تظاهراتی بزرگ علیه رژیم، مزدوران حاکمیت فرقه‌ای سخت در تلاشند تا با ایجاد یک محیط رعب و وحشت از تظاهرات آزادیخوانه مردم پیشگیری کنند.  غافل از اینکه بخت رژیم ولایت فقیه برگشته و یورش‌های این چنین، و حتی ترور و اعدام‌های ناجوانمردانه چند هفته اخیر، تنها تیشه به ریشۀ پوسیدۀ خود نظام خواهد زد.

حزب پان ایرانیست تلاشهای مذبوحانۀ حاکمیت مستأصل فرقه‌ای را محکوم می‌کند.  ما با ایمان قاطع به حق حاکمیت ملی، تردید نداریم که در نهایت پیروزی از آن ملت ایران خواهد بود.

در اهتزاز باد درفش سه رنگ شیر و خورشید نشان. 

پاینده و سربلند باد ملت بزرگ ایران

سازمان‌های برونمرزی حزب پان ایرانیست 

+ نوشته شده در Sat 6 Feb 2010ساعت 1:41 PM توسط میثاق آزاد |


پایانی بر یک آغاز... !!

بهمن از راه رسید و باز بلندگوهای رژیم همگان را به جشن و پایکوبی بر ایران افسرده و ناشاد دعوت میکنند، تبلیغاتچیها که دستشان در هزینه اعجاب انگیز برای این امور باز است ملت ایران را فرا میخوانند تا بر ویرانه های  مدرنیسم و سکولاریسم، اندیشه هایی که میرفت ایران سرافراز را یکبار دیگر در عرصه گیتی به تماشا گذارد پایکوبی کنند و به شادمانی بپردازند تا شاید از اندوه ستمی که بر خود روا داشتند بکاهند... تا رنج خود زنی و خود فریبی را از یاد برند و از اتش ندامتی که جان و روانشان را میسوزاند کاسته گردد... اما با همه این تلاشها، فرزندان و جوانان امروزی، نگاههای تلخ و سرزنش آمیزشان را از قامت در هم فرو رفته و شکسته و تحقیر شده پدران و مادرانشان بر نمیدارند.

در نگاه نسل جوان امروز یک دنیا پرسش نهفته است که کمترین آن اینست: راستی چرا...؟!!

نسل دیروزی پاسخی ندارد... زیرا از خود بیگانه بود، نه ایران را میشناخت... نه ایرانی را... چشمش به دروازه های غرب و شرق و گوشش به بلند گوهای مسجد و محراب... و سر گردان و آواره در میان دالان تضادها که فضایش مملو از شعارها بود

اما در بیرون از دالان، جنبش و تکاپویی بود برای شناسایی و معرفی دو غریبه... دو مهمان که از سوی پادشاهان پهلوی به ایران زمین فرا خوانده شده بودند ولی روشنفکران به آن دو چپ چپ مینگریستند و وجودشان را بر نمیتافتند و حملات بی امانی از سوی روشنفکران چپی و مذهبی بدانان میشد... فداییان اسلام و بنیادگرایان که به کمتراز فنای کامل آن دو نمی اندیشیدند و هر آن کس را که به این دو میهمان غریب نزدیک میشد مفسد فی الارض میشناختندش و برای اینکه تردیدی حاصل نشود خون کسروی را که به این دو غریب نزدیک شده بود بر زمین ریختند تا رسم وفاداری را به سنتها اعلام و ابلاغ نمایند و دیگران را بر حذر از این نزدیکیها...

دعوت از این دو میهمان بطور رسمی، توسط رضا شاه صورت گرفته بود و سعی میکرد ایران را با این دو اندیشه آشنا کند و بنظر میرسید که راه نجات میهن از عقب ماندگی اقتصادی و علمی و سیاسی را در نزدیک شدن به این دو غریبه میداند، پس باید بر قدرش افزود و بر صدرش نشانید و برای این منظور چکمه اش را پوشید و به میدان امد...ابتدا با مشتهای گره کرده به سراغ یاغیان و سر سپردگان بیگانه و دزدان درون شهر و بیرون شهر رفت... و بر این اندیشه بود که تا امنیت را بر قرار نکند و عفریت شوم ناامنی و ترور را از بین نبرد، مردم مجال اندیشیدن به سرزمینشان و وابستگی به خاک و خونشان را نخواهند یافت... اما اگر بتواند ارامش و امنیت را در سراسر کشور تامین کند، امکان حضور آن دو میهمان میسر خواهد بود

رضا شاه چنین کرد... از هیچ قدرتی نهراسید وشهرها و راهها و کوهها را از وجود شورشیان و غارتگران و دزدان و فرصت طلبان و کژاندیشان پاک کرد و پس از ان که زمینه های امن را فراهم ساخت، آن دو میهمان را به خانه دعوت کرد.

آن دو آمدند... مدرنیسم و سکولاریسم را میگویم، آرام و با شکوه پای بر ایران نهادند...

احکام تاریخی مدرنیسم صادر شد:

بر در مکتب خانه ها قفل زدند ودرب مدرسه های پسرانه و دخترانه و سپس دانشکاه را گشودند... کوره راهها را به راههای شوسه و راه آهن مبدل ساختند... در مانگاهها و بیمارستانها جای رمالان و دعانویسها را گرفت و به درمان بیماران کچلی و مالاریایی و تراخمی و صدها درد بی درمان بومی پرداختند... آدمها صاحب شناسنامه شدند... لباسهای ژولیده و بی تناسب، جایشان را به کت و شلوار دادند... از تن و جان مردم شپش زدایی شد و اداب پاکسازی و استحمام، عمومیت پیدا کرد، ادارات و سازمانهای دولتی برپا شدند و مسئولیت اداره کشور را بین خود تقسیم کردند... املاک و اراضی دارای هویت گردیدند، محصلین زبده به اروپا اعزام شدند... کارخانه ها جای گدا خانه ها را گرفتند... دادگستری سبب برچیدن بساط شیخ و ملا گردید... و صدها اقدام دیگر

سکولاریسم نیز فرامین خودش را اعمال کرد:

با تدوین قوانین مدنی و تاسیس ادارات دولتی دست ملاها از جان و مال و سرنوشت مردم کوتاه شد. پوشیدن لباس روحانیت دارای ضوابط و مقررات گردید... وعاظ فقط میتوانستند مردم را به رعایت اصول دینی و اخلاقی هدایت کنند و دیگر حق دخالت در امور سیاسی و حکومتی را نداشتند... بین روحانیون واقعی و کسانی که به این لباس در امده بودند تا از توده های ناآگاه سواستفاده نمایند فاصله ایجاد کردند... دین را از خرافات و کلاشی و گدایی و مفت خوری جدا نمودند تا تفاوت بین یک روحانی تحصیلکرده با آخوند روضه خوان و مداح سر قبور و گداهای اماکن مقدسه و سید های باج گیر و دعا نویسان فریبکار و محللهای فرصت طلب و دراویش گدای هر کوی و برزن و حقه بازانی که زیر عبا پنهان شده بودند مشخص گردد و خلاصه آن که دین از شکل ابزار خارج شد و شان و مقام واقعیش را باز یافت.

این روال در زمان محمد رضا شاه نیز با افت و خیزهایی ادامه یافت تا آنجا که ایران نه تنها از چرخه کشورهای عقب مانده خارج شد بلکه برنامه های توسعه اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی آن شهره آفاق گردید.

اقتدار نظامی ایران در پهنه آسمانها و ابها و خشکی و نیز قدرت سیاسی ایران در عرصه سیاست بین المللی و همچنین حضور جدی نیروهای متخصص و کاردان ایرانی در محافل و مجامع علمی و اقتصادی و صنعتی و هنری جهان، سبب رشک و حسادت کشورهای همسایه و نگرانی قدرتهای استعمارگر و وحشت کارتلهای نفتی و سرمایه داری خون آشام غرب گردید... تا آنجا که آژیرهای خطر از هر سو به صدا در آمدند و نسخه فرو پاشی اقتدار ایران نوشته شد

و عاقبت نقطه پایانی بر آغاز یک جریان نهادند

و امروز این تروریسم است که بر جنازه مدرنیسم و سکولاریسم فریاد مستانه میزند و جهان سرمایه داری بر ویرانه های به خون و آتش نشسته خاورمیانه به رقص و پایکوبی در آمده است.

+ نوشته شده در Sat 6 Feb 2010ساعت 1:38 PM توسط میثاق آزاد |


رادمری آرمانخواه

محسن پزشکپور، آزاد مرد ایران پرست، مردی از تبار آزادگان و آزاده پروران، پیر طریقت وطن پرستان، سرو سبز آزاده ای که هرگز دست از مبارزه برنمیدارد. مردی که هفتاد سال است در صحنه مبارزات سیاسی ضد استعمار ایران بر علیه خودکامگی و امپریالیسم شرق و غرب مبارزه میکند. مردی که ندای وحدت فلات ایران را سر داد. مردی که درفش مقدس پان ایرانیسم را گشود، مردی که همه بیگانه پرستان و خائنین با شنیدن نامش لرزه بر اندامشان حاکم میشود، مردی که در راه نیرومندی ایران و خوشبختی و رفاه ملتش گام برداشت. مردی که یارانش چون عاملی تهرانی، فروهر و میرانی زندگی خود را وقف ایران کردند و در راه ایران و برای ایران زیستند.

بزرگمردی که قدرت را رد کرد تا دامنش به خون و فساد آلوده نشود. انزوا را در راه آرمانخواهی پذیرفت ولی زیر بیرق قدرت فساد آور و سیاسیون غیر آرمانخواه نرفت. ایرانی با شرافتی که صلای حاکمیت ملت را در سراسر ایران فریاد کرد قلبش هنوز برای ایران و آزادی ملتش میتپد.

سروده زیر از سرور آرمیتا طبیب در وصف سرور پزشکپور در یکی از نشستهای حزبی سروده شده است.

کنارم مردی از ایران نشسته است

کنارم پوری از ساسان نشسته است

کنارم یک جهان عشق به میهن

کنارم پوری از ایران نشسته است

کنار من کمال عشق و علم است

میان ما دلی عاشق نشسته است

میان عاشقان عاشق تری است

که دل را برده و این جا نشسته است

کنارم قلب عاشق در تکاپوست

که از عشق وطن این جا نشسته است

کنارم راد مردی آرمانخواه

همایون سرورم پندار، نشسته است

منبع:سروده های میهنی جلد 5،تشکیلات کرج:جزوه شماره 9،ص 168

به کوشش مهندس کرمانی

کنون ای هموطن ای جان جانان

بیا با ما بگو : پاینده ایران

حاکمیت ملی

دموکراسی

حقوق شهروندی

http://pezeshkpoor.blogfa.com/

آلبوم عكس:   http://pezeshkpoor.blogfa.com/cat-1.aspx

صدا و تصوير سرور: http://pezeshkpoor.blogfa.com/cat-4.aspx

www.Pan-Iranist.Info

حزب پان ایرانیست بر بنیاد مکتب پان ایرانیسم(1330)

+ نوشته شده در Tue 2 Feb 2010ساعت 5:35 PM توسط میثاق آزاد |


پاینده ایران 

نهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با بیست و نهم ژانویه ۲۰۱۰ 

اعدام محمدرضا علی زمانی و آرش رحمانی پور را محکوم می‌کنیم 

سران جمهوری اسلامی بارها دستهای ناپاک خود را به خون پاک جوانان ایرنی آغشته‌اند. اعدامهای دیروز در آستانه تظاهرات مردم علیه حاکمیت فرقه ای در روز 22 بهمن، تنها بمنظور ایجاد جو ترس و ارعاب و جلوگیری از این تظاهرات است.

ما اعدام بدون دلیل فعالان سیاسی محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور را شدیداً محکوم میکنیم.  ما خواستار آزادی بدون قید و شرط همۀ زندانیان سیاسی و رفع هرگونه محدودیت برای برگزاری تظاهرات مسالمت جویانه مردم هستیم.

در اهتزاز باد درفش سه رنگ شیر و خورشید نشان. 

پاینده و سربلند باد ملت بزرگ ایران

سازمانهای برونمرزی حزب پان ایرانیست

+ نوشته شده در Tue 2 Feb 2010ساعت 5:27 PM توسط میثاق آزاد |


[Soroode_Melli_iran.JPG] 

+ نوشته شده در Sun 31 Jan 2010ساعت 2:57 AM توسط میثاق آزاد |


پاینده ایران

هشتم بهمن ۱۳۸۸ برابر با بیست و هشتم ژانویه ۲۰۱۰

پرچم شیر و خورشید نشان  لرزه به اندام نظام انداخت

سرور دکتر ابراهیم میرانی، هموند برجسته شورای رهبری حزب پان ایرانیست، هفتۀ پیش چشم از جهان فروبست. او که به حق حاکمیت ملی باور راسخ داشت و بیش از پنج دهه از زندگی پربار خود را صرف مبارزه در راه رسیدن به این حق طبیعی ملت ایران کرده بود، وصیت کرد که پیکر او را تا پیش از خاکسپاری با درفش سه رنگ شیر و خورشید نشان بپوشانند. او میخواست تا هنگام آرمیدن در دل خاک پاک ایران، با این درفش مقدس، رزم بی امان خود را با نظام ایران ستیز جمهوری اسلامی دنبال کند. یاران و پیروانش به خواست او جامه عمل پوشاندند.

همانگونه که انتظار میرفت، این کار جسورانه بر حاکمیت فرقه ای گران آمد. پوسترهایی که آن رزمندۀ روانشاد را در کنار درفش ملی ایران نشان میداد، پاره کردند و بر سوگواران او اهانت و بی حرمتی بسیار روا داشتند. فرزندان مبارز ایران بار دیگر مورد شدید‌ترین بازجوئیها و تهدیدها قرار گرفتند. 

رژیم زخم خوردۀ ولایت فقیه به این هم بسنده نکرد. شامگاه دیروز نیروهای یگان ویژه و اوباش لباس شخصی به دفتر حزب پان ایرانیست در تهران یورش بردند و نشست هفتگی آشنایی با حزب را برهم زدند. شمار جیره خواران حکومت را شاهدان به صد و پنجاه تن تخمین زده اند. به مکانی که قرار بود امروز مراسم هفتم سرور روانشاد میرانی آنجا انجام شود، دستور دادند که از انجام مراسم خودداری کند. این برخوردها نشانگر وحشت روز افزون ددمنشان حاکم بر ایران است که از رزمندگان درگذشته هم میترسند.

جنبش آزادیخواهی ملت ایران پایه های رژیم ضحاکمنش را به لرزه درآورده و سران و دست اندرکاران ریز و درشت نظام را سخت هراسناک کرده است. درفش شیر و خورشید نشان خاری است در چشم ولایت فقیه و اراذل و اوباشش. سازمانهای برونمرزی حزب پان ایرانیست سرکوبهای قرون وسطایی جمهوری اسلامی را شدیداً محکوم میکنند و خواستار رفع هرگونه محدودیت برای مبارزات مسالمت جویانه مردم ایران هستند.

در اهتزاز باد درفش سه رنگ شیر و خورشید نشان. 

پاینده و سربلند باد ملت بزرگ ایران

سازمانهای برونمرزی حزب پان ایرانیست

+ نوشته شده در Fri 29 Jan 2010ساعت 2:11 PM توسط میثاق آزاد |


جناب وحيد خراسانی

اگر می دانستيد روزی پدرزن يک قاتل خواهيد شد آيا باز هم در سال ۱۳۰۰ هجری شمسی در شهر نيشابور به دنيا می آمديد؟

نه گمان نمی کنم.

آيا اگر می دانستيد صادق لاريجانی روزی رئيس رسمی قوه قضائيه خواهد شد تا امروز صبح دستش را به خون دو جوانی که به دنبال رای خود بودند آلوده کند، آيا به وصلت دخترتان با او رضايت می داديد؟

نه گمان نمی کنم.

جناب وحيد خراسانی

امروز روز تسليت به شماست، نه تسليت به دو مادری که داغدار فرزند خود شدند. برای انسان های با وجدان راحت تر است شاهد شهادت فرزند خود باشند تا شاهد قاتل شدن داماد خويش.

جناب آقای وحيد خراسانی

دختر شما از امروز سر بر بالين قاتل رسمی مردم ايران می گذارد. آيا شما از اين بابت شرمنده نيستيد؟

اگر ميرزا مهدی اصفهانی و ميرزا عبدالهادی شيرازی و سيد ابوالقاسم خويی اساتيد شما می دانستند حضرتعالی در چنين روزی در مقابل قاتل بودن دامادتان سکوت می کنيد، آيا شما را به حوزه درس خود راه میدادند؟

نه، گمان نمی کنم.

جناب وحيد خراسانی

شما که حاضر نشده ايد هيچ يک از مقامات رسمی کشور جمهوری اسلامی، از رئيس جمهور تا رئيس مجلس را به منزل خود بپذيريد و در سايت رسمی خود به اين امر افتخار می کنيد آيا از امروز صادق لاريجانی قاتل رسمی ملت ايران را به منزل خود راه می دهيد؟

نه، گمان نمی کنم.

وحيد خراسانی

در دو، سه هزار طلبه ای که هر روز کلاس درس شما را به يکی از شلوغ ترين کلاس های درس حوزه علميه قم تبديل می کنند از آنروست که شما تا به حال حاضر نشده ايد بر تئوری ولايت فقيه کتبا و شفاها صحه بگذاريد. آيا اين طلاب آگاه چنانچه در مقابل جلاد شدن دامادتان سکوت کنيد باز هم در کلاس درس شما حاضر خواهند شد؟

نه، گمان نمی کنم.

جناب آقای وحيد خراسانی

آه مظلوم ملت سبر ايران، بيت رهبری که هيچ، عرش خدا را لرزانده است، آيا نفرين مردم بر دين و دنيا و خوشبختی دختر شما بی اثر خواهد بود؟

نه، گمان نمی کنم.

حضرت آيت الله وحيد خراسانی

آيا مقلدين شما چنانچه سکوت شما را بر اعدام جوانان سبز ايران که از امروز صبح توسط داماد شما شروع شد ببينند، آيا باز هم از شما تقليد خواهند کرد؟

نه، نه، نه. گمان نمیکنم!

محسن مخملباف

۸ بهمن ۱۳۸۸

Published from gooya news {http://news.gooya.com

Copyright © 2009 news.gooya.com

All rights reserved for the original source

+ نوشته شده در Fri 29 Jan 2010ساعت 8:23 AM توسط میثاق آزاد |


گیرم که من شکسته شوم، سیستان به جاست

در سیستان تهمتن ِ کشورستان به جاست

ایران به جاست تا که بلند آسمان به جاست

یعقوب اگر نماند نمویم به ماتمش

پاینده باد رایت ایران و پرچمش

حمله نیروهای گارد ویژه به دفتر مرکزی حزب پان ایرانیست

پاینده ایران

دیروز چهارشنبه به هنگام نشست هفتگی در دفتر مرکزی حزب پان ایرانیست در تهران ده ها تن از نیروهای گارد ویژه با حمله به دفتر حزب پان ایرانیست،نشست حزبی را مختل کرده و دست به تخریب دفتر حزب زدند.

نیروهای گارد ویژه و لباس شخصی که بیش از صد تن بودند به هنگام ورود ابتدا با مقاومت گارد حزبی مواجه شدند ولی پس از نشان دادن حکم قضایی وارد سالن شده و اقدام به تهدید و ترعیب و تخریب نمودند.

از آغاز این سال حملات شدیدی نسبت به حزب پان ایرانیست از سوی حاکمیت فرقه ای صورت گرفته است.علاوه بر تبعید مسئول سازمان جوانان حزب(سرور کلاشی) به شهرستان خاش، بازداشت ها و احضارهای پی در پی و مکرر ، احکام سنگین دستگاه قضایی ِ حاکمیت نیز متوجه وطن پرستان بوده است.

سرور هومن اسکندری،سرور ابوالفضل عابدینی،سرور حسین شهریاری(از اعضای شورای رهبری)،سرور شاهین زینعلی،سرور بیژن جانفشان،سرور ساسان بهمن آبادی،سرور یاشار اکبری و تنی چند از هواداران و نزدیکان به حزب در تهران و شهرستان ها طی چند ماه گذشته بازداشت و مورد بازجویی و شکنجه قرار گرفته اند.

گفتنی است که مراسم بزرگداشت جاودان یاد، سرور دکتر ابراهیم میرانی (از اعضای شورای رهبری) که قرار بود امروز در یکی از مساجد تهران برگزار شود از سوی نهادهای امنیتی حاکمیت فرقه ای لغو شده است.همچنین در چند ماه گذشته بسیاری از تارنماها و تارنگارهای رسمی و نیمه رسمی حزب و سازمان جوانان آن بارها فیلتر شده و تلاش می شود هرگونه ارتباط و امکان از این حزب دیرینه سلب گردد.

هم میهن! پان ایرانیستها سربازان راستین و پاسداران حقیقی این مرز و بوم هستند. هر فرد پان ایرانیست پیش از پیوستن به حزب سوگند یاد میکند که تا پای جان از شرف و آبرو و شکوه ایران پایداری کرده و تا جان در سینه دارد در راه خوشبختی فرد فرد ملت بزرگ ایران کوشش کند. به یقین هیچ نیروهای ناتوان و از نفش افتاده حاکمیت فرقه ای هیچگاه و با هیچ عملی نمیتوانند ما را از مبارزه در راه آزادی و دموکراسی برای ایران باز دارند. هیچیک از اعمال انجام شده از قبیل بازداشت، تهدید، اخراج از دانشگاه، محرومیت از حقوق اجتماعی، حمله به دفاتر، اخطارهای تلفنی حاصلی در روحیه ایران پرستان نخواهد داشت. ما تا پای جان برای مردم ایران در وجب به وجب این سرزمین ( بی هیچ چشم داشتی ) مبارزه میکنیم.

احتمال میرود در روزهای آینده برخورد نظام پوسیده فرقه ای با ایران دوستان ابعاد تندتر و خشنتری به خود بگیرد. ولی هر ایرانی " آزاده ای" یک پان ایرانیست است و مگر میشود همه ملت را در بند کرد؟

پاینده ایران

حاکمیت ملی

حقوق شهروندی

دموکراسی

برگرفته از: وبلاگ رسمی سازمان جوانان پان ایرانیست

دفتر مرکزی حزب پان ایرانیست -15 شهریور روز بنیاد مکتب پان ایرانیسم

بازتابها

دفتر حزب پان ایرانیست در محاصره لباس شخصیها (ایران پرس نیوز)

http://www.glancerss.com/showlink.php?link=25_703_478837

http://balatarin.com/permlink/2010/1/27/1930961

ایران آن ایر http://www.iranonair.com

خبرنامه ملی ایرانیان

دسته بندی: اخبار روز

+ نوشته شده در Thu 28 Jan 2010ساعت 4:26 PM توسط میثاق آزاد |


[parcham_3.jpg]

در یک نشست با حضور چهره های سرشناس دولت کودتا و رییس دولت کودتا٬ در پرچم ایران بجای رنگ سبز از رنگهای آبی و سیاه استفاده کرده اند
من بعنوان یک ایرانی بشدت این عمل را محکوم میکنم و از همه کسانی که دلشان برای وطنشان می تپد درخواست میکنم اعتراض خودرا - به هر شکلی که میتوانند - اعلام کنند
این کار کار کوچکی نیست و این آدم نماها همه چیز ملت را به بازی گرفته اند!ا

+ نوشته شده در Thu 28 Jan 2010ساعت 12:18 PM توسط میثاق آزاد |


طبق آمار بانک جهانی در سال 2008 درآمد کشور عربستان از توریسم یا به زبان ساده از زیارت مسلمین در خانه کعبه معادل مبلغ  29.865.000.000 دلار یا قریب سی میلیارد دلار بوده است

زائرین ایرانی که بصورت تمتع و یا عمره در همان سال به مکه رفته اند 1.937.000 نفر بوده اند که مجموعا مبلغ 4.879.000.000 دلار یا بعبارتی قریب به مبلغ پنج میلیارد دلار درآمد تقدیم اقتصاد پادشاهان عربستان کرده اند و در میان تمام کشورهای اسلامی مقام اول را به خود اختصاص داده اند.

نظر به اینکه هواپیمائی جمهوری اسلامی قدرت جابجائی اینهمه زائر را نداشته است شرکت هواپیمائی عربستان قریب به 54 درصد از زائران ایرانی را به خود اختصاص داده است...

طبق گزارش مقامات دیپلماتیک ایران در سال 2008 ماموران کشور عربستان بدترین و توهین آمیز ترین رفتار را با زوار ایرانی داشته اند و ایران از لحاظ توهین ماموران عربستان مقام اول را به خود اختصاص داده است. علمای عربستان در همان سال فتوی صادر کرده اند که ایرانیان شیعه کافر هستند.

طبق یک گزارش دیپلماتیک دیگر زائران ایرانی ناخواسته ترین و منفورترین خارجی ها در عربستان محسوب می شده اند. با یک حساب سرانگشتی بوسیله پولی که ایرانیان سالانه به عربستان (دشمن شیعه ایرانی) تقدیم می کنند می توان تعداد 170.000 مسکن روستائی احداث کرد...

یا میتوان 714.286 فرصت شغلی کشاورزی یا 200.000 فرصت شغلی صنعتی برای جوانان ایجاد کرد یا میتوان 10.000.000 متر مربع ساختمان مدرسه و ورزشی در کشور ایجاد کرد ویا میتوان با پول حجاج دوسال یک پالایشگاه سوپر مدرن با ظرفیت 75000 بشکه احداث کرد ویا با پول پنج سال حجاج میتوان ایران را به صادر کننده بنزین مبدل ساخت و دیگر برای واردات بنزین محتاج اعراب نبود....

اما افسوس که با پول حجاج ایرانی قمارخانه های فرانسه توسط شاهزادگان عربستان که انحصار بیزنس حج را در اختیار دارند آباد میشود.....و تا رسیدن ایرانیان مسلمان به مرحله فکرکردن در بهینه هزینه کردن پول برای نزدیکی به خدا راه بسیار درازی در پیش است.

برگرفته از تارنمای ساعت دلتنگی

http://mhyousefpourseifi.blogfa.com/post-473.aspx

+ نوشته شده در Wed 27 Jan 2010ساعت 8:44 PM توسط میثاق آزاد |


در سرزمین تفته خوزستان ، آنجا که خون نسلها میجهد زچاه ، آنجا که مهر خیمه زده بر قلبها ، انجا که خورشید پدر بر سینه آسمان میتند مدام ، و مردها با تکیه بر نیزه ها خیره شده ا ند بر خیره سرها .. آری در آنجا مردی ازتبار پان ایرانیسم را هلهله کنان و سرود خوانان ، در پوششی از پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان ایران بزرگ به آغوش گرم مادرگیتی سپرد ند ، تا جسم خسته از رنج میهن اش آرام بگیرد .

دلم از این جدایی به ماتم نشسته است ، من و آسمان هر دو بر ، ابر های سیاه که خورشیدآرزوهای یک میهن پرست را پوشانیده خیره شده ایم ، آرزوهایی از جنس نجات قایق بر گل نشسته در ساحل دور و نا آرام و به بار نشستن بذر آزادی .

هنوز فریاد های میرانی در گوشم طنین افکن است که چه مردانه بر قامت استبداد فرو می بارید و اهریمنان لمیده بر خانه را زیر ضربات زر برگ های تاریخ ایران میگرفت تا رسم ایرانی بودن و ایرانی زیستن را به آنان بیاموزد ....اما ، آنان نیاموختند و سر بر راه خویش سپردند و خیره سرانه بر فرمان تاریخ پشت کردند ...

میرانی ، در همه سالهای حیات اش هرگز با حرمت شکنان ملت ایران و فرهنگ باستانی و دیر پایش ، سر سازگاری پیدا نکرد ، او هرگز هواهای نفسانی و تمایلات شخصی و قدرت طلبی های فردی را درحزب اش راه نداد و در اندیشه ساختن کلاهی از این نمد نبود ... او یک آموزگار مکتب پان ایرانیسم بود که همه تون وتوانش را در راه حزب و مکتب داد و در برابر آنان که میخواستند از نردبان نهضت بالا روند و به آلاف و علوفی برسند ایستا د گی کرد ... میرانی استوار و بی گذشت بر فرصت طلبان و آنانی که راه شان را با لقمه نانی و اندک نوازشی از حزب پان ایرانیست جدا کردند میتاخت و آنان را ره گم کردگانی میشناخت که پشت به میهن و پرچم و تاریخ ایران ایستا ده اند و...!!

" میرانی " چون خورشید بر اسمان حزب پان ایرانیست تابید و در پناه گرمای اندیشه توانمندش شاگردانی تربیت شد ند که امروز در سراسر ایران گوش به فرمان پایگاه سیاوش در تهران میباشند و راه رزم او را پی خواهند گرفت تا آرزوهای بزرگ ملت ایران به بار نشیند و آرمان پان ایرانیسم راهگشای راه بزرگی و سر افرازی ایران گردد .

و من امروز این نوشته را با چکامه گرم وپر احساس یک شاعر میهن پرست که دوش به دوش سربازان ائین اهو رایی پان ایرانیسم ، با گامهای قدرتمند به ایران فردا مینگرد به پایان میبرم و نفس گرم استاد مصطفی باد کوبه ای ( امید ) و احساسات پر شورش را بر بال ارزوهای سرور میرانی مینشانم تا پرواز او با ندای فرزندان این آب و خاک بدرقه گردد.



ای همدلان بر آن غم پنهانتان درود بر    غصه های آن سوی چشمانتان درود

از کوچه کوچه،کاوه و بابک برآمده است        بر انسجام و وحدت پنها نتان درود

بر گامهای محکم تان باد صد سلام             بر سنگ فرش سرخ خیابا نتان درود

باران غیرت است بر دشت امیدتان           بر دشت عشق و نم نم بارانتان درود

دشت و دمن طراوت ایمان گرفته است           از جان و دل به سبزی ایمانتان درود

تنها نه بر شرافت تهرانیان سلام           بر اصفهان و یزد و خراسانتان درود

کرد و بلوچ و آذری و فارس یکصداست          بر شهر وند و ایلی و دهقانتان درود

استاده اید بر سر پیمان خاک وخون            بر جان پاک و حرمت پیمانتان درود

میهن دوباره گرم ز خورشید مهر ماست                    بر شیر پیر پرچم ایرانتان درود

میدان عشق ، لاله گلگون طلب کند               برآن " ندای " خفته به میدانتا ن درود

در یای مهر و عشق زتوفان بری است               لیک ای عاشقان به قدرت توفانتان درود

بستند گر چه دست وطن را به طوق جهل                 بر شیر های خفته به زندانتان درود

موم است زیر مشت تو ، سندان مدعی               بر مشت قهر و ضربه به سندانتان درود

خون رنگ شد گر چه سرود دل شما                          بر شعر خون به دفتر و د یوانتان درود

جایی که قتل بلبل و گل میشود مجاز                     بر واژه واژه نعره عصیانتان درود

پیروزی است نقطه پایان این خروش

پس بر " امید " نقطه پایانتان درود

http://manoochehryazdi.blogfa.com/post-123.aspx

+ نوشته شده در Wed 27 Jan 2010ساعت 2:5 AM توسط میثاق آزاد |


شبکه جنبش راه سبز(جرس): "جناب آقای خامنه ای، "گمان نمی‌کنم در دیدگاه شما بقای عزتمندانه، بدتر از سناریوی جایگزین، یعنی حذف نظام و سرنوشتی مشابه میلوشوویچ ،ملاعمر و صدام حسین برای رهبری باشد."۱، "تبعات این حضور همه جانبه شما و روحانیان بر مقدرات محوری کشور، این شدکه از هر سخن مخالف بهراسیم و از هر نوشته و اشارۀ مخالف بلرزیم"۲، دو عبارت از نامه های سرگشادۀ احمد قابل پژوهشگر و منتقد زندانی و همچنین محمد نوری زاد، نویسنده و فیلمساز سابقا اصولگرا و امروزه محبوس در زندان است که خطاب به آیت الله علی خامنه ای نگاشته بودند.

امروز نه تنها احمد قابل در حبس است، بلکه محمد نوری زاد، احمد زیدآبادی، محمد ملکی و حشمت الله طبرزدی نیز که طی این سالها نامه هایی انتقادی - و سرگشاده- به رهبر جمهوری اسلامی نگاشته بودند، ماههاست در مَحبَس و سلول انفرادی به سر می برند؛ همچنانکه پیش از این و طی سالهایی که ایشان بر تخت ولایت تکیه زده اند، سعیدی سیرجانی۳، قاسم شعله سعدی۴، محسن سازگارا۵، نورالدین کیانوری۶، آیت الله طاهری۷، ابراهیم نبوی۸، امیرفرشاد ابراهیمی۹ و کسانی دیگر نیز، در انتقاد از وضعیت موجود و مسئولیتی که متوجه رهبر می دانستند، واقعیاتی را در قالب نامه های سرگشاده انتشار دادند، که البته یکی در زندان جان باخت و دیگری خانه نشین شد یا ا بعضا جلای وطن کردند و در تبعیدی ناخواسته ماندگار شدند.

 در چند صباح اخیر و هنگامۀ انتخابات ریاست جمهوری یا پس از آن نیز، گروهی از چهره ها و اساتیدی چون دکتر عبدالکریم سروش۱۰، اکبر اعلمی۱۱، دکتر پیام فاضل۱۲، مهندس عبدالعلی بازرگان۱۳، همچنین تعداد زیادی از استادان دانشگاه و محققین و نویسنده های سرشناس، رهبری را نسبت به وقایع و فجایع زنهار داده و نامه هایی سرگشاده خطاب به وی نوشتند.۱۴

 اینکه آیت الله علی خامنه ای در مقامِ ولیّ مطلقۀ فقیه، نامه های سرگشاده را چگونه ارزیابی یا حتی مطالعه نموده، یااینکه چه میزان این نامه ها اثربخش بوده، شاید در نوشتاری دیگر مورد سنجش قرار گیرد؛ اما آنچه در این مقال خواهد آمد، بخشی از نامه های سرگشاده و دلیرانۀ کسانی ست که امروز به اتهام گفتن حق و هویدا نمودن مظالم، در زندان به سر می برند ...

 طرح دو پرسش از رهبر

 دکتر احمد زیدآبادی محقق، روزنامه‌نگار و دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) که از نیمه شب ۳۱ خرداد ماه و یک هفته پس از کودتا دستگیر و به بازداشتگاه اوین منتقل شده، برای سومین بار است که به خاطر نوشته ها و حقگوئیش، در جمهوری اسلامی به محبس می رود. دادگاه انقلاب زیدآبادی را به ۶ سال زندان، ۵ سال تبعید و محرومیت مادام العمر از فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی محکوم کرده است. این فعال سیاسی در ۲۲ فروردین امسال نامه ای سرگشاده به رهبری نوشت۱۵ و ضمن اینکه از انتقادناپذیری وی انتقاد کرده بود، با طرح دو پرسش، ایشان را نسبت به وقایع کشور به چالش کشید. خانم مهدیه محمدی همسر احمد زیدآبادی معتقد است "مهمترین اتهام او نگارش نامه سرگشاده خطاب به مقام رهبری بوده که در سایتها منتشر شده است." احمد زیدآبادی در مقدمۀ نامه خود به آیت الله خامنه ای با ذکر این نکته که "آنچه می‌خواهم مطرح کنم در شمار مسائل شخصی نیست که نیازمند ارسال نامه خصوصی باشد، بلکه قصد دارم برخی از مشکلات رویاروی جامعه را طرح کنم و نظر رهبری را هم در این باره جویا شوم"، خطاب به خامنه ای پرسید "به چه علت شرعی، عقلی، قانونی و یا عرفی و بر اساس کدام مصلحت عمومی، پرسش علنی از رهبری و یا نقد گفته‌ و عملکرد وی، عملا در جامعه ایران ممنوع است؟" وی در این مورد به سیره عملی بزرگان دین اشاره کرد که "کلام را با کلام پاسخ داده‌اند و نه با تشکیل پرونده و ارجاع به مجازات." زیدآبادی تصریح کرده بود "مصونیت رهبری از طرح پرسش و انتقاد در جامعه ما، نه فقط سابقه‌ای در شرع ندارد، بلکه بدعتی بیسابقه در تفکر اسلامی به شمار می‌رود ." این محقق در پرسشی دیگر پیرامون مسئله هسته ای و اولویتهای اصلی کشور پرسید "چرا ایشان اصرار دارند که همه ایرانیان ارزیابی ایشان را از شرایط داشته باشند و اگر جز این باشد به تعبیر وی حرف دشمن را تکرار می‌کنند و یا به گفته برخی از مقام‌های امنیتی، از عوامل دشمن هستند."

 زیدآبادی چندی پیش از سوی انجمن جهانی روزنامه‌ها و ناشران خبر جهان، جایزه قلم زرین آزادی سال را دریافت کرد و همزمان دادگاه تجدیدنظر، احکام حبس و تبعید و محرومیت این نویسندۀ دلیر را مورد تایید قرار داد... 

من متهم می کنم رهبری جمهوری اسلامی را

 چندین ساعت بعد از درگذشت آیت الله العظمی حسینعلی منتظری پدر معنوی جنبش سبز، در حالیکه گروههای مختلف مردم و علاقمندان ایشان، سوگوارانه راهی قم شده تا در ماتم استاد شرکت کنند، ماموران کودتا خودروهای راهی قم را متوقف کرده و چندین تن از مسافران را دستگیر و به بازداشتگاه منتقل می کنند. اولین فردی که در این رابطه بازداشت شد، احمد قابل فعال صریح الهجه، پژوهشگر شاخص دینی و از شاگردان معظم له بود که هنگام عزیمت با خانواده و دوستانش از مشهد به قم دستگیر شد. قابل بارها بدلیل انتقادات صریح و عالمانه اش زندانی شده بود. (از جمله در سال ۱۳۸۰ پس از تحمل ۱۲۵ روز زندان انفرادی در اوین)

از نکات قابل ذکر در فعالیتهای وی، نامه های سرگشاده ای بود که طی چهار سال اخیر به علی خامنه ای نگاشت. قابل در نامۀ سرگشاده۱۶ خود در بهار سال ۱۳۸۴ به خامنه ای، از "استبداد دینی و سوء تدبیر" وی در اداره کشور انتقاد نموده و نتیجۀ پیروزی احمدی نژاد را چنین پیش بینی کرده بود "اندوختۀ سالیان دراز رنج و کوشش و سرمایه گذاری مادی و معنوی‌ مردم به تاراج بیگانگان و تروریست‌‌هایی از سنخ القاعده" می رود. احمد قابل همچنین خطاب به خامنه ای –مستندا- مواضع و عملکردهای قبل و اوایل انقلابش را یادآور شد و پیرامون دوران زمامداری وی نوشت "در دوران رهبری شما ستم دستگاههای قضائی، شبه قضائی و اطلاعاتی - امنیتی بیش از گذشته فزونی گرفته و قانون شکنی و قانون گریزی در آنها به یک روند تبدیل شده و مخالفان سیاست‌‌های شما، شدیدا سرکوب و با محرومیت‌‌های مختلف مواجه بوده‌‌اند."  وی مصادیق بارز عملکرد رهبری پیرامون قتل های زنجیره ای، ترورهای مخالفان سیاسی و اعتقادی، برخوردهای نامشروع و غیرقانونی با علما و مراجع منتقد، تعطیلی فلّه ای مطبوعات، بستن دست و پای دولتین آقای خاتمی و مجلس ششم و ... را برشمرده و به نقد کشید. او با بیان اینکه "اکنون موجودیت حکومت با خطر مواجه شده و کوره راهی برای ماندن باقی مانده است که شما را به پیمودن آن دعوت می‌کنم"، راه حلهایی از جمله "اعلام عفو عمومی در مورد تمامی سوابق سیاسی و امنیتی ایرانیان داخل و خارج و آزادی زندانیان، جدا کردن اعتبار و موجودیت نظام از اعتبار شورای نگهبان و مسئولان متخلّف، اعلام کتبی تضمین اجرای برنامه‌‌های رئیس جمهور منتخب و قبول نظارت سازمان ملل و کنفرانس اسلامی بر انتخابات کشور" را به خامنه ای پیشنهاد کرد. احمدقابل خطاب به رهبری هشدار داد "گمان نمی‌کنم در دیدگاه شما ماندن نظام و بقای عزتمندانه، بدتر از سناریوی جایگزین، یعنی حذف نظام جمهوری اسلامی و سرنوشتی مشابه میلوشوویچ ،ملاعمر و صدام حسین برای رهبری باشد." قابل همچنین خاطرنشان کرد "روحانیت بدون دانشِ مدیریت، مدعیِ حکومت شد و ولایت مطلقه را طلب نمود". 

این پژوهشگر دینی در نامه ای دیگر۱۷ خطاب به رهبر جمهوری اسلامی در بهار ۱۳۸۷ که اعتراضی به صدور حکم دادگاه ویژه روحانیت در مورد برادر فرهیخته ایشان (هادی قابل)* بود، خاطرنشان کرد "من به عنوان یک شهروند ایرانی ، رهبری و باند حاکم بر کشور را به براندازی سخت نظام جمهوری اسلامی از طریق ظلم های آشکار به مخالفان سیاست های باند حاکم ، اقدامات فراوان و گسترده علیه امنیت ملی، اهانت به ملت و خصوصا فرهیختگان ملت، نشر مکرر و گسترده اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و نقض شدید حرمت روحانیت متهم می کنم و روزی را انتظار می کشم که در جمهوری اسلامی، امکان رسیدگی عادلانه به این اتهامات از طریق دادگاهی علنی و با حضور هیأت منصفه و قاضی یا قضاتی بیطرف، وجود داشته باشد ." احمد قابل در نامه تظلم و سرگشادۀ دیگری۱۸در بهمن ۸۷ به آیت الله خامنه ای، وی را شریک ظلم و ستم‌های وارده به مخالفان و منتقدان سیاسی معرفی کرد و از پافشاری رهبر بر "سیاست‌های غلط سیاسی، فرهنگی و اقتصادی" به شدت انتقاد و خاطرنشان کرد "تاکید رهبری بر این سیاست‌ها، بیش از فشارها و تحریم‌های بین‌المللی، به ملت و کشور صدمه زده است." وی پیرامون قدرت یابی مجدد احمدی نژاد نیز در آن نامه هشدار داد " باند حاکم بر کشور، همچنان نسبت به سکوت اکثریت ملت در برابر قانون‌شکنی ها و ستمگری‌های حاکمیت امیدوار بوده و دیر زمانی است که برای آن حساب ویژه‌ای بازکرده است. آنان از عدم مطالبه‌ حقوق از سوی آحاد ملت، بهره‌های هنگفتی برده‌ و قدرت مافیایی خود را در سراسر کشور گسترش داده‌اند و اکنون نیز در آستانه‌ انتخاب رئیس جمهور به نمایشی غیر واقعی از حضور ملت می‌اندیشند، تا از سبد افرادی که آنان گزینش می‌کنند، کسی را بر مسند نشانند که هیچ‌گونه تعرضی به قانون‌شکنی آنان نداشته باشد و راه را بر سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی شکست خورده‌ رهبری کشور نبندد ." 

 اگر امروز آیت الله خامنه ای و حامیان وی، جنبش سبز و مخالفان را به براندازی نرم متهم می سازند، احمد قابل در نامه خود صراحتا رهبری و حامیانش را به "براندازی سخت" نظام از راهکار "ظلم های آشکار به مخالفان" متهم کرده بود.

این محقق کشور، اکنون در زندان و وضعیتی بلاتکلیف به سر می برد...

گولِ این حرفها و تظاهراتی که برایتان راه می‌اندازند را نخورید

 دکتر محمد ملکی، از فعالان ملی- مذهبی و اولین رئیس دانشگاه تهران بعد از انقلاب که مواضع صریحش پیرامون انقلاب فرهنگی و نابسامانی های کشور معروف بوده و طی سالهای گذشته نیز بارها مورد احضار و بازداشت قرار گرفته، روز شنبه ۳۱ مرداد امسال و بعد از کودتای انتخاباتی بازداشت شده و اینک ماههاست در محبس به سر می برد. دکتر ملکی در نامه ای سرگشاده۱۹ خطاب به آیت الله خامنه ای در ارديبهشت ۱٣٨۷و بمناسبت بیست و هشتمین سالگرد تعطیلی دانشگاههای کشور، سیاست ها و عملکرد رهبری و همچنین وضعیت موجود کشور را مورد انتقاد جدی قرار داد و خطاب به وی گوشزد کرد "در برابر فساد بی‌حد، اعتیاد، خرافات، تن‌فروشی دختران، کارتن‌خوابی، چپاول و دزدی و رشوه‌خواری، ثروتهای کلانِ بادآورده، اختلافِ وحشتناکِ طبقاتی که آمار آنها از سوی مقاماتِ حکومتی منتشر می‌گردد، چه کسی مسئول است؟ این چه عدالت و برابری است که اگر دانشجویان، کارگران، معلمان، زنان و دیگر طبقاتِ دگراندیش، نقدی بر حاکمیت بزنند سروکار آنها با دادگاههای انقلاب و محرومیت از درس و کار و رفتن به زندان و هزاران بلای دیگر است." دکتر محمد ملکی همچنین به خامنه ای هشدار داد "نمیدانم آنچه در کشور می‌گذرد چگونه و تا چه اندازه به اطلاع شما می‌رسد امّا می‌دانم وضع بسیار بدتر از آن است که شما گاه‌گاه در فرمایشات خود به آنها اشاره می‌کنید. احتمالاً افرادِ بیت و دوستان و نزدیکان به شما می‌گویند که اکثریتِ قریب باتفاق مردم طرفدار رژیم هستند. گولِ این حرفها و تظاهراتی که صاحبان زر و زور و تزویر برایتان راه می‌اندازند را نخورید. بیایید برای نجات کشور، فرمانِ یک همه‌پرسی در مورد نظام ولائی را با تمام شرایط انتخابات آزاد و شفاف صادر فرمایید تا هر کس که شناسنامه ایرانی دارد بتواند در آن شرکت کند و حکومتِ دلخواه خود را بار دیگر پس از گذشت ٣۰ سال همانگونه که در ۱۲ اردیبهشتِ سال ۵٨ شد انتخاب نماید تا معلوم شود چند درصد مردم طرفدار نظام هستند."

دکتر ملکی با ۷۶ سال سن و کهولت و بیماری های متعدد، بعد از پنج ماه کماکان در بازداشت و بلاتکلیفی به سر می برد...

 سابقا برای دشمن خط و نشان می کشیدیم و امروز برای مردم خودمان

 محمد نوری‌زاد، نویسندۀ سالهای نه چندان دورِ روزنامه کیهان، فیلم‌ساز و به‌خصوص مستندساز حامی نظام و مجری سالهای دور برنامه های جهاد سازندگی و روایت فتح که چند سال اخیر نیز به تألیف كتاب، نقد آثار ادبی، نگارش فیلمنامه و تولید آثار داستانی روی آورده بود، پس از کودتای انتخاباتی و بویژه پس از خطبه های نماز جمعه ۲۹ خرداد آیت الله علی خامنه ای، نامه ای سرگشاده۲۰ خطاب به وی نوشت که یکی از سندهای تاریخی جمهوری اسلامی خواهد ماند. نوری زاد ابتدائا خطاب به ولیّ فقیه یادآور می سازد که طی دو دهه اخیر"با اشاره و تایید و نصب جنابعالی، شیفتگان و سربازان و اطرافیان و ماموران شما برمنصب های فراوان کشور قرار گرفتند... از شورای نگهبان تا قوه قضاییه. از فرماندهان سپاه تا فرماندهان ارتش. از امامان جمعه تا مجمع تشخیص مصلحت. از شورای انقلاب فرهنگی تا صداو سیما. هیچ منصب کلیدی نبود که منتصبین شما در آن حضور نداشته باشند. حتی نمایندگان مجلس خبرگان که به صورت ظاهر از جانب مردم انتخاب می شوند، پیشاپیش از فیلتر شورای نگهبان شما گذر می کردند..."

وی سپس خاطرنشان کرد در طول سالیان دراز، ما هرگز لذت یک روزنامه مستقل و صدا و سیمای مردمی را نچشیدیم..." نوری زاد پیرامون خطبه های نماز جمعه رهبری به وی خاطرنشان کرد "سابقا ما برای دشمن خط و نشان می کشیدیم، حالا کارمان بجایی رسیده است که باید برای بخشی از مردم خودمان خط و نشان بکشیم. این روند کار را بجایی می رساند که در فردای این نظام، جز دشمن، مردمی در کار نباشد..." وی آیت الله خامنه ای را دعوت کرد تا شاهد باشد "مسئولینی را که به راحتی نوشیدن یک شربت گوارا دروغ می گویند" و کشوری که به "دام روسیه و چین" افتاده است. او همچنین پیرامون سخنان احمد علم الهدی امام جمعه مشهد که بعد از انتخابات گفته بود "نخبگانی که وارد سیاست می شوند اگر ولایت پذیر نباشند ولایت ستیزند و ولایت ستیز یعنی ابن ملجم"، نوشت "چرا و به چه دلیلی یک رییس جمهور قبل از انتخابات برای یک امام جمعه، یک میلیارد تومان پول می فرستد؟ این در کجای عدل علی است؟" نوری زاد در انتها از خامنه ای تقاضا کرد که از مردم عذرخواهی نماید که "اگر این نشود و کار به تنگناهای انتظامی بکشد، ما رفته رفته این باقیمانده مردم را نیز از دست خواهیم داد و شما نیک تر از همه ما می دانید: نظامی که مردم نداشته باشد، چه دارد؟"  

نوری زاد اکنون در بازداشتگاه و در وضعیت بسیار وخیمی به سر می برد...

مگر این مملکت فقط متعلق به اقای خامنه ای و یک اقلیت پیروِ اوست؟

 مهندس حشمت الله طبرزدی، از اعضای سابق دفتر تحکیم وحدت و از دانشجویان سابقا اصولگرا که «مجلۀ پیام دانشجو» خود را در سال ۱۳۷۴ با تیتر "امام خامنه ای" منتشر کرد و بعد از مدتی به جبهه معترضین ملحق شد، بارها بدلیل فعالیت سیاسی و روزنامه نگاری بازداشت و مجروج و زندانی گردیده است. وی که ماه پیش–در جریان سرکوب های بعد از عاشورا- بازداشت شد، در اسفندماه سال گذشته نامه ای سرگشاده۲۱ خطاب به آیت الله علی خامنه ای نوشته بود و با مقدمه ای پیرامون آنچه بر وی گذشته خاطرنشان کرد "شما رهبر جمهوری اسلامی هستید و من نیز از مخالفان شناخته شده هستم که در ۱۵ سال اخیر هر نوع زندان و شکنجه سفید و ضرب وشتم و محرومیت را تحمل کرده، اما به هر حال پذیرفته ام که برای رسیدن به آزادی و دموکراسی می بایست هزینه پرداخت کرد و این طبیعت هر رژیم سرکوبگر و ایدئولوژیک است که مخالفین خود را سرکوب کند." طبرزدی از اینکه گروهی از ماموران برای همسر وی ایجاد مزاحمت کرده و آسایش و حریم خصوصی زندگی آنها را مورد تجاوز قرار داده اند، ابراز نگرانی نموده و خاطرنشان کرد "امروز دستگاه اطلاعات آقای احمدی نژاد به همسر و حریم خانوادگی من حمله ور شده و هر آینه این امکان هست که مرا به عکس العمل وا دارند.این بازی خطرناک را دستگاه امنیتیِ ولی فقیه شروع کرده و مسئولیت آن نیز با شخص رهبر خواهد بود." وی بی پرده به رهبری گوشزد کرد "جناب اقای خامنه ای!شما با زور سپاه و دستگاه های امنیتی همه مخالفین را از میدان خارج کرده و حتا یاران دیروز یعنی آقایان رفسنجانی و خاتمی را نیز از دست داده اید، اگر چه آنها بنا به مصلحت و به صورت علنی حرفی نمی زنند. شما به خوبی می دانید که اکثریت قاطع مردم ایران از حکومت شما ناراضی هستند اما نیروهای امنیتی آنها را سرکوب می کنند.به خوبی می دانید که دولت احمدی نژاد حتا دربین اصولگرایان محافظه کار نیز طرفداری ندارد،اما از ترس شما یا از روی مصلحت سخنی نمی گویند..."

طبرزدی اکنون در سلول انفرادی زمان و جنبش را نظاره می کند...

 هنوز مشخص نیست سرنوشت کسانی که جرات داشته، جسارت به خرج داده و دلیرانه معضلات کشور را سرگشاده به رهبر جمهوری اسلامی گوشزد کرده یا می کنند، چه خواهد شد...

 ۱- نامه سرگشاده احمد قابل به خامنه‌ای مورخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۴

۲-نامه سرگشاده محمد نوریزاد به خامنه‌ای مورخ ۲۹ خرداد ۱۳۸۸

۳-نامه سعیدی سیرجانی به خامنه‌ای مورخ تیر ماه ۱۳۷۳

۴-نامه سرگشاده دکتر قاسم شعله‌سعدی به خامنه‌ای مورخ آذر ۱۳۸۱

۵-نامه سرگشاده دکتر محسن سازگارا به خامنه ای مورخ ۲۹ بهمن ۱۳۸۷

۶-نامه نورالدین کیانوری به خامنه‌ای مورخ ۱۶ بهمن ۱۳۶۸

۷-استعفانامه سرگشاده آیت‌الله طاهری به خامنه‌ای مورخ ۱۸ تیر ۱۳۸۱

۸-نامه سرگشاده دوم سید ابراهیم نبوی به خامنه‌ای مورخ ۱۳ آبان ۱۳۸۸

۹-نامه سرگشاده امیرفرشاد ابراهیمی به خامنه‌ای مورخ ۲۶ آوریل ۲۰۰۳

۱۰-نامه سرگشاده دکتر عبدالکریم سروش به خامنه‌ای مورخ ۱۹ شهریور ۱۳۸۸

۱۱- نامه سرگشاده اکبر اعلمی نماینده به خامنه‌ای مورخ ۱۲خرداد ۱۳۸۸

۱۲-نامه سرگشاده دکتر پیام فاضل به خامنه‌ای مورخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۸

۱۳- نامه سرگشاده عبدالعلی بازرگان به خامنه‌ای مورخ تیر ۱۳۸۸

۱۴- در این زمینه می توان به نامه های سرگشادۀ بابک داد، مسیح علی نژاد، ۲۷ تن از اساتید دانشگاه، یک بسیجی سابق، انجمن مطالعات خاورمیانه، بیش از ۸۸ تن از اساتید دانشکده فنی دانشگاه تهران، یک فرهنگی و تعدادی از فرماندهان سابق جنگ نیز اشاره کرد.

۱۵- نامه سرگشاده احمدزیدآبادی به خامنه‌ای مورخ ۲۲ فروردین ۱۳۸۸

۱۶- نامه احمد قابل – همان منبع

۱۷-نامه سرگشاده احمد قابل به خامنه ای مورخ فروردین ۱۳۸۷

۱۸- نامه سرگشاده احمد قابل به خامنه ای مورخ بهمن ۱۳۸۷

۱۹- نامه سرگشاده دکتر محمد ملکی به خامنه ای در اردیبهشت ۱۳۸۷

۲۰- نامه نوری زاد- همان منبع

۲۱- نامه مهندس حشمت الله طبرزدی به خامنه ای مورخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۷

*آقای هادی قابل از سوی دادگاه ویژه روحانیت به اتهاماتی واهی چون "اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب، توهین به مقامات و هتک حیثیت روحانیت" به 40 ماه حبس و خلع لباس محکوم شده بود

+ نوشته شده در Mon 25 Jan 2010ساعت 6:22 PM توسط میثاق آزاد |


طی این چند ماهه از مساله ای که دقیقا صحبت نشده است اسم افراد در سپاه که جزو مجرمان اصلی حوادث اخیر هستند بوده است.

باید به هر صورتی اطلاعات این افراد چه در داخل و چه در خارج رو شود آن هم شفافتر از داراییهای افراد حکومتی در دست باشد باید دقیقا دانست دشمنان مردم ایران چه کسانی هستند و مجموعا مردم چه تعداد دشمن در پیش روی خود دارند.

پیدا کردن آدرس از نمایندگان مجلس، خبرگان رهبری، فرماندهان سپاه، نهادهای وابسته به سپاه، استاندارن، فرمانداران و تمام کسانی که در رده های بالا در این حوادث شریک هستند هم ضروری است

+ نوشته شده در Mon 25 Jan 2010ساعت 6:13 PM توسط میثاق آزاد |


اینجانب میثاق آزاد از دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در کشور اوکراین هستم. برای آزادی وطنم از چنگال استبداد هر کاری انجام خواهم داد. همچنین در این تارنما سعی بر آگاه سازی مردم از طریق مطالب حزب پان ایرانیست میباشد. بدین معنا که اکثریت مطالب برگرفته از تارنماهای پان ایرانیستها میباشد. همچنین عضو موج سبز وبلاگ نویسان نیز میباشم


HOME
E-Mail
:BAHAR20:


LinkDump

طـــراح قـــالــب
شب بی ستاره
آرشیو پیوندهای روزانه


Archives

1/21/2010 - 2/19/2010

12/22/2009 - 1/20/2010
11/22/2009 - 12/21/2009
10/23/2009 - 11/21/2009
9/23/2009 - 10/22/2009
8/23/2009 - 9/22/2009
7/23/2009 - 8/22/2009
6/22/2009 - 7/22/2009
5/22/2009 - 6/21/2009
4/21/2009 - 5/21/2009
3/21/2009 - 4/20/2009
2/19/2009 - 3/20/2009
1/20/2009 - 2/18/2009
12/21/2008 - 1/19/2009
11/21/2008 - 12/20/2008
10/22/2008 - 11/20/2008
9/22/2008 - 10/21/2008
8/22/2008 - 9/21/2008
7/22/2008 - 8/21/2008
6/21/2008 - 7/21/2008
5/21/2008 - 6/20/2008
4/20/2008 - 5/20/2008
3/20/2008 - 4/19/2008
2/20/2008 - 3/19/2008
1/21/2008 - 2/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
11/22/2007 - 12/21/2007
10/23/2007 - 11/21/2007


Links

پندار سبز
سرباز
بسوی 8 مارس
حماسه چالدران
جوانان پان ایرانیست بختیاری
کلاغ
مینای کرمان
یک پارسی تنها
Golshan
تبریز
ایران خبر
پان ایرانیسم
سایت رسمی پان ایرانیست
تریبون آزاد پان ایرانیست خوزستان
پرویز
اخگر
سازمان آزادي زن
پیان آور آریایی
ندای پارس
snoor2008
پرسپولیس
محسن پزشکپور
جوانان پان ایرانیست اراک
بژی ایران
کاوه اهوازی
به ایران بزرگ بیااندیشیم
بانک اطلاعات اپوزیسیون
صبر کن
پایگاه اطلاع رسانی تلاطم
ویکتوریا
تارنمای مریم ها
شیدایان
خمیدگی فضا-زمان
خبر نامه امیرکبیر
خزعبلات یک پیامبر دیوانه
سلامی و کلامی
یاد آر ز شمع مرده یاد آر
چای سبز
بلوندی
Greenland Highway
ساعت دلتنگی
کیانوش سنجری
من بلاگر نیستم
آسمان همه جا آبی نیست
تازه ترین خبرهای ایران
ایران بان
زنان ملی
حضور خلوت انس
علی رضا محمد ظاهری
آرمــان بــــزرگ
همکلاســــی
ایران ب ب ب
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
عبد القادر بلوچ
آینده ما
حقوق بشر و فردگرایی
گامرون
یک کانادایی
ندای آزادی
از هر دری سخنی
مرد پیر
نمای نزدیک
سرود آزادی
ندای کویر 2
حقوق انسانی و اولیه بشر
عمو اروند
اوس پیمان روشن ضمیر
ایران ـ آزدی ـ برابری
دهکدۀ نو
جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران
اتاق فکر
روز شمار یک زوج خوشبخت
موج سبز وبلاگ نویسان
تشکیلات راه سبز امید شهرستان آمل
ارمنستان-ایرانARMENIA-IRANՀԱՅԱՍՏԱՆ-ԻՐԱՆ
تارنمای حزب پان ایرانیست
حقیقت تلخ
ویدئو بلاگ روزهای سبز
آراسپ
فرمان آریا
قالب های فوق جدید وبلاگ



Amar_Site

تعداد بازديدها: